به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، در جریان حملات دشمن صهیونی – آمریکایی به سراسر ایران اسلامی و هدف قرار دادن اماکن نظامی و غیرنظامی، تجاری و مسکونی و … که منجر به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، فرماندهان نظامی و جمعی از مردم بیگناه کشور شد، زیرساختهای حیاتی کشور نیز از این حملات در امان نماندند. در همین راستا، شبکه حملونقل ریلی و بهطور مشخص پلهای راهآهن در استانهایی مانند البرز، قم، آذربایجان شرقی، زنجان، تهران و اصفهان نیز هدف قرار گرفتند.
با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، شکل درگیریها هم تغییر کرده و بیش از گذشته به سمت هدف گرفتن زیرساختهای حیاتی رفته است. در این چارچوب، حملات هوایی اخیر به شبکه ریلی ایران اقدامی مقطعی یا نظامی نیست، بلکه حاکی از آن است که الگوی تخریب در حال جابهجایی است؛ بهگونهای که علاوه بر اهداف نظامی، اجزای حساس و تعیینکننده شبکههای حیاتی نیز بهطور مستقیم در معرض حمله قرار گرفتهاند تا با ایجاد اختلال در کار و زندگی مردم، مانع پیشرفت ایران شوند.
در این میان، پلهای راهآهن بهعنوان نقاطی با اهمیت بالا در کل شبکه، بهطور مشخص هدف قرار گرفتهاند؛ آسیب به این نقاط فقط محدود به همان محل حادثه نیست و کل شبکه را تحت تأثیر قرار میدهد زیرا شبکه ریلی سیستمی بههمپیوسته است که عملکرد آن به تداوم مسیر بستگی دارد و کارایی آن در گرو سالم بودن کل مسیر است. در چنین سیستمی، پلها نقش گلوگاه را دارند و معمولاً هم در موقعیتهایی ساخته شدهاند که جایگزینی سریع آنها ساده نیست.
به همین دلیل، دشمن تصور میکرد با هدف قرار دادن این سازهها میتواند عملاً مسیرهای مهم حملونقل ریلی را از کار بیندازد و جریان جابجایی بار و مسافر را مختل کند، بر همین اساس بنابر شناخت از ساختار شبکه ریلی کشور، اهداف خاصی را در نظر گرفت و حملات خود را آغاز و با افتخار این اقدام ددمنشانه و خارج از چارچوب سیاستهای جنگی را رسانهای کرد. تمرکز بر پلهایی که در مسیرهای پرتردد و مهم قرار دارند، نشان میدهد هدف فقط تخریب فیزیکی نبوده، بلکه ایجاد اختلال در عملکرد کلی سیستم مدنظر بوده است.
در ادبیات تخصصی، چنین اقداماتی در دسته حمله به زیرساختهای حیاتی قرار میگیرند؛ یعنی حملاتی که با کمترین تخریب موضعی، بیشترین اثر را در مقیاس گسترده دارند. از نظر فنی هم پلهای ریلی جزو پیچیدهترین اجزای این شبکه هستند. این سازهها باید بارهای سنگین و متغیر قطارها، لرزشهای مداوم، تغییرات دما و شرایط محیطی را تحمل کنند. از سوی دیگر، اعلام دقیق میزان آسیبهای وارده نیز کار سادهای نیست و معمولاً نیاز به چند مرحله بررسی تخصصی دارد.
مهندسی ایرانی؛ ستون بازگشت شبکه ریلی
با توجه به اینکه شبکه ریلی یکی از ارکان اصلی جابهجایی کالا و پشتیبانی زنجیره تأمین به شمار میرود، وقتی در این شبکه اختلال ایجاد شود، فشار آن به بخشهای دیگر مانند حملونقل جادهای منتقل میشود که این امر میتواند موجب افزایش ترافیک و هزینهها و تأخیر در رساندن کالاها شود. این روند در نهایت روی تولید، قیمتها و حتی بازار مصرف هم اثر میگذارد. در نهایت این حملات، نمونههایی از هدف قرار دادن زیرساختهایی هستند که نقش کلیدی در اقتصاد و لجستیک دارند.
در پی حمله به نقاط زیرساختی شبکه ریلی کشور و آسیبدیدن تعدادی از پلهای راهآهن در چند استان، در نگاه نخست این تصور شکل گرفت که ممکن است جریان حملونقل ریلی با اختلالی گسترده و طولانیمدت مواجه شود اما روند اتفاقات در میدان عمل نشان داد که شبکه ریلی ایران از سطحی از پایداری، تابآوری و انعطاف عملیاتی برخوردار است که اجازه نمیدهد چنین آسیبهایی به توقف جدی در گردش حملونقل کشور منجر شود؛ ریشه این پایداری را باید در عمق توان مهندسی داخلی یافت.
آنچه در ساعات و روزهای ابتدایی پس از این رخداد بیش از هر چیز خود را نشان داد، حضور سریع، هدفمند و کاملاً تخصصی نیروهای فنی و مهندسی بود که نشان داد ساختار حملونقل ریلی کشور دارای بدنهای حرفهای، آموزشدیده و کاربلد است که سالها تجربه عملی در پروژههای پیچیده زیرساختی را در خود انباشته کرده و در لحظه بحران، توان تبدیل دانش به تصمیم و تصمیم به اقدام را دارد. در واقع، نخستین نقطه قوت سیستم در چنین شرایطی انسانهای متخصص بودند.
در این میان، نقش مهندسان و متخصصان ایرانی بهعنوان ستون اصلی بازگشت شبکه به شرایط پایدار، نقشی تعیینکننده و غیرقابلچشمپوشی بود. اتکای کامل به توان بومی، شناخت عمیق از رفتار سازههای ریلی در شرایط غیرعادی و تسلط دقیق بر جزئیات فنی زیرساختهای کشور موجب شد فرآیند ترمیم بدون اتلاف زمان پیش برود. این استقلال فنی نتیجه سالها شکلگیری دانش مهندسی بومی و تربیت نسلهای متخصص در حوزه راهآهن و سازههای سنگین است.
بلوغ یک زیستبوم مهندسی داخلی نکتهای بود که بیش از هر چیز در این رخداد برجسته شد؛ زیستبومی که در آن دانشگاه، تجربه میدانی، کارگاههای اجرایی و مدیریت پروژه بهصورت پیوسته به یکدیگر متصل شدهاند و خروجی آن، نیروی انسانی فنی و متخصصی است که در شرایط بحران، نه منتظر راهحل بیرونی میماند و نه دچار وقفه در تصمیمگیری میشود. همین ویژگی موجب شد زمان بازگشت به مدار بهرهبرداری بهطور چشمگیری کاهش یابد.
احیای مسیر ریلی قم در کمتر از 40 ساعت

در استان قم، الگوی هدفگیری زیرساختهای حیاتی بهصورت مشخص در حمله به یکی از نقاط کلیدی شبکه ریلی قابلمشاهده است. در جریان این حمله، محدودهای در غرب استان و خارج از بافت شهری هدف قرار گرفت؛ «پل هفتدهانه راهآهن قم» پشت روستای تاجخاتون. این پل که در کیلومتر 222 محور جنوب قرار دارد، بخشی از یکی از مسیرهای مهم ریلی کشور محسوب میشود که قم را به کریدورهای جنوبی متصل و ارتباط میان شهرهایی مانند اهواز، ملایر، کرمانشاه و خرمشهر را برقرار میکند.
اهمیت این محور نهفقط در جابهجایی مسافر، بلکه در انتقال بار و پشتیبانی زنجیره تأمین نیز قابلتوجه است. بر اساس ارزیابیهای اولیه، این سازه 50 متری که از هفت دهانه تشکیل شده، در پی اصابت پرتابهها دچار آسیب جدی و سه دهانه آن بهطور کامل تخریب شده است. بلافاصله پس از حمله، تیمهای تخصصی راهآهن با انجام ارزیابیهای میدانی و ایمنسازی محدوده، عملیات آواربرداری و آمادهسازی بستر را آغاز کردند.
این اقدامات با هماهنگی راهآهن و راهداری و حملونقل جادهای و با محوریت مجموعه مدیریت عمرانی استان انجام شد که نشاندهنده نقش هماهنگی بینبخشی در شرایط بحران است در ادامه، با بسیج نیروهای فنی و عمرانی و استفاده از راهکارهای ترکیبی شامل سازههای موقت و تمهیدات مهندسی، عملیات بازسازی با سرعت بالا پیش رفت. در نهایت، در بازهای کمتر از 40 ساعت، این محور ریلی مجدداً به مدار بهرهبرداری بازگشت و تردد در آن از سر گرفته شد.
بازگشت پل ریلی یحییآباد کاشان به مدار
.
نمونه دیگری از حمله به زیرساختهای ریلی در استان اصفهان، شهرستان کاشان قابل اشاره است. در این حادثه، پل راهآهن یحییآباد هدف تعرض قرار گرفت و بر اساس برآوردهای اولیه، میزان خسارت واردشده به آن حدود 250 میلیارد ریال اعلام شد. بااینحال، همانند سایر نقاط آسیبدیده، بلافاصله پس از تثبیت شرایط اولیه، عملیات بازسازی در دستور کار قرار گرفت و روند ترمیم این مسیر با محوریت راهآهن استان اصفهان و همکاری دستگاههای اجرایی شهرستان آغاز شد.
نکته قابلتوجه در این بخش نیز همان الگوی پیشین است؛ یعنی ورود سریع تیمهای فنی و هماهنگی بینبخشی برای بازگرداندن مسیر مذکور به چرخه بهرهبرداری در کوتاهترین زمان ممکن. در نهایت، پس از دو روز تلاش شبانهروزی، این محور ریلی مجدداً فعال شد و نخستین قطار از روی پل یحییآباد عبور کرد؛ این اتفاق نشان داد که شبکه ریلی کشور در مواجهه با آسیبهای موضعی، از توان بازگشت سریع به مدار بهرهبرداری برخوردار است.
ترمیم پل قوسی زنجان با سرعت بالا
استان زنجان نیز یکی از نقاطی بود که پل راهآهن آن در جریان حمله هوایی دشمن آمریکایی–صهیونیستی هدف قرار گرفت. این پل که در نزدیکی روستای امینآباد و حدفاصل مسیر زنجان به میانه قرار دارد، بخشی از کریدور ریلی زنجان–تبریز و از مسیرهای مهم اتصال شمالغرب کشور به شبکه سراسری به شمار میرود. این پل قوسی که پیشتر در مدار بهرهبرداری قرار داشت، در جریان حمله دچار آسیب جدی و سه دهانه از آن تخریب شد.
با توجه به ویژگیهای فنی سازه، از جمله قوسی بودن، طول دهانهها و ارتفاع قابلتوجه پل، ماهیت بازسازی آن از پیچیدگی بالایی برخوردار و نیازمند ورود سریع و دقیق تیمهای تخصصی فنی و مهندسی بود. بنابراین، بلافاصله پس از وقوع حادثه، نیروهای راهآهن و تیمهای فنی در محل حاضر و عملیات ارزیابی و برنامهریزی برای بازسازی آغاز شد. این اقدام در کوتاهترین زمان ممکن و با هدف جلوگیری از گسترش اختلال در جریان تردد ریلی منطقه و حفظ پیوستگی شبکه صورت گرفت.
همزمان، با بسیج ظرفیتهای اجرایی و تأمین مصالح از استانهای دیگر، روند ترمیم با هدف تسریع در بازگشت مسیر به مدار بهرهبرداری در دستور کار قرار گرفت. برآوردهای فنی نشان میدهد که این پروژه که در شرایط عادی میتواند چندین ماه زمان نیاز داشته باشد، با رویکرد مدیریت فشرده و استفاده از ظرفیتهای عملیاتی موجود، در بازهای حدود 15 روز قابل بازگشت به مدار بهرهبرداری خواهد بود.
ترمیم فوری پل راهآهن هشترود

در استان آذربایجان شرقی نیز، محور مواصلاتی آزادراه تبریز–تهران (محور پیامبر اعظم)، پل هشترود–تبریز در منطقه قرانقو در جریان حملات اخیر دشمن صهیونی – آمریکایی دچار تخریب شد. این پل که یکی از نقاط کلیدی و اثرگذار در کریدور ارتباطی شمالغرب کشور محسوب میشود، بر اثر اصابت مستقیم از مدار بهرهبرداری خارج و در مقطعی، تداوم جریان تردد در این بخش از شبکه با چالش جدی مواجه شد.
بااینحال، آنچه در ساعات اولیه پس از حادثه رخ داد، بار دیگر اهمیت حضور نیروهای متخصص و توانمند داخلی را در مدیریت بحرانهای زیرساختی بهخوبی نشان داد. عوامل راهداری و تیمهای فنی بلافاصله پس از وقوع حادثه در محل حاضر شدند و با رویکردی کاملاً میدانی و مبتنی بر تجربه عملی، عملیات اولیه برای کنترل وضعیت و جلوگیری از انسداد کامل محور را آغاز کردند. این واکنش سریع، نقش تعیینکنندهای در جلوگیری از گسترش اختلال در شبکه ارتباطی منطقه داشت.
در همین چارچوب، با اتکا به توان مهندسی داخلی و تجربه انباشته نیروهای ایرانی در مواجهه با شرایط پیچیده، مسیرهای فرعی و موقت در کوتاهترین زمان ممکن طراحی و اجرا شد تا جریان عبور و مرور در این محور حیاتی متوقف نشود. این اقدام نهفقط یک واکنش فوری اجرایی، بلکه نمونهای از بلوغ مهندسی بومی در مدیریت شرایط بحرانی زیرساختی است؛ جایی که تصمیمگیری سریع، شناخت دقیق از زمین و سازه و توان اجرای میدانی در کنار هم قرار میگیرند.
بازگشت سریع مسیر تهران ـ مشهد به مدار
.
علاوه بر این، دو محور مهم در استانهای تهران و البرز نیز دچار خسارت شدند که بلافاصله پس از وقوع حادثه، عملیات بازسازی و ترمیم آنها در دستور کار قرار گرفت. در استان تهران، بخشی از خط ریلی تهران–مشهد در محدوده بخش قلعهنو شهرستان ری، در حوالی پل رودخانه سرخهحصار و انتهای روستای مقیمآباد، مورد اصابت پرتابه قرار گرفت. این نقطه که یکی از بخشهای عبوری و حساس در کریدور شرقی کشور محسوب میشود، در مقطعی از مدار بهرهبرداری خارج شد.
بااینحال، با آغاز سریع عملیات فنی و اجرایی و اجرای مسیر جایگزین در محور بهرام–ری، روند بازسازی با اتکا به توان داخلی پیش رفت و در نهایت این محور مجدداً به شبکه فعال ریلی کشور متصل، در نتیجه این اقدامات، مسیر تهران–مشهد دوباره وارد مدار بهرهبرداری و تردد در این کریدور مهم از سر گرفته شد. این بازگشت سریع به مدار عملیاتی، حاصل هماهنگی دقیق نیروهای متخصص و بهرهگیری از ظرفیتهای مهندسی بومی در کوتاهترین زمان ممکن بود.
بازسازی 24 ساعته پل راهآهن چهارباغ
.
در استان البرز نیز در پی حمله به زیرساختهای ریلی، خطوط ارتباطی البرز–زنجان دچار آسیب جدی و پل راهآهن چهارباغ بهطور کامل تخریب شد اما بلافاصله نیروهای فنی و مهندسی راهآهن عملیات بازسازی را بدون وقفه آغاز و شبانهروزی تلاش کردند. نتیجه این تلاش فشرده و هماهنگ، راهاندازی مجدد پل و نصب عرشه آن در مدتزمانی بسیار کوتاه یعنی حدود 24 ساعت عملیات اجرایی بود؛ بهگونهای که این سازه در روز 20 فروردین آماده بهرهبرداری و عبور قطار شد.
این سطح از سرعت در بازگشت به مدار بهرهبرداری، بیش از هر چیز بیانگر اراده عملی و توان مهندسی نیروهای داخلی است؛ ظرفیتی که در شرایط بحران، نهتنها مانع توقف خدماترسانی میشود، بلکه امکان احیای سریع زیرساختها را نیز فراهم میکند. در واقع، آنچه در بازسازی و مرمت پلهای راهآهن استانهای مختلف رخ داد، نمونهای روشن از اتکای عملی کشور به توان فنی و اجرایی مهندسان ایرانی و رویکرد خدمترسانی فوری به مردم در حوزه حملونقل ریلی است.
توان مهندسان بومی در ایران طی سالهای اخیر از یک نقش صرفاً اجرایی فاصله گرفته و به سطحی رسیده که در عمل میشود آن را یک ظرفیت واقعی در طراحی، تحلیل و هدایت پروژههای پیچیده زیرساختی دید. در بسیاری از پروژههای عمرانی و صنعتی، از راهآهن و پلسازی گرفته تا سازههای سنگین و طرحهای ملی، مهندسان ایرانی دیگر فقط مجری نیستند، بلکه در دل کار، به نقطهای رسیدهاند که خودشان مسئله را میفهمند، بازتعریف میکنند و برایش راهحل میسازند.
این تغییر یک اتفاق ناگهانی نبوده و نتیجه سالها کار در میدان واقعی پروژههاست؛ جایی که آموزش دانشگاهی کمکم با تجربه عملی گره خورده و خروجی آن نیرویی شده که با شرایط خاص کشور بیگانه نیست. همین درگیری مستقیم با پروژههای واقعی باعث شده نگاه مهندسی در ایران از اجرای دستور به سمت طراحی متناسب با واقعیت حرکت کند. نقطه قابلتوجه اینجاست که این توان فقط در شرایط عادی خود را نشان نمیدهد و در مواقع بحران، بیشتر دیده میشود.
نقش مهندسی بومی در عبور از بحران
مهندسان ایرانی معمولاً در چنین شرایطی مکث نمیکنند، وضعیت را سریع میخوانند، گزینههای قابلاجرا را از دل محدودیتها بیرون میکشند و تصمیمی میگیرند که بتواند کار را جلو ببرد، نه اینکه فقط روی کاغذ درست باشد. همین رویکرد باعث شده خیلی از پروژهها در عمل کمتر از آنچه انتظار میرفت متوقف بمانند یا زمینگیر شوند. در حقیقت میتوان گفت که امروز مهندسی در ایران نهتنها یک ابزار اجرایی، بلکه یک حوزه تولید دانش و خلق راهحلهای بومی است.
مهندسی در ایران یک جریان زنده است که مدام خود را در پروژههای واقعی بازتعریف میکند. نقطه قوتش هم همین است؛ اتکا به نیروی انسانی که فقط مجری نیست، بلکه در عمل، بار اصلی فهم و حل مسئله را به دوش میکشد. در مجموع، آنچه این مسیر را برجسته میکند، تداوم رشد درونی و اتکا به ظرفیت انسانی داخل کشور است؛ ظرفیتی که نشان داده میتواند در پروژههای بزرگ و حتی شرایط سخت و بحرانی، پاسخگو، خلاق و تعیینکننده باشد.
بازگشت سریع شبکه ریلی کشور به شرایط پایدار، نشاندهنده توان واقعی نیروهای انسانی و مهندسی داخلی بود. این اتفاق بهخوبی نشان داد که تکیهبر مهندسان ایرانی و توانمندیهای بومی پشتوانهای جدی برای ادامه حیات کشور است. این نیروهای متخصص در لحظات حساس وارد عمل میشوند، شرایط را مدیریت میکنند و دوباره جریان حرکت شبکه را به حالت عادی برمیگردانند؛ بهطوریکه حتی در شرایط سخت هم، چرخه حملونقل کشور متوقف نمیشود و دوباره به جریان میافتد.
گزارش: مینا صدیقیان
انتهای پیام/
نظرات کاربران