به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، در شرایطی که بخشی از افکار عمومی با پرسشها و شبهاتی درباره نسبت «سختیهای معیشتی»، «پیشرفت» و «کارآمدی نظام اسلامی» مواجه است، بازخوانی مبانی فکری انقلاب اسلامی و تجربه تاریخی ایران بیش از گذشته اهمیت یافته است. خبرنگار تسنیم در گفتوگو با حجتالاسلام علیرضا دیالآبادی با نگاهی تحلیلی و نقادانه، به بررسی ریشههای لذتگرایی مصرفمحور، تفاوت توسعه واقعی با رفاه وارداتی، نقش ولایت فقیه در تولید قدرت و عزت ملی و نیز چالشهای موجود در حوزه اقتصاد و حکمرانی میپردازد؛ گفتوگویی که تلاش دارد فراتر از شعار، تصویری واقعبینانه از مسیر طیشده و الزامات پیشروی جمهوری اسلامی ارائه دهد که در ادامه میخوانید.
تسنیم: برخی تحلیلگران معتقدند مهمترین تمایز انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلابهای معاصر، نه در تغییر ساختار قدرت، بلکه در تغییر «منطق حاکم بر قدرت» است. این ادعا را چگونه ارزیابی میکنید؟
دقیقاً همینطور است. انقلاب اسلامی صرفاً یک جابهجایی قدرت سیاسی نبود، بلکه تغییر پارادایم حکمرانی بود. در اغلب انقلابهای قرن بیستم، نهایتاً یک الیگارشی جدید جایگزین الیگارشی قبلی شد؛ اما در انقلاب اسلامی، منطق سلطه با منطق ولایت جایگزین شد. قدرت از «مالکیت فرد یا طبقه» به «امانت الهی» تغییر معنا داد. اینجاست که مفاهیمی چون عدالت، پاسخگویی، تکلیفمداری و نفی تبعیض ساختاری وارد نظام سیاسی میشود.
تسنیم: در این چارچوب، جایگاه «استقلال» که شما بر آن تأکید دارید، دقیقاً چیست؟ آیا استقلال صرفاً یک مفهوم سیاسی است؟
استقلال در گفتمان انقلاب اسلامی یک مفهوم چندلایه است. ما با سه سطح استقلال مواجهیم: استقلال سیاسی، استقلال تصمیمسازی و استقلال هویتی. پیش از انقلاب، حتی اگر ظاهراً نهادهای حاکمیتی وجود داشت، اما اراده ملی در تصمیمات کلان نقشی نداشت. قانون کاپیتولاسیون نماد عینی سلب استقلال حقوقی بود، استقلالی که انقلاب اسلامی احیا کرد، یعنی هیچ قدرت خارجی حق نداشته باشد جان، مال، ناموس و اراده ملت را خارج از چارچوب قانون الهی و ملی مدیریت کند.
تسنیم: منتقدان میگویند برخی پیشرفتهای زیرساختی یا علمی، روند طبیعی توسعه بوده و لزوماً محصول انقلاب نیست. پاسخ شما به این نگاه چیست؟
این تحلیل، تاریخزدایی از واقعیت است، توسعه بدون اختیار، توسعه نیست؛ وابستگی مدرن است. کشورهایی که بدون انقلاب هم «رشد ظاهری» داشتند، در واقع مصرفکننده فناوری و تابع اراده قدرتهای مسلط بودند. تفاوت جمهوری اسلامی این است که پیشرفت را با «خوداتکایی» تعریف کرد، شما نمیتوانید پیشرفت موشکی، هستهای، پزشکی و دفاعی را در شرایط تحریم همهجانبه، یک روند طبیعی بنامید. اینها محصول یک اراده مستقل و یک الگوی مقاومت فعال است.
تسنیم: نقش ولایت فقیه را در حفظ این استقلال چگونه تحلیل میکنید؟
ولایت فقیه ستون فقرات استقلال نظام است، در تاریخ معاصر ایران، هر زمان که رأس قدرت دچار تزلزل یا وابستگی شد، کشور دچار تجزیه یا تحقیر شد. تفاوت دوران ولایت فقیه با قبل از انقلاب این است که رهبری نهتنها فرار نکرد، بلکه در متن خطر ایستاد. در جنگ، در فتنهها، در تهدید مستقیم دشمن. این حضور، فقط نماد شجاعت شخصی نیست؛ بلکه تثبیت «مرکز ثقل تصمیمگیری مستقل» است.
تسنیم: برخی معتقدند فاصله میان آرمانهای انقلاب و واقعیتهای اجرایی، بهویژه در حوزه اقتصاد، موجب تضعیف سرمایه اجتماعی شده است. این نقد را چگونه میبینید؟
نقد وارد است، اما تحلیل باید دقیق باشد. انقلاب اسلامی یک پروژه ناتمام تمدنی است، نه یک وضعیت ایستا. مشکل اصلی، نه در اصل انقلاب، بلکه در «عدم تبعیت کامل از الگوی ولایی در اقتصاد» است. جایی که رهنمودهای رهبر انقلاب درباره عدالت، تولید، مبارزه با فساد و اقتصاد مقاومتی جدی گرفته نشد، طبیعی است که شکاف ایجاد شود. این ضعف، دلیل بر نفی اصل گفتمان نیست؛ بلکه نشانه فاصله گرفتن از آن است.
تسنیم: شما بارها به مقایسه قبل و بعد از انقلاب در حوزه عزت ملی اشاره کردهاید. این عزت چگونه در رفتار بینالمللی جمهوری اسلامی بازتولید شده است؟
عزت ملی یعنی اینکه ملت احساس نکند شهروند درجه دو در جهان است. امروز جمهوری اسلامی، حتی دشمنانش را وادار به محاسبه میکند. این یعنی بازدارندگی، یعنی احترام ناخواسته. پیش از انقلاب، حتی اعتراض به توهین بیگانگان ممکن نبود. امروز، موضعگیری ایران معادلات منطقهای و جهانی را تغییر میدهد این عزت، هزینه دارد؛ اما بیعزتی هزینهاش بهمراتب سنگینتر است.
تسنیم: پیام شما به نسل جوانی که انقلاب را ندیده و با روایتهای متعارض مواجه است، چیست؟
من به جوانان میگویم انقلاب را نه با شعار، بلکه با «مقایسه تاریخی» قضاوت کنید. ببینید ملت بدون استقلال چه بوده و با استقلال چه شده است. نقد کنید، سؤال بپرسید، اما حافظه تاریخیتان را مصادره نکنید. انقلاب اسلامی میراث یک نسل نیست؛ سرمایه تمدنی یک ملت است و آینده آن، به آگاهی نسل جوان گره خورده است.
تسنیم: یکی از شبهات پرتکرار این روزها این است که «چرا مردم باید سختی اقتصادی را تحمل کنند؟»پاسخ شما به این شبهه چیست؟
این شبهه از یک خلط مفهومی جدی ناشی میشود؛ خلط میان «رشد» و «لذتگرایی». تاریخ علم، تمدن و حتی انسانسازی نشان میدهد که هیچ جامعهای با مصرفزدگی و رفاهزدگیِ تحمیلی رشد نکرده است. سختیِ هدفمند، انسان و جامعه را میسازد؛ اما لذتگرایی، جامعه را مصرفکننده و وابسته نگه میدارد. نظام سرمایهداری دقیقاً از همین مسیر عمل میکند: به شما کالا میدهد، اما زیرساخت، عزت و پیشرفت پایدار را میگیرد.
تسنیم: برخی این مقایسه را مطرح میکنند که چرا در برخی کشورها خودروهای لوکس فراوان است، اما در ایران چنین نیست. این قیاس را چطور باید تحلیل کرد؟
این دقیقاً همان دام «ظاهر توسعه» است. تجربه کشورهایی مانند عراق امروز نشان میدهد که واردات خودروهای لوکس، نه نشانه پیشرفت است و نه قدرت. وقتی کشوری جاده، بهداشت، نظام درمانی و استقلال تصمیمگیری ندارد، اما مصرف بالایی دارد، یعنی در چرخه امپریالیسم مصرفی گرفتار شده است. پیش از انقلاب هم ایران همین وضعیت را داشت؛ نه خودروی ملی، نه صنعت مستقل، نه پزشک و داروی بومی. همهچیز وارداتی بود و منابع کشور در اختیار بیگانگان. انقلاب اسلامی این چرخه را شکست.
تسنیم: منتقدان میگویند اگر ولایت فقیه کارآمد است، چرا در حوزه اقتصاد هنوز مشکلات جدی وجود دارد؟
این پرسش، اگر صادقانه مطرح شود، اتفاقاً سؤال مهمی است. پاسخ روشن است: هرجا به منطق ولایت فقیه عمل شد، پیشرفت اتفاق افتاد؛ نمونه روشن آن، حوزه دفاعی و موشکی است که کاملاً مردمی، غیردولتی و ولایی اداره شد. اما در اقتصاد، بارها و بارها بر خصوصیسازی واقعی، اقتصاد مقاومتی و خروج دولت از تصدیگری تأکید شد و متأسفانه در بسیاری موارد اجرا نشد. مشکل، «ولایت فقیه» نیست؛ مشکل، عمل نکردن به نسخهای است که بارها تکرار شده است.
تسنیم: بعد از تحولات امنیتی اخیر، نقش رهبری بیش از گذشته برجسته شده است. این مسئله چه نسبتی با مفهوم عزت ملی دارد؟
عزت ملی بدون قدرت، یک شعار توخالی است. امروز اگر دشمن از موضع تهدید به موضع مذاکره رسیده، بهخاطر قدرت بازدارندگی و رهبری مقتدر است. زمانی شاه حتی از تصمیمات داخل کشور خود خبر نداشت؛ امروز قدرتهای جهانی پای میز مذاکره با ایران مینشینند. این یعنی تغییر موازنه. ولایت فقیه، نظام ضددیکتاتوری است؛ چون قدرت را به اراده الهی و مردم گره میزند، نه به وابستگی خارجی.
تسنیم: برخی سختیها و ناکارآمدیهای داخلی را نشانه شکست انقلاب میدانند. این نگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟
باید تفکیک قائل شد میان «اساس نظام» و «عملکرد برخی مسئولان». بله، فساد و سوءمدیریت زخمِ واقعی است و مایه خفت؛ اما اساس این کشور با دعای امام زمان(عج) حفظ شده و دشمن با همه فشارها نتوانسته آن را فرو بریزد. اتفاقاً وعده الهی این است که خیانتکاران رسوا میشوند. مسیر اصلاح، مبارزه با فساد داخلی و بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب است، نه انکار اصل انقلاب.
تسنیم: و اما سخن پایانی؟
مسیر انقلاب اسلامی مسیر آسانطلبی و مصرفزدگی نیست، بلکه راه رشد، عزت و استقلال از دل تحمل سختیها و ایستادگی میگذرد، هر جا به منطق ولایت فقیه عمل شده، قدرت و پیشرفت شکل گرفته و هر جا فاصله افتاده، مشکلات بروز کرده است؛ مسیری که با بازگشت به آرمانها، مبارزه با فساد و اتکای واقعی به مردم، میتواند آیندهای مطمئنتر برای کشور رقم بزند.
انتهای پیام/




نظرات کاربران