سیاستگذاری کشاورزی
مسئولان فرآيندگرا يا نتيجه‌گرا  !؟

طي چندين دهه، يكي از دلايل معيشتي بودن كشاورزي ايران اين بود كه كشاورز بذر خود مصرفي داشت از همان نژاد مرغ و گوسفند و گاو خود براي تكثير استفاده مي‌كرد، تنها با نگاه به باران و آفتاب كشت مي‌نمود و هر آنچه برداشت مي‌شد به‌صورت تهاتر با روستاييان به تقسيم مي‌گذاشت و بعدها سلف‌خرها و حاجيان ميادين و بازار برايش تصميم مي‌گرفتند. براي همين بود كه كشاورزي هرگز در ترازوي هزينه = فايده در مقايسه با شاخص‌هاي عملكرد استاني، كشوري و جهاني قرار نمي‌گرفت؛ دستمزد كشاورز و اعضاء خانواده، هزينه استهلاك، فقير شدن زمين و... محاسبه نمي‌شد و كار تقريبا نتيجه محور بود. اگر سالي محصولي خوب (سال بيار يا ترسالي) و بازار خوب بود كشاورز و كشاورزان راضي بودند وگرنه گلايه و فريادشان حاكي از نارضايتي بود ولي در مجموع نه كشاورزان نه متوليان نظريه مفهومي، نگاه و استراتژي براي برنامه‌ريزي، هدفمندي، اولويت‌بندي، محاسبه، مقايسه و نگاه به آينده نداشتند.

arrow