به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، با آغاز جنگ رمضان در 9 اسفند امسال و شروع یک جنگ تحمیلی دیگر علیه ایران عزیزمان، نیروهای مسلح مقتدر کشورمان از همان ساعات اولیه اقدام به محدود کردن تردد در تنگه هرمز کردند و صراحتاً اعلام کردند اجازه نخواهند داد کشتی وابسته به رژیم تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی از این تنگه عبور کنند.
سفیر سابق ایران در کشورهای روسیه و چین هم امروز اعلام کرد اگر همین الان جنگ به پایان برسد، یک بازه زمانی 2 تا 3 ساله طول میکشد تا فعالیت تنگه به حالت قبل برگردد. همینطور بسیاری از کارشناسان اقتصادی دنیا معتقد هستند که اقتصاد جهانی در حال فلج شدن است و اگر این تنگه به مدت طولانی بخواهد بسته باشد، قیمت حاملهای انرژی به صورت بسیار نجومی در بسیاری از کشورهای دنیا افزایشی خواهد شد.
در این باره با محمدپارسا نجفی، کارشناس مسائل بینالملل گفت وگو کردهایم که مشروح آن به این شرح است:
تسنیم: چرا خلیج فارس به این قدر در اقتصاد دنیا تأثیرگذار است؟
در جهان واقعیت و دور از فریب های سیاسی، فقط و فقط قدرت است که حرف اول و آخر را می زند و تنها زمانی که می توان قدرت خود را به جهان اثبات کرد (نه آنکه اعلام کرد) می توان حق خود را پس گرفت و به امنیت و بازدارندگی رسید یا منافع کشور را تامین کرد. فقط زمانی دشمن متوقف می شود و مجبور به دادن امتیاز خواهد شد که ضربه ای جبران ناپذیر و نابود کننده و تحول آفرین دریافت کند.
می دانیم که گاز مایع، محصولات پتروشیمی، مشتقات نفتی و به ویژه نفت خام از از خلیج فارس صادر می شود و سهم عمده و اصلی در بازار انرژی جهان دارد. این میزان بهشکل رسمی 20 میلیون بشکه نفت خام اعلام میشود اما بیشتر کشورهای این حوزه به دلایل گوناگون تولید خود را تا 25 میلیون بشکه در روز هم میرسانند که یکی از آنها رعایت صوری سهمیه اوپک است اما برای مثال عربستان که ظرفیت تولید خود را 8 میلیون بشکه اعلام میکند اغلب موارد بالای 10 میلیون بشکه تولید میکند و حتی چندین سال قبل برای کمک به اقتصاد آمریکا بالای 12 میلیون بشکه در روز تولید میکرد و جالبتر اینکه قابلیت تولید 13 میلیون بشکه نفت خام در روز را دارا است.
تسنیم: حال بسته شدن تنگه هرمز چگونه میتواند دشمن را به زانو دربیاورد؟
اگر تنگه فوق راهبردی هرمز و 2 رشته خط لوله انتقال انرژی از خلیج فارس به شکل کامل مسدود شود به معنای حذف یک چهارم نفت خام صادراتی و یک سوم گاز مایع صادراتی به بازار انرژی جهان خواهد بود.
همه نفت صادراتی از خلیج فارس از تنگه هرمز عبور نمیکند بلکه در حال حاضر 2 خط لوله در جزیره العرب وجود دارد که نفت و گاز را به خارج از خلیج فارس منتقل می کند؛ اول خط لوله شرقی – غربی که در عربستان ساخته شده بندر جُبَیل در خلیج فارس را به بندر یَنبُع در دریای سرخ متصل میکند و همزمان میادین بزرگ نفتی عربستان مانند ابقَیق، خریص و قوادار به آن متصل شدهاند. این خط لوله 1170 کیلومتر طول دارد و بین 3 میلیون بشکه تا 6 میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال نفت دارد.
دوم؛ خط لوله حَبشان – فجیره نام دارد که در امارات ساخته شده و منطقه نفتی حبشان در استان ابوظبی (نزدیک خلیج فارس) را به بندر فُجِیره در سواحل خلیج عمان متصل میکند و طول بسیار کوتاهی دارد و تنها یک میلیون و 300 هزار بشکه ظرفیت دارد اما امکان دور زدن تنگه هرمز را برای امارات بدون نیاز به عربستان سعودی فراهم میکند. در حال حاضر با توجه به توقف صدور نفت و گاز از تنگه هرمز تنها مسیر باز برای اعراب جنوب خلیج فارس همین دو خط لوله است و علت صدور تقریبا 7 میلیون بشکه نفت عربستان و امارات نیز استفاده از همین دو خط لوله به ویژه جبیل به ینبع میباشد.
با این حال نکته مهم سهولت در انهدام این دو خط لوله است؛ برای مثال در جریان جنگ 7 ساله عربستان سعودی علیه یمن، خط لوله جبیل به ینبع به راحتی توسط پهپادهای صماد 3 انصارالله در 14 مه 2019 منفجر شد. در جریان آن عملیات ارتش یمن توانست دو ایستگاه پمپاژ این خط لوله را در دو نقطه مختلف یعنی العفیف و الدوادمی منفجر کند و جریان انرژی تا زمان تعمیر آن خط لوله متوقف شد.
تسنیم: دقیقاً بعد از قطع صادرات انرژی از خلیج فارس چه روی می دهد؟
آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم بر همه تنگههای دریایی مسلط شد و از آنجا که اقتصاد جهان به نفت خام وابسته است، کشورها را مجبور کرده نفتی که قیمت آن جهانی تعیین میشود را با دلار خریداری کنند. پس نقش توقف صدور یک چهارم نفت خام به بازار جهانی بسیار میتواند ویرانگر باشد چرا که قیمت نفت صدها دلار افزایش خواهد یافت.
انسداد کامل تنگه هرمز و توقف خط لوله جبیل به ینبع و نیز خط لوله حبشان به فجیره میتواند موجب کمبود فیزیکی نفت خام، گاز مایع، محصولات پتروشیمی و حتی کود شیمیایی برای کشاورزی در جهان شود. اما این توقف و کمبود چه به روز آمریکا خواهد آورد که این همه موجب نگرانی آمریکا و متحدانش شده است.
کافیست وضعیت فوق الذکر بیش از یک ماه به طول انجامد که در آن صورت جهان با کمبود عرضه فیزیکی نفت مواجه شود تا نفت بالای صدها دلار افزایش قیمت را تجربه کند. با افزایش شدید قیمت هر بشکه نفت خامدر جهان، مصرف کنندگان سوخت در ایالات متحده و اروپا مجبور میشوند جهش شدید قیمتها را تحمل کنند و این در حالیست که درآمد آنها هرگز افزایش سریع و متناسبی نخواهد داشت و چه بسا به علت افزایش شدید و ناگهانی قیمت انرژی و به تبع آن افزایش هزینه تولید سپس بالا رفتن سایر کالاها و خدمات، بسیاری از مشاغل از بین برود و روند اخراج نیروی کار و رکود تورمی به سرعت اقتصاد های بزرگ را فرا میگیرد و دولت ها راهکاری برای جبران آن نخواهند داشت.
اما چرا چنین می شود؟ قیمت نفت بهصورت جهانی تعیین میشود به این معنی که حتی کشورهای تولیدکننده آن مانند آمریکا نیز روند افزایش قیمت نفت را تجربه خواهند کرد حتی اگر نفت در تگزاس یا لوئیزیانا تولید شود. کسی هم نمیتواند آن را تغییر دهد چرا که قیمت نفت جهانی است و تغییرات آن هم در سراسر جهان در یک زمان رخ می دهد. همین موضوع سبب افزایش همزمان هزینههای تولید و مصرف میشود و به بیان دیگر اقتصاد جهان به ناگهان متضرر می شود که سقوط بورسهای جهان تنها یکی از تاثیرات آن خواهد بود.
در آن شرایط هر شرکتی یا کشوری، با مشکل مالی مواجه است. تنها کشورهایی که میتوانستند به امر آمریکا نفت مفت عرضه کنند همین اعراب خلیج فارس هستند که دیگر قادر به صدور نفت و گاز و مشتقات آن نیستند.
با افزایش شدید قیمت انرژی، و البته کمبود فیزیکی آن در بسیاری از نقاط، فعالیت اقتصادی در عمل غیرقابل انجام می شود، و این روند به سرعت شرکتها را به تعطیلی میکشاند و زنجیره تولید را میگسلد. در نتیجه بورس، و به تبع آنها سهام بانکها و بیمه به سرعت خیره کنندهای سقوط میکنند همین مساله از بورس یک کشور و یک قاره به کشورها و قارههای دیگر به سرعت سرایت میکند چرا که همههای مالی بزرگ به یکدیگر متصل هستند و هر یک سهام دیگری را قبلا خریده یا مشتریانش سهامدار مالک سهام آن شرکتها هستند. لذا سقوط دومینو وار و سهمگین یک بورس با ابعاد مزبور، موجب سقوط سایر بازارهای مالی به ویژه بورسهای مطرح جهان خواهد شد. برای مثال با سقوط بورس شانگهای یا توکیو، بورس فرانکفورت یا لندن سپس بورس وال استریت (نیویورک) هم سقوط میکند و همین مساله در بورس پاریس و سئول و تورنتو هم تکرار میشود.
در عین حال به علت افزایش شدید قیمت ها به ویژه قیمت سوخت و هزینه حمل و نقل و به تبع آن بالارفتن هزینه تولید و تجارت، شورشها و عصیان شهری در آمریکا و اروپا روی میدهد و جالبتر اینکه دولتها دیگر منابعی برای جلوگیری از آن یا کاهش فشار نخواهند داشت و از آنجا که این روند برای دولتها قابل پیش بینی است به محض شروع این روند، دولتها و شرکتها یا بانکهای بزرگ در چین، هند، برزیل، آلمان، انگلیس، ژاپن، کانادا، افریقای جنوبی، استرالیا، کره جنوبی، فرانسه، منطقه آسه آن و … که اوراق قرضه خزانهداری آمریکا را خریده بودند مجبور میشوند آن را به سرعت بفروشند تا شاید کمی از خسارتها را جبران کنند یا زمان فروپاشی اقتصادشان را به تأخیر بیاندازند، اما این اوراق واقعا مبلغ کمی نیست؛ آمریکا بیش از 38 هزار میلیارد دلار به جهان بدهکاری است که هر سه ماه یک بار مبلغ یک هزار میلیارد دلار ربا و سود این اوراق به اصل بدهی افزوده میشود.
تسنیم: آنطور که متوجه شدیم شرکتهای بزرگ بورسی و بانکهای دنیا با یکدیگر ارتباطهای تنگاتنگی دارند و همین اجازه ندادن تردد کشتیهای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی میتواند آنها را از درون متلاشی کند.
درست است؛ در شرایط سقوط بورسها و بحران شدید اقتصادی، (تورم و رکورد) تنها دارایی که اقتصادهای بزرگ جهان دارند همان اوراق قرضه خزانهداری آمریکاست که طبعاً باید برای فروش آن اقدام کنند و الا همان دارایی را نیز از دست خواهند داد. زمانی که همه مالکان اوراق برای فروش آن اقدام کنند قطعاً قیمت آن به شدت کاسته میشود و شاید دیگر ارزشی هم نداشته باشد همین مساله به سقوط کامل سهام بانکها و شرکتهایی که این اوراق را پشتوانه اقتصادشان کرده بودند منجر میشود و این روند سقوط بورسها و بانکها را تشدید میکند. در آن شرایط همه به پول نیاز دارند و سهام و اوراق دیگر ارزشی نخواهد داشت و این روند به صورت زنجیرهای و همزمان تصاعدی در حال تکرار مستمر است تا نابودی کامل اقتصاد کشورهای بزرگ که مسیری هم برای جلوگیری از آن وجود نخواهد داشت.
از طرف دیگر دولت آمریکا هم منابعی برای سررسید کردن اوراق قرضه منتشر شدهاش ندارد. این به معنای نابودی دلار آمریکا است چرا که ایالات متحده از این اوراق به جای تضمینی برای بقای دلار( و به نوعی به عنوان پشتوانه دلار) استفاده کرده است. چنانکه میدانید دلار آمریکا فاقد پشتوانه فیزیکی مانند طلا است.
نکته جالبتر اینکه سقوط بورسها مانند یک طوفان جهانی هر بار به ایالات متحده میرسد آنجا ضریب میگیرد و دوباره با پژواک قویتر به سراسر جهان انعکاس مییابد و سپس مانند بومرنگ دوباره به آمریکا بازمیگردد و این چرخه ویرانگر بهشکل تصاعدی تکرار شده و هر بار هم افزایش می یابد.
در نتیجه روندی که برای سود مستمر و فزاینده آمریکا طراحی شده در آن شرایط وارونه عمل کرده و موجب زیان شدید و مکرر آمریکا سپس شرکای آن می شود. از همه بدتر وضعیت آمریکا خواهد بود که دلارش آسیب دیده و ارزش آن به سمت صفر نزدیک می شود و در این شرایط حتی نیروهای پلیس فدرال، گارد ملی و …در ازای انجام فعالیت شغلی درآمدی نخواهد داشت چرا که دلاری که هر هفته دریافت میکردند مانند پزو آرژانتین در سال 2000 به کاغذ بی ارزش تبدیل شده. یعنی ارزش دستمال توالت را هم نخواهد داشت.
این روند فروپاشی نیروهای نظامی و امنیتی در آمریکا بیش از هر جای دیگر شدت خواهد داشت چرا که آمریکا فاقد فرهنگ بومی و ملی است و اصولا از ملت تشکیل نشده که پایبند حداقلی از ارزش های نهادینه باشد.
نفت نامتعارف موسوم به شل در آمریکا قابل پالایش نیست
تسنیم: مگر خود آمریکا نفت ندارد پس چرا با محدود شدن صادرات نفت و انرژی از خلیج فارس بهم میریزد؟
تولید نفت خام ایالات متحده نه تنها کمتر از میزان مصرف روزانه آن هست بلکه حتی تولید نفت شل هم نتوانسته مشکل کمبود این کشور را حل کند چرا که نفت نامتعارف موسوم به شل در آمریکا قابل پالایش نیست و باید صادر شود. به همین خاطر ایالات متحده دو برابر میزان صادرات نفت مجبور است واردات کند. آنچه در رسانه ها مورد غفلت واقع شده این است که بیشتر پالایشگاههای آمریکا قدیمی است و برای پالایش نفت سنگین گوگرددار (نفت ترش) ساخته شده و حال آنکه بخشی از نفت تولیدی آمریکا که شیرین است در ایالات متحده قابلیت پالایش ندارد.
اکنون بهتر میتوان به اعتراف قدیمی ترامپ مبنی بر نیاز آمریکا به بازسازی کامل و نجات از فرسودگی پِی بُرد. در مجموع، انسداد تنگه هرمز حتی آمریکا را هم با کمبود فیزیکی نفت خام مواجه میکند. اما باز هم تاکید میشود که مسدود شدن هرمز موجب انفجار قیمت نفت در همه جهان میشود و این انفجار قیمت جهانی نفت به مراتب از هر چیزی مهمتر است.
تسنیم: پس ذخایر استراتژیک نفت آمریکا پاسخگو نخواهد بود؟
حتی اگر باور کنیم آمریکا ذخایر استراتژیک نفت (با آماری که واشنگتن ارائه میدهد) را نگهداری کرده باشد برای باز هم مشکل عرضه فیزیکی آن را فقط برای خودش و به مدت بسیار کوتاه و شاید چند روز حل میکند اما هرگز نمیتواند قیمت نفت را کاهش دهد در نتیجه مصرفکنندگان در داخل آمریکا هم باید نفت را با همان قیمت جهانی بخرند و در اصل، موضوع تغییری نمیکند و مشکل به قوت خود باقی خواهد ماند.
آمریکا مدعی انباشت 450 میلیون بشکه نفت با عنوان ذخائر راهبردی است حال آنکه میزان تولید نفت جهان 100 میلیون بشکه نفت است و اگر میزان تولید خلیج فارس را همان مبلغ رسمی 20 میلیون بشکه در روز در نظر بگیریم (که در واقعیت بیش از 25 میلیون بشکه است) یعنی کل ذخیره راهبردی نفت آمریکا از 600 میلیون بشکه نفتی که خلیج فارس در یک ماه تولید میکند هم کمتر است. مشکل بعدی این است که این 450 میلیون بشکه را چگونه به جهان بفرستند و آیا آمریکا می تواند تخفیف چند صد دلاری روی آن بدهد؟
و موضوع دیگر اینکه هر پالایشگاهی بر اساس نفت شور یا شیرین و نفت سبک یا سنگین یا نیمه سنگین یا فوق سنگین طراحی و تنظیم شده است و نمی توان ناگهان از همه انواع نفت ها استفاده کند.
تسنیم: آیا آمریکا قادر به پرداخت یارانه برای مصرف انرژی خواهد بود؟
اصولاً دولت آمریکا قادر به پرداخت یارانه برای مصرف انرژی به ویژه بنزین نیست و حتی یکی از درآمدهای دولت ایالات متحده گرفتن مالیات بر مصرف انرژی است و طبعا این دو با یکدیگر همزمان نخواهد شد.
سایر اقتصادهای بزرگ مانند چین، هند، اروپا، منطقه آسه آن، ژاپن، کره ج و … هم وضعیت مشابهی خواهند داشت. در عین حال هر کشوری که توان تولید نفت داشته باشد قطعا آن را به قیمت 80 دلار سابق ( به معنای رایگان در آن شرایط) عرضه نمی کند. چرا که به علت بحرانی جهانی اقتصادی، و انهدام زنجیره تولید، و سقوط بورس ها و فروپاشی فریب الوقوع اقتصادی جهان، حتی کشورهای تولید کننده نفت نیز با بحران های اقتصادی مواجه هستند و از نفت باید برای جبران مشکلات شان بهره گیرند لذا فکر رایگان فروختن نفت هرگز وجود نخواهد داشت.
تسنیم: چقدر توقف صدور نفت از خلیج فارس می تواند موجب جهش قیمت ها شود؟
پاسخ این است که تاکنون جهش قیمت نفت دو بار روی داده که هر دو مورد علت آن به خلیج فارس مربوط بوده است، مورد اول زمانی بود که اعراب حاشیه خلیج فارس در سال 1974 دست به توقف تولید نفت زدند و قیمت نفت جهش یافت. بار دیگر در سال 1979 به دلیل اعتصاب کارکنان صنعت نفت ایران در جریان انقلاب اسلامی، قیمت نفت جهش را تجربه کرد که هر بار فقط نیمی از خلیج فارس دست از تولید برداشتند اما اگر تنگه هرمز مسدود شود و خطوط لوله نفت انتقالی از آن هم متوقف شود، کل خلیج فارس از بازار جهانی نفت حذف می شود و این به معنای ابرجهش قیمت نفت خواهد بود که تاکنون جهان آن را تجربه نکرده است. البته یک افزایش قیمت نفت نیز در جریان جنگ لیبی در در سال 2011 روی داد که علت آن توقف صادرات نفت آن کشور بود اما از آن به شوک بزرگ یاد نمی شود. همچنین کاهش میزان تولید نفت نروژ به علت آسیب دیدن چاه های نفت آن کشور در دریای شمال به دلیل زلزله دریای شمال هم در این رشد قیمت موثر بود.
تسنیم: اگر تنگه مسدود شود، ایران چگونه نفت خود را صادر کند؟
اولاً زمان بسته ماندن تنگه هرمز بیش از چند ماه نیاز نیست چون اقتصاد جهان نابود خواهد شد و آمریکا با دادن امتیاز تلاش می کند مانع از نابودی اقتصادش شود.
ثانیاً اگر نیاز به صدور انرژی به کشورهای دوست شد ایران دارای خط لوله گوره در خلیج فارس به جاسک در خلیج مکران (= دریای عمان) با ظرفیت یک و نیم میلیون بشکه نفت خام در روز است که امکان انتقال گاز هم در آن وجود دارد.
تسنیم: آماده شنیدن سخن پایانس شما هستیم.
آنچه بیان شد را قطعا تحلیلگران ارشد غربی هم میدانند لذا برای جلوگیری از چنین مسالهای رویکرد دولتهای غربی را تغییر خواهند داد و به دادن امتیاز روی می آورند. این رویکرد امنیت ایران را تا ابد تامین میکند. کافیست برای یک ماه تولید و صدور نفت از خلیج فارس را به صفر مطلق برسانیم تا هم رژیم هایی که با دادن پایگاه نظامی شریط جنایات آمریکا شدند تنبیه شوند هم دست متجاوزان آمریکا برای همیشه از جهان اسلام قطع شود. کمترین امتیازی که در ازای باز کردن مسیرهای صادرات انرژی از خلیج فارس میوانیم دریافت کنیم این است که رژیم صهیونی منحل و از فلسطین خارج شده و آمریکا تمام پایگاههای خود را در جهان اسلام تعطیل کند. و البته که باید غرامت هزاران میلیارد دلاری بابت حمله به ایران را هم به تهران بپردازند.
گفتوگو از: فرید حائری
انتهای پیام/
نظرات کاربران