مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

سینما؛ مهندسی افکار یا روایت واقعیت؟

سینما؛ مهندسی افکار یا روایت واقعیت؟
بازدید 4
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، سینما طی چندین دهه گذشته به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مراجع رسانه‌های جمعی، نقش مهمی در جهت‌دهی افکار عمومی و حتی آینده‌سازی فرهنگی ایفا کرده است. اگرچه امروز با گسترش فضای مجازی و پلتفرم‌های نمایش‌دهنده ویدئوها و محتواهای تصویری و نمایشی، شکل اثرگذاری رسانه‌ها تغییر کرده، اما همچنان این پرسش جدی مطرح است که آیا سینما جایگاه محوری خود را از دست داده یا همچنان بازیگر اصلی میدان فرهنگ و روایت است؟

در ایران نیز هم‌زمان با برگزاری رویدادهایی چون جشنواره فیلم فجر، بحث درباره نقش سیاست‌گذاران فرهنگی، سناریونویسان، سرمایه‌گذاران و مدیران اجرایی در گزینش و جهت‌دهی آثار پررنگ‌تر می‌شود. اینکه چه فیلمی به بخش داوری راه می‌یابد و چه روایتی برجسته می‌شود، خود بخشی از معادله اثرگذاری سینما بر ذهن و ذائقه نسل جوان است.

خبرنگار تسنیم در قزوین در گفت‌وگویی تفصیلی با حسین بذرافشان، فیلمساز به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است.

تسنیم: با توجه به گسترش پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و یوتیوب، آیا سینما همچنان قدرت اصلی در جهت‌دهی افکار عمومی را در اختیار دارد؟

نخست باید بپذیریم که سینما صرفاً یک ابزار فنی مانند دوربین یا ویدئو پروجکشن نیست؛ سینما مجموعه‌ای از سینماگران، تهیه‌کنندگان، سرمایه‌گذاران، کارگردانان و سناریونویسان است که هر کدام در شکل‌گیری یک اثر نقش دارند. دهه‌ها سینما مرجع اصلی رسانه‌های جمعی بوده و حتی امروز هم، با وجود اینستاگرام و تلگرام، هنوز قدرت روایت‌سازی عمیق و بلندمدت را در اختیار دارد. فضای مجازی بیشتر بر تولیدات کوتاه و مفهومی تکیه دارد، اما سینما توان خلق جهان داستانی و همذات‌پنداری گسترده را دارد.

نکته مهم این است که صاحبان بنگاه‌های رسانه‌ای و متولیان فرهنگی در سطح جهان، از بلوک شرق تا غرب، به‌خوبی فهمیده‌اند که چگونه باید از این ابزار برای القا و جهت‌دهی استفاده کنند. چه در حوزه سیاست، چه اقتصاد، چه اخلاق و چه فرهنگ، سناریوها به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که در ناخودآگاه مخاطب اثر بگذارند. این مسئله به‌ویژه درباره نسل جوان که در معرض زرق‌وبرق بصری و روایت‌های اومانیستی قرار دارد، جدی‌تر است.

بنابراین به نظر من، سینما اگرچه رقیبی به نام فضای مجازی دارد، اما هنوز در آینده‌سازی فرهنگی و شکل‌دهی به نگرش‌ها نقش اساسی ایفا می‌کند؛ چراکه قدرت همذات‌پنداری، تعلیق درام و چیدمان روان‌شناختی سکانس‌ها چیزی نیست که به‌سادگی جایگزین شود.

تسنیم: شما به جشنواره فجر اشاره کردید. نقش سیاست‌گذاران و مدیران اجرایی در گزینش و داوری آثار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

وقتی درباره جشنواره‌ای مانند جشنواره فیلم فجر صحبت می‌کنیم، مسئله فقط نمایش فیلم نیست؛ بحث گزینش، داوری و تأیید نهایی آثار است. شاید برخی تصور کنند تغییر دبیر جشنواره یا دست‌اندرکاران اجرایی تأثیری ندارد، اما وقتی فیلم‌ها به مرحله نهایی راه می‌یابند، این انتخاب‌ها خود حامل پیام هستند. اینکه چه رویکردی برجسته می‌شود – دفاع مقدسی، ارزشی یا گرایش‌های غرب‌گرایانه – بی‌تردید در شکل‌دهی ذائقه مخاطب اثر دارد.

من شخصاً در برخی آثار اخیر شاهد بودم که چگونه از طریق یک کاراکتر نوجوان، با ایجاد همذات‌پنداری عاطفی، تلاش می‌شود نوعی تقابل نسل با خانواده یا ساختار قدرت القا شود. این القا لزوماً در دیالوگ مستقیم نیست، بلکه در پیرنگ، نام‌گذاری شخصیت‌ها، لوکیشن‌ها و حتی میزانسن و دکوپاژ نهفته است. مخاطب ابتدا اشکش درمی‌آید، احساس همدردی می‌کند و سپس ناخودآگاه پیام را می‌پذیرد.

اینکه بگوییم فیلم صرفاً یک درام قوی با تعلیق مناسب است، کافی نیست؛ باید دید پشت این چیدمان چه سیاست فرهنگی یا چه خط فکری قرار دارد. سینما می‌تواند اسطوره بسازد، قهرمان خلق کند یا برعکس، قهرمان‌زدایی کند. بنابراین نقش سیاست‌گذاران فرهنگی در این فرآیند، نقشی تعیین‌کننده است.

تسنیم: شما به مسئله عادی‌سازی فرهنگی، به‌ویژه در حوزه پوشش و خانواده اشاره کردید. این فرآیند چگونه در لایه‌های فیلمنامه شکل می‌گیرد؟

از دهه 70 به بعد، اگر لایه‌های فیلمنامه‌ها را بررسی کنیم، می‌بینیم بسیاری از تغییرات نه در موضوعات اصلی، بلکه در جزئیات رخ داده است؛ از طراحی لباس و پوشش کاراکترها گرفته تا نوع روابط خانوادگی. این تغییرات آجر به آجر کنار هم چیده شده‌اند تا به مرور زمان نوعی عادی‌سازی صورت گیرد. وقتی نسل جوان فیلم‌های دهه 60 را با آثار امروز مقایسه می‌کند، متوجه این تغییر تدریجی می‌شود.

در حوزه خانواده نیز گاه با روایت‌هایی مواجهیم که تقابل فرزند و پدر، خشونت یا بی‌عدالتی درون خانه را برجسته می‌کند. همذات‌پنداری دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ مخاطب با نوجوانی که احساس مظلومیت دارد همراه می‌شود و بدون آنکه متوجه باشد، به یک خوانش خاص از ساختار خانواده می‌رسد. این همان مهندسی احساسات از طریق چیدمان سکانس‌ها، قاب‌بندی، کلوزآپ‌ها و حتی نورپردازی است.

در نهایت، مسئله فقط محتوا نیست؛ فرم بصری، میزانسن و کمپوزیسیون هم در القا نقش دارند. اگر کاراکتری قرار است ظالم جلوه کند، قاب‌بندی و نما به کمک این تصویرسازی می‌آید. بنابراین، سینما نه‌تنها از طریق دیالوگ، بلکه با زبان تصویر و تکنیک، در جهت‌دهی افکار عمومی و شکل‌دهی آینده فرهنگی جامعه نقش‌آفرینی می‌کند.

تسنیم: آقای بذرافشان، شما به بحث نقش سینما در شکل‌دهی افکار عمومی پرداختید. می‌توانید کمی درباره این مسئله و اهمیت آن توضیح بدهید؟

سینما از دهه‌های قبل تا امروز هم به لحاظ تجهیزات و هم از نظر تکنیک‌های اثرگذاری، در حال به‌روزرسانی بوده است. این رسانه، حافظه جمعی و گفتمان عمومی را شکل می‌دهد و نقش بازدارنده‌ها در سناریونویسی بسیار مهم است؛ یعنی کاراکتری که به عنوان الگویی برای جامعه معرفی شده، ممکن است در پشت صحنه تحت تأثیر تصمیمات تهیه‌کننده، کمپانی یا نویسنده، مفاهیم و المان‌های بصری بسازد که ظاهراً نقش ناجی را ایفا می‌کند، اما در واقع تیشه به ریشه وطن می‌زند. این مسئله‌ای است که باید متولیان فرهنگی، هنری و رسانه‌ای به آن توجه کنند تا گردانندگان و سلبریتی‌های ما به ناخواسته اسیر چنین تأثیرگذاری‌هایی نشوند.

تسنیم: در مورد تکنیک‌های سینمایی و تأثیر آن‌ها بر مخاطب، چه نکاتی می‌توانید مطرح کنید؟

 سینما زبان تصویر است و اثرگذاری آن فراتر از دیالوگ است. ما تئوری‌های مولف آمریکایی و فرانسوی را بررسی کرده‌ایم، از نماهای خلاقانه و کادر بندی‌های ویژه تا المان‌های بصری که بدون گفت‌وگو، ذهن مخاطب را آماده یک اتفاق بزرگ می‌کنند؛ مثلاً فضاسازی بین دو سکانس برای القای تعلیق یا هشدار فرهنگی. نمونه‌های خارجی مثل فارنهایت 451 یا فیلم فهرست شیندلر آقای اسپیلبرگ و نمونه‌های داخلی مثل جدایی نادر از سیمین نشان می‌دهند که تغییر ذائقه و رفتار مخاطب از طریق سناریو، نما، و المان‌های بصری اتفاق می‌افتد. بنابراین سؤالی که مطرح است این است که آیا ما تئوری ایرانی و مفاهیم بصری اسلامی، ملی و اخلاقی خودمان را به روز رسانی و در صنعت سینما اعمال کرده‌ایم یا خیر؟ این مسئله نیازمند پژوهش، آسیب‌شناسی و تدوین راهکار عملی است.

تسنیم: با توجه به این مسائل، چه راهکارهایی پیشنهاد می‌کنید؟

ما منابع عظیم دینی، فلسفی، اخلاقی و ملی داریم که می‌توانند در سناریو و سینمای بصری به کار گرفته شوند تا اثرگذاری مثبت داشته باشند. باید مهندسی معکوس مفاهیم ارزشمندمان را انجام دهیم، کاراکترها و داستان‌ها را بر اساس آن‌ها شکل بدهیم و از شیوه‌های بصری برای آموزش، فرهنگ‌سازی و انتقال ارزش‌های ملی بهره بگیریم. برای مثال، نمایش نمونه‌های اخلاقی و وطن‌دوستانه، حفظ حریم خصوصی و احترام به مفاهیم شرعی، و پیشگیری از القای رفتارهای ناسالم به نسل جوان، از جمله اقدامات عملی است.

تسنیم: جمع‌بندی و سخن پایانی؟

سینما قدرت بسیار بالایی در جهت‌دهی افکار عمومی دارد، اما این قدرت بدون شناخت و مدیریت می‌تواند آسیب‌زا باشد. تدوین تئوری ایرانی-اسلامی در صنعت سینما و بهره‌گیری از منابع فرهنگی و دینی، می‌تواند به خلق آثار اثرگذار، اخلاقی و آموزشی کمک کند. در نهایت، مسئولیت متولیان هنر و رسانه، تدوین و اجرای سیاست‌هایی است که ضمن رعایت ارزش‌ها، نسل جدید را از تأثیرات منفی بازدارند و سینما را به ابزار پیشرفت و هویت ملی تبدیل کنند.

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *