مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

روایتی از میدان جنگ که نگاه جهان را به توان نظامی ایران تغییر داد

روایتی از میدان جنگ که نگاه جهان را به توان نظامی ایران تغییر داد
بازدید 2
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، در حالی که جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و جبهه متشکل از رژیم صهیونیستی و ایالات متحده وارد روزهای حساس خود شده، بررسی ابعاد مختلف این تقابل و ارزیابی عملکرد توان دفاعی کشور به یکی از موضوعات مهم منطقه تبدیل شده است. طی سال‌های گذشته، ایران با وجود تحریم‌های گسترده و محدودیت‌های شدید در دسترسی به فناوری‌های پیشرفته، مسیر توسعه بومی توانمندی‌های دفاعی را در پیش گرفته و امروز این ظرفیت‌ها در حوزه‌هایی مانند توان موشکی، پهپادی، اطلاعاتی و پدافندی نقش مهمی در معادلات منطقه‌ای ایفا می‌کنند.

تحولات میدانی روزهای اخیر نیز بار دیگر توجه تحلیلگران را به میزان اثرگذاری این توانمندی‌ها جلب کرده است؛ از عملیات‌های موشکی و پهپادی گرفته تا نقش جنگ اطلاعاتی و ترکیب ابزارهای مختلف قدرت در میدان نبرد. در چنین شرایطی، ارزیابی دقیق عملکرد این ظرفیت‌ها می‌تواند تصویر روشن‌تری از معادلات امنیتی منطقه ارائه دهد و حقانیت نیروهای مسلح جان‌ بر کف را نمایان سازد.

خبرگزاری تسنیم در همین راستا با محمد مهدی‌زاده، نویسنده، مترجم و پژوهشگر روابط بین‌الملل و تاریخ نظامی جهان به گفت‌وگو نشست تا ابعاد مختلف توان دفاعی ایران و تحولات اخیر میدان تقابل با رژیم صهیونیستی و متحدانش را مورد بررسی قرار دهد. آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح این گفت‌وگو است:

تسنیم: با گذشت 10 روز از جنک تحمیلی رمضان جبهه صهیونیستی ـ آمریکایی علیه جمهوری اسلامی ایران  ، ارزیابی شما از عملکرد نیروهای مسلح ایران در میدان چیست؟

مهدی‌زاده: آنچه امروز در صحنه میدانی مشاهده می‌شود، در واقع نتیجه سال‌ها برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری در حوزه توان دفاعی کشور است. جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته تلاش کرده ساختار بازدارندگی خود را بر پایه ظرفیت‌های بومی و فناوری‌های داخلی توسعه دهد و امروز بخشی از نتایج این رویکرد در میدان قابل مشاهده است.

در شرایط فعلی، طرف مقابل تلاش کرده با استفاده از ابزارهای مختلف نظامی و رسانه‌ای فشار قابل توجهی ایجاد کند، اما در مقابل، ایران نیز با اتکا به توانمندی‌های موشکی، پهپادی و اطلاعاتی خود توانسته پاسخ‌هایی در سطحی ارائه دهد که نشان‌دهنده ظرفیت بالای دفاعی کشور است. به همین دلیل می‌توان گفت معادلات میدان تنها به برتری نظامی کلاسیک محدود نیست و عوامل متعددی در تعیین روند تحولات نقش دارند.

تسنیم: چگونه جمهوری اسلامی ایران که سال‌ها تحت تحریم‌های شدید بوده است ، توانسته به چنین سطحی از توانمندی در حوزه موشکی، پهپادی و نظامی برسد؛ ریشه این پیشرفت را در چه می‌بینید؟

مهدی‌زاده: تجربه‌ای که ایران برای رسیدن به این سطح از توانمندی در حوزه‌هایی مانند فناوری‌های موشکی، پهپادی و حتی حوزه‌های اطلاعاتی طی کرده، در واقع ریشه در سال‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دارد. از همان زمان، کشور با نوعی محاصره و محدودیت در دسترسی به تجهیزات و فناوری‌های نظامی مواجه شد و همین مسئله ضرورت حرکت به سمت خودکفایی را بیش از پیش برجسته کرد.

در دوران دفاع مقدس نیز این نیاز به شکل جدی‌تری خود را نشان داد و بسیاری از فرماندهان و متخصصان به این جمع‌بندی رسیدند که ایران برای حفظ امنیت خود باید به سمت توسعه بومی فناوری‌های دفاعی حرکت کند. تلاش‌ها و نگاه بلندمدت چهره‌هایی مانند شهید دکتر مصطفی چمران، شهید حسن تهرانی‌مقدم، شهید شفیع‌زاده و بسیاری از متخصصان و فرماندهان دیگر در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ افرادی که به دنبال ایجاد زیرساختی بودند که کشور را در حوزه تسلیحاتی به سمت استقلال سوق دهد.

بر همین اساس، مسیر طی‌شده بیشتر بر پایه بازآفرینی، توسعه و بومی‌سازی فناوری‌ها شکل گرفت، نه صرفاً اتکا به خرید یا انتقال فناوری از قدرت‌های بزرگ. همین رویکرد باعث شد زیرساختی تدریجاً در صنایع دفاعی کشور شکل بگیرد که امروز نتایج آن را در حوزه‌هایی مانند توان موشکی، پهپادی و سایر ظرفیت‌های دفاعی مشاهده می‌کنیم.

در واقع، آنچه امروز به عنوان توان دفاعی ایران دیده می‌شود، حاصل دهه‌ها سرمایه‌گذاری، تلاش علمی و یک نگاه راهبردی به مسئله استقلال دفاعی است؛ مسیری که نشان داد فشار تحریم‌ها نه‌تنها مانع پیشرفت نشد، بلکه در بسیاری موارد به تقویت اراده برای خودکفایی انجامید.

تسنیم: در حملاتی که علیه اهداف نظامی دشمن انجام می‌شود، چه عواملی باعث می‌شود دقت و اثرگذاری این عملیات‌ها در سطح بالایی قرار بگیرد؟

مهدی‌زاده: دقت و اثرگذاری عملیات‌ها در درجه نخست به شناسایی دقیق اهداف بازمی‌گردد. این شناسایی از مسیرهای مختلفی انجام می‌شود؛ از جمله رصدهای ماهواره‌ای، ظرفیت‌های اطلاعاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و همچنین همکاری‌ها و تبادل اطلاعات با مجموعه‌های همسو در جبهه مقاومت.

در این میان، بخش‌هایی از نیروهای مسلح از جمله ساختارهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، نیروی قدس و همچنین بخش‌های اطلاعاتی ارتش نقش مهمی در جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها دارند. دشمن تلاش می‌کند بسیاری از زیرساخت‌ها و مراکز حساس خود را با پوشش‌های پیچیده پنهان کند و از روش‌های مختلفی برای حفاظت از این اهداف بهره ببرد، بنابراین دستیابی به مختصات دقیق این مراکز نیازمند یک کار اطلاعاتی چندلایه و دقیق است.

در کنار این مسئله، پیشرفت‌های فناوری در حوزه موشکی و پهپادی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش دقت عملیات‌ها داشته است. توسعه نسل‌های جدید موشک‌های بالستیک و سایر سامانه‌های ضربتی باعث شده میزان خطای اصابت به شکل قابل توجهی کاهش یابد. ترکیب این شناسایی دقیق اطلاعاتی با پیشرفت‌های فناورانه در سامانه‌های تسلیحاتی، در نهایت موجب می‌شود عملیات‌ها با دقت بالا و اثرگذاری قابل توجهی علیه اهداف نظامی دشمن انجام شود.

تسنیم:  ترکیب توان موشکی، پهپادی و ظرفیت‌های اطلاعاتی چه نقشی در معادلات میدان دارد؟

مهدی‌زاده: واقعیت این است که آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک جنگ چندلایه و ترکیبی است. در چنین جنگی صرفاً میدان نظامی تعیین‌کننده نیست، بلکه عرصه‌های دیگری مانند جنگ شناختی، جنگ اطلاعاتی، فضای رسانه‌ای و حتی حوزه سایبری نیز در کنار میدان نظامی فعال هستند و همه این لایه‌ها در یک ساختار واحد عمل می‌کنند.

در بخش نظامی، ترکیب توان موشکی، پهپادی و ظرفیت‌های اطلاعاتی نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی به معادلات میدان دارد. این ترکیب باعث می‌شود دشمن با طیفی متنوع از تهدیدها مواجه شود و ناچار باشد همزمان برای مقابله با چند سطح از تهدید برنامه‌ریزی کند؛ موضوعی که فشار عملیاتی قابل توجهی بر سامانه‌های دفاعی و فرماندهی آن وارد می‌کند.

در کنار این حوزه‌ها، بعد سایبری نیز به یکی از میدان‌های مهم این تقابل تبدیل شده است. طی سال‌های اخیر نمونه‌هایی از عملیات‌های سایبری علیه زیرساخت‌ها و سامانه‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی مشاهده شده که نشان می‌دهد این عرصه نیز بخشی از همان جنگ ترکیبی است و می‌تواند پیامدهای امنیتی و روانی قابل توجهی برای طرف مقابل ایجاد کند.

تسنیم: ارزیابی شما از عملکرد سامانه‌های پدافند هوایی کشور در این درگیری‌ها چیست؟

مهدی‌زاده: در ارزیابی عملکرد پدافند هوایی کشور باید چند نکته را همزمان در نظر گرفت. نخست اینکه ایران سال‌هاست با محدودیت‌های جدی در حوزه خرید و انتقال فناوری‌های پیشرفته دفاعی مواجه بوده و همین مسئله باعث شده بخش مهمی از نیازهای پدافندی کشور از مسیر توسعه بومی تأمین شود.

در عین حال باید توجه داشت که ایران در این تقابل با یکی از پیشرفته‌ترین توان‌های هوایی جهان مواجه است؛ بنابراین طبیعی است که چنین رویارویی‌ای فشار قابل توجهی بر سامانه‌های دفاعی وارد کند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد پدافند هوایی کشور توانسته در میدان عمل نیز عملکرد قابل توجهی از خود نشان دهد و در موارد متعددی اقدام به رهگیری و انهدام پهپادها و پرنده‌های متخاصم کند.

در روزهای ابتدایی درگیری‌ها نیز هرچند برخی خسارات به زیرساخت‌ها وارد شد، اما آنچه اهمیت دارد توان بازیابی و تطبیق سریع سامانه‌های دفاعی با شرایط جدید میدان است. استمرار فعالیت سامانه‌های پدافندی و افزایش توان مقابله با تهدیدات هوایی نشان می‌دهد ساختار دفاع هوایی کشور همچنان فعال و در حال ارتقای خود متناسب با شرایط میدان است.

بدیهی است در ادامه نیز تقویت و به‌روزرسانی این سامانه‌ها، متناسب با تحولات فناوری‌های نظامی در جهان، یک ضرورت راهبردی برای حفظ امنیت کشور به شمار می‌رود.

تسنیم: هدف قرار دادن مراکز و پایگاه‌های نظامی دشمن چه پیامی برای طرف مقابل دارد؟

مهدی‌زاده: پایگاه‌های نظامی آمریکا در غرب آسیا را نباید صرفاً به‌عنوان چند موقعیت نظامی پراکنده در خاک کشورهای منطقه دید. این پایگاه‌ها در واقع بخشی از شریان حیاتی قدرت آمریکا در خارج از سرزمین اصلی این کشور محسوب می‌شوند و نقش آن‌ها در معادلات راهبردی، حتی از نظر برخی مقامات نظامی آمریکایی، هم‌تراز با خاک ایالات متحده تلقی می‌شود.

از یک منظر، این پایگاه‌ها عمق استراتژیک آمریکا در منطقه هستند. انهدام یا از کار افتادن آن‌ها به معنای وارد شدن ضربه به توان اعمال قدرت آمریکا در فاصله‌ای بسیار دور از خاک اصلی این کشور است؛ به همین دلیل، اهمیت هدف قرار گرفتن این پایگاه‌ها کمتر از ضربه به سرزمین اصلی آمریکا ارزیابی نمی‌شود، حتی اگر از نظر جغرافیایی در خاک کشورهای همسایه ایران مستقر باشند.

اما اهمیت این پایگاه‌ها فقط به بعد نظامی محدود نیست. آمریکا طی دهه‌ها یک نظام اقتصادی–امنیتی را در منطقه تعریف کرده که بر پیوند میان نفت و دلار استوار است؛ مفهومی که به «پترودلار» معروف شده است. در این چارچوب، کشورهای حاشیه خلیج فارس نفت خود را به دلار می‌فروشند و در مقابل، بخش قابل توجهی از درآمدهایشان یا در اقتصاد آمریکا سرمایه‌گذاری می‌شود یا صرف خرید تسلیحات و خدمات امنیتی از واشنگتن می‌گردد. پایگاه‌های نظامی آمریکا عملاً ابزار حفظ و تضمین این نظم اقتصادی–امنیتی هستند.

بنابراین، تضعیف یا انهدام این پایگاه‌ها می‌تواند این چرخه را با اختلال جدی مواجه کند. همزمان شدن فشار بر پایگاه‌های نظامی با تهدید زیرساخت‌ها و سکوهای انرژی که محل سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی و غربی هستند، مستقیماً بر امنیت انرژی و ثبات بازارهای جهانی اثر می‌گذارد. نشانه‌های این مسئله را در ماه‌های اخیر در افزایش قیمت انرژی در آمریکا و اروپا، فشار بر بازار گاز، و نگرانی‌های فزاینده کشورهای مصرف‌کننده انرژی به‌روشنی می‌توان مشاهده کرد.

از منظر عملیاتی نیز این پایگاه‌ها نقش سکوهای پرتاب را ایفا می‌کنند؛ چه برای پروازها و انتقال نیرو و تجهیزات میان منطقه و فلسطین اشغالی، چه به‌عنوان محل استقرار نیروهای زمینی و پشتیبانی از عملیات‌های احتمالی، از جمله عملیات‌های هوابرد. مختل شدن کارکرد این پایگاه‌ها به‌طور مستقیم توان عملیاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در منطقه کاهش می‌دهد و آزادی عمل آن‌ها را محدود می‌کند.

در مجموع، وقتی همه این ابعاد را در کنار هم قرار دهیم، روشن می‌شود که ضربه به پایگاه‌های آمریکا در منطقه صرفاً یک اقدام نظامی تاکتیکی نیست، بلکه پیامی راهبردی دارد: تضعیف حضور آمریکا در غرب آسیا و برهم زدن یکی از ستون‌های اصلی چتر حمایتی این کشور از رژیم صهیونیستی. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که اهمیت این پایگاه‌ها را در معادلات امروز منطقه برجسته می‌کند.

تسنیم: تحولات میدانی اخیر با توجه به گستره عملیات‌های انجام‌شده، چه تأثیری بر نگاه جهانی به توان نظامی ایران گذاشته است؟

مهدی‌زاده: تحولات میدان به‌روشنی نشان داد که آنچه در محاسبات دشمن وجود داشت، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، بر نوعی توهم قدرت استوار بود. گزارش‌ها و تحلیل‌هایی که حتی در رسانه‌های غربی و نشریات معتبری مانند “ایندیپندنت” و دیگر منابع خارجی منتشر شد، به‌خوبی نشان می‌دهد که حملات و عملیات‌های ایران این تصویر ذهنی را به‌شدت دچار فروپاشی کرده است.

طرف مقابل با این واقعیت تلخ مواجه شد که بسیاری از سامانه‌ها و فناوری‌هایی که سال‌ها به‌عنوان نماد برتری نظامی از آن‌ها یاد می‌شد، در برابر اراده، ابتکار عمل و توان عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت، آسیب‌پذیرتر از آن چیزی هستند که تصور می‌شد. در این میان، نقش اراده ملی، انسجام ساختار دفاعی کشور و اتکای نیروهای مسلح به ظرفیت‌های بومی و توکل بر خداوند نیز عامل مهمی در این غافلگیری راهبردی بود.

به نظر من، مهم‌ترین پیام این تحولات نه فقط در سطح منطقه، بلکه در مقیاس جهانی قابل مشاهده است. امروز نگاه جهانی به توان نظامی ایران به‌طور محسوسی ارتقا پیدا کرده و این تحولات یک هشدار جدی به آمریکا، اتحادیه اروپا، ناتو و متحدان آن‌ها در نقاط مختلف جهان ارسال کرده است. پیام روشن است: ایران نشان داده توان اجرای عملیات‌های همزمان علیه منافع آمریکا، رژیم صهیونیستی و هم‌پیمانان آن‌ها را دارد و این ظرفیت می‌تواند در معادلات جهانی نیز تأثیرگذار باشد.

واکنش‌ها به این مسئله هم معنادار است. برای نمونه، ورود اوکراین به این فضا و تلاش دولت زلنسکی برای اعزام کارشناسان جهت همکاری با آمریکا و برخی کشورهای منطقه در حوزه مقابله با پهپادهای ایرانی، خود نشانه‌ای از تغییر سطح نگرانی‌هاست. این تحرکات بیش از آنکه یک اقدام صرفاً فنی باشد، بیانگر آن است که توان پهپادی و نظامی ایران اکنون به یک مسئله فرامنطقه‌ای تبدیل شده است.

در مجموع، آنچه در این روزها شاهد آن هستیم، شکل‌گیری تصویری جدید از ایران در سطح نظامی جهان است؛ تصویری که می‌تواند بر رفتار و محاسبات قدرت‌های بزرگی مانند آمریکا و حتی بر کنش بازیگران دیگر در مناطقی چون اروپای شرقی و شرق آسیا نیز اثر بگذارد. به همین دلیل، می‌توان گفت پیامدهای این تحولات محدود به چند روز درگیری یا یک میدان خاص نخواهد بود و آثار آن در معادلات امنیتی جهان ادامه‌دار خواهد بود.

تسنیم: ریشه‌های اصلی این “ایستادگی” و مقاومت در برابر فشارها و تهدیدات دشمن را در چه عواملی می‌دانید؟

مهدی‌زاده: اگر بخواهیم به ریشه‌های این ایستادگی و مقاومت ملی نگاهی عمیق‌تر داشته باشیم، در وهله اول باید به عنصر کلیدی لطف الهی و عنایت ویژه حضرت ولی‌عصر (عج) اشاره کرد. دشمنان بارها تصور کرده‌اند با هدف قرار دادن رهبران انقلاب یا وارد آوردن فشار بر مردم، می‌توانند مسیر انقلاب را با مشکلات جدی مواجه کرده و به خیال خام خود به سقوط جمهوری اسلامی منجر شوند. اما آنچه در عمل شاهد بوده‌ایم، دقیقاً برعکس بوده است؛ هر بار انسجام ملی و همبستگی مردمی نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه با قدرت بیشتری ظهور و بروز پیدا کرده است.

در مرحله بعد، باید اعتقاد راسخ ملت ایران و جبهه مقاومت اسلامی را به عنوان عامل مهمی در این ایستادگی می‌توان برشمرد. این باور عمیق در میان مردم ایران و همچنین در میان نیروهای مقاومت در لبنان، عراق، یمن و سایر نقاط، یک روحیه مقاومت‌ناپذیر را ایجاد کرده است. ورود نیروهای مقاومت اسلامی به صحنه نبرد، به‌ویژه نقش‌آفرینی حزب‌الله لبنان که با نادیده گرفتن آتش‌بس یک‌جانبه تحمیل شده از سوی برخی دولت‌ها وارد عملیات گسترده شده، نشان از آن دارد که این جنگ صرفاً جنگ ایران نیست، بلکه جنگ تمام‌عیار محور مقاومت است که برای انتقام خون شهدا و دفاع از آرمان‌های خود می‌جنگند. این همبستگی عملیاتی باعث شده که توان دشمن در تقابل با یک جبهه متحد و یکپارچه قرار گیرد.

همچنین، اراده ملت ایران برای ایستادگی و مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌ها و تهدیدات خارجی، عاملی است که همواره در بزنگاه‌های تاریخی خود را نشان داده است. در این روزها نیز، با وجود برخی زمزمه‌ها برای آتش‌بس و عقب‌نشینی که خوشبختانه این صداها در نطفه خفه شدند، روحیه تهاجمی و آمادگی مردم برای ادامه نبرد همچنان بالاست. این خود نشان‌دهنده هوشیاری و پایداری ملت در برابر تهدیدات است.

در نهایت، آمادگی و توان بالای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و همچنین تلاش بی‌وقفه مسئولان دغدغه‌مند و خدمتگزار در سطوح مختلف کشور، از دیگر عوامل مهم در این ایستادگی است. این آمادگی هم در بعد نظامی و هم در بعد پشتیبانی و لجستیکی، امکان تداوم عملیات‌ها را فراهم کرده و به جبهه مقاومت قدرت عمل می‌بخشد. همه این عوامل در کنار هم، باعث شده‌اند تا ایران و محور مقاومت در مقابل این هجوم همه‌جانبه، با قدرت و صلابت به راه خود ادامه دهند.

تسنیم: اگر بخواهیم تصویری از آینده نبرد و روند جنگ در روزها و هفته‌های پیش رو ترسیم کنیم، چه افق و سناریویی را باید انتظار داشت؟

مهدی‌زاده: با توجه به شواهد میدانی، به‌نظر می‌رسد در هفته‌های آینده وارد فازهای جدید و پیچیده‌تری از درگیری خواهیم شد. دشمن با وجود ضرباتی که متحمل شده، همچنان به بمباران اهداف غیرنظامی ادامه می‌دهد تا با فشار روانی و رسانه‌ای، روحیه ملت ایران و جبهه مقاومت را تضعیف کند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مقاومت، راهبرد خود را بر انهدام زیرساخت‌های حیاتی و نظامی دشمن متمرکز خواهند کرد. این اهداف شامل مراکز فرماندهی، انبارهای تسلیحات و زیرساخت‌های انرژی و اقتصادی در فلسطین اشغالی، حاشیه خلیج فارس، غرب آسیا و حتی برخی نقاط اروپا است.

به‌ویژه با توجه به ورود رسمی بریتانیا به عرصه جنگ و هشدارهای صریح تهران به برخی کشورهای پیرامونی از جمله جمهوری آذربایجان، می‌توان احتمال داد که دامنه درگیری به جبهه‌های تازه‌ای گسترش یابد. بر اساس تحلیل‌های میدانی، اکنون سامانه‌های پدافندی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه به‌شدت آسیب دیده و تضعیف شده‌اند و عملیات علیه اهداف جدید برای نیروهای مسلح ایران چندان دشوار نخواهد بود. در فازهای بعدی، سطح استفاده از موشک‌های بالستیک سنگین‌تر و دوربردتر افزایش خواهد یافت و سطح خسارات دشمن، به‌ویژه در حوزه انرژی و زیرساخت، بسیار گسترده‌تر خواهد شد.

از نظر سیاسی، هرچند احتمال دارد دشمن در مقاطعی به دنبال طرح موضوع آتش‌بس باشد، اما با توجه به رفتار ماجراجویانه و غرور کاذب رئیس‌جمهور کنونی آمریکا و مواضع غیرواقع‌گرایانه کاخ سفید، به‌نظر نمی‌رسد ایالات متحده آماده پذیرش واقعیت‌های میدان باشد.

در چنین شرایطی، هرگونه سخن گفتن از آتش‌بس در برابر این رژیم‌های متجاوز را نمی‌توان چیزی جز همراهی با ظلم و خیانت به اسلام و ایران دانست. نیروهای مسلح و دستگاه‌های اطلاعاتی کشور باید با قاطعیت کامل در برابر جریان‌هایی که می‌خواهند این فشار را به ملت تحمیل کنند بایستند و هیچ‌گونه مماشاتی در این زمینه جایز نیست.

افق آینده جنگ البته تنها محدود به مقابله نظامی نیست. اهمیت بیانیه‌های راهبردی رهبر انقلاب اسلامی و جانشین ایشان در این مرحله بسیار بالاست و می‌تواند جهت‌گیری مقاومت را در ادامه نبرد تعیین کند. با اینکه جنگ، تلفات طبیعی خود را دارد، امروز توازن قوا در میدان آشکارا به سود ایران و جبهه مقاومت اسلامی تغییر کرده است. همان‌گونه که هیچ‌کس تصور نمی‌کرد حزب‌الله لبنان با چنین قدرتی وارد میدان شود، اما عملیات‌های اخیر نشان داد که تمام آن برداشت‌هایی که از ضعف مقاومت وجود داشت اشتباه بوده است.

اکنون در واقع با یک جنگ دو جبهه‌ای روبه‌رو هستیم: از یک‌سو آمریکا، رژیم صهیونیستی، ناتو و برخی دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس و از سوی دیگر محور انقلاب و مقاومت اسلامی شامل ایران، حزب‌الله لبنان، نیروهای مقاومت عراق، یمن و فلسطین. با وجود محدودیت‌های جنگ غزه، محور مقاومت همچنان به پشتیبانی از نبرد ادامه می‌دهد و انسجام خود را حفظ کرده است. قرآن کریم می‌فرماید: «إن تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ، وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ» اگر شما رنج می‌کشید، دشمن نیز همان رنج را تحمل می‌کند، اما شما به چیزی از خداوند امید دارید که آنان هیچ امیدی به آن ندارند.  

این حقیقت رمز اصلی استمرار نبرد است. جبهه مقاومت امروز با امید، ایمان و اراده ادامه می‌دهد و با همین مسیر، بدون تردید به پیروزی نزدیک خواهد شد. در روزهای آینده نیز، همان‌گونه که دشمنان اعتراف خواهند کرد، ضربات سنگین‌تری بر پیکره ائتلاف آمریکایی–صهیونیستی وارد خواهد شد.

مصاحبه از سمیرا گمار

انتهای پیام/

 
 
 

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *