خبرگزاری تسنیم؛ گروه اقتصادی ــ بحران آب در دهههای اخیر، بیش از هر زمان دیگری نشان داده که مسئله کمآبی صرفاً به میزان بارش یا ظرفیت سدها محدود نمیشود، بلکه به الگوی تولید، مصرف و تجارت محصولات کشاورزی نیز گره خورده است. در بسیاری از کشورها، بخش قابلتوجهی از منابع آب، برای تولید کالاهایی مصرف میشود که در نهایت صادر میشوند. این واقعیت، مفهوم «آب مجازی» و بهتبع آن «ردپای آب» را به یکی از ابزارهای مهم تحلیل بهرهوری آب تبدیل کرده است.
بیشتر بخوانید
«نجات آب» ــ 51 | مالیات بر استخراج منابع آبی زیرزمینی + اینفوگراف«نجات آب» ــ 52 | صیانت از پوشش گیاهی بالادست حوضه آبریز
ردیابی محصولات صادراتی، نشان میدهد که هر واحد کالا، چه میزان آب آبی، سبز یا خاکستری را در چرخه تولید خود مصرف کرده است. صادرات میتواند ارزش اقتصادی ایجاد کند، اما اگر بدون توجه به محدودیتهای آبی انجام شود، بهگونهای پنهان منابع حیاتی کشور را به بیرون منتقل میکند. از این منظر، مسئله بهرهوری آب، از سطح مزرعه فراتر رفته، و به سیاستهای تجاری و تصمیمهای کلان اقتصادی نیز بستگی خواهد داشت.
ضرورت و اهمیت
ارزیابی ردپای آب محصولات صادراتی، ابزاری برای آشکارسازی هزینههای پنهان تجارت است. در بسیاری از مناطق کمآب، تولید برخی محصولات صادراتی، بطور مستقیم از منابع آب زیرزمینی برداشت میکند؛ منابعی که احیای آنها دههها زمان میبرد. اهمیت این ارزیابی، در این نکته نهفته است که تصمیمهای تجاری، بدون درک پیامدهای آبی، میتوانند امنیت آب و غذا را بهشدت تضعیف کنند. ردپای آب، به سیاستگذاران کمک میکند تا میان سود کوتاهمدت صادرات و پایداری بلندمدت منابع آب، توازن برقرار کنند. این ابزار، بهویژه برای محصولاتی که مصرف آب بالایی دارند اما ارزش افزوده محدودی ایجاد میکنند، نقشی هشداردهنده دارد. درعینحال، ارزیابی دقیق ردپای آب در این محصولات، امکان مقایسه میان محصولات مختلف و انتخاب هوشمندانهتر «الگوی کشت صادراتی» را فراهم میسازد. اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که بدانیم بسیاری از بحرانهای آبی، نتیجه تصمیمهای تدریجی و بهظاهر منطقی هستند.
چالشهای فعلی
باوجود شناختهشده بودن مفهوم ردپای آب در ادبیات جهانی، اجرای عملی آن با موانع متعددی روبهرو است. یکی از چالشهای اصلی، کمبود دادههای دقیق و بهروز درباره مصرف آب در مراحل مختلف تولید است. در بسیاری از کشورها، اطلاعات مربوط به برداشت آب، راندمان آبیاری و شرایط اقلیمی بطور پراکنده و غیرهماهنگ ثبت میشود. این مسئله، محاسبه ردپای آب را دشوار میکند. چالش دیگر، مقاومت ذینفعان اقتصادی است. صادرکنندگان و تولیدکنندگان، گاه ارزیابی ردپای آب را تهدیدی برای منافع خود تلقی میکنند، بخصوص زمانی که احتمال محدودیت یا ممنوعیت صادرات مطرح میشود. از سوی دیگر، ردپای آب مفهومی نسبتاً تخصصی است و اگر بهدرستی تبیین نشود، در سطح عمومی و حتی مدیریتی به اندازه کافی درک نمیشود. این شکاف دانشی، مانع تبدیل تحلیلهای علمی به سیاستهای اجرایی میشود.
ارزیابی ردپای آب، زمانی که به سیاست عملی تبدیل شود، میتواند بسیاری از چالشهای پیشگفته را بطور همزمان کاهش دهد. نخستین اثر آن، شفافسازی است. وقتی مشخص میشود که هر تن محصول صادراتی چه میزان آب مصرف کرده، تصمیمگیری از حالت حدسی خارج میشود و بر داده استوار میگردد. این شفافیت، امکان گفتوگوی سازنده میان دولت، تولیدکننده و جامعه را فراهم میکند.
ممنوعیت صادرات مازاد محصولات پرآببر، بهویژه در شرایط کمآبی، میتواند فشار بر منابع آب را بهسرعت کاهش دهد. این سیاست، بهجای ممنوعیت کلی، اگر بر اساس ظرفیت واقعی آب تنظیم شود، در رفع چالشها مؤثر خواهد بود. همچنین، چنین رویکردی تولیدکنندگان را بهسوی بهبود بهرهوری و تغییر الگوی کشت نیز سوق میدهد.
روشهای عملی ارزیابی ردپای آب
اجرای موفق ارزیابی ردپای آب، نیازمند یک چارچوب مرحلهای و شفاف است. نخستین گام، تعریف روش استاندارد محاسبه ردپای آب برای محصولات صادراتی است؛ روشی که شرایط اقلیمی، منبع آب و فناوری تولید را در نظر بگیرد. استفاده از استانداردهای بینالمللی، بهگونهایکه با شرایط محلی تطبیق داده شوند، دقت این محاسبات را افزایش میدهد.
گام دوم، ایجاد نظام پایش و گزارشدهی است. ثبت منظم دادهها درباره مصرف آب، سطح زیرکشت و میزان صادرات، امکان تصمیمگیری بهموقع را فراهم میکند. در مرحله بعد، تعیین آستانههای مجاز صادرات بر اساس وضعیت منابع آب اهمیت دارد. این آستانهها باید پویا باشند و متناسب با شرایط سالانه آب تنظیم شوند.
در کنار این اقدامات، اطلاعرسانی شفاف به تولیدکنندگان و صادرکنندگان ضروری است. زمانی که فعالان اقتصادی بدانند محدودیتها بر چه اساسی اعمال میشود، احتمال همکاری افزایش مییابد.
تأثیرات اقتصادی
در نگاه کوتاهمدت، محدودیت صادرات محصولات آببَر ممکن است بهعنوان کاهش درآمد ارزی تلقی شود. بااینحال، تحلیلهای بلندمدت نشان میدهد که این رویکرد میتواند ثبات اقتصادی بیشتری ایجاد کند. حفاظت از منابع آب، بهمعنای حفظ ظرفیت تولید داخلی در آینده است؛ ظرفیتی که بدون آب پایدار، بهسرعت از بین میرود.
از سوی دیگر، ارزیابی ردپای آب، تولیدکنندگان را بهسوی محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر و مصرف آب کمتر هدایت میکند. این تغییر، ساختار صادرات را بهتدریج بهبود میبخشد. همچنین، کاهش فشار بر منابع آب، هزینههای دولت در زمینه تأمین آب اضطراری و جبران خسارات را کاهش میدهد.
این پیامدهای اقتصادی، نشان میدهد که اعمال ممنوعیت بر مازادهای تولید در این روش، یک اقدام محدودکننده نیست، بلکه میتوان گفت بخشی از یک استراتژی بهرهوری هوشمندانه است.
پیامدهای اجتماعی زیستمحیطی
ارزیابی ردپای آب محصولات صادراتی، اثرات اجتماعی قابلتوجهی نیز بهدنبال دارد. یکی از مهمترین این اثرات، تقویت امنیت غذایی داخلی است. زمانی که صادرات محصولات آببَر محدود میشود، عرضه داخلی پایدارتر شده و نوسانات قیمتی کاهش مییابد. این مسئله، بخصوص برای اقشار آسیبپذیر، اهمیت بالایی دارد. همچنین این سیاست میتواند به تغییر نگرش عمومی نسبت به ارزش آب منجر شود. وقتی جامعه درمییابد که صادرات بیرویه، بهمعنای خروج منابع حیاتی است، حمایت اجتماعی از سیاستهای مدیریت آب نیز افزایش مییابد.
کاهش تولید محصولات با ردپای آب بالا، بطور مستقیم برداشت از منابع آب سطحی و زیرزمینی را کاهش میدهد. این کاهش، فرصت احیای تدریجی سفرههای آب زیرزمینی را فراهم میکند. همچنین، فشار کمتر بر زمینهای کشاورزی، طبعاً فرسایش خاک و شوری را کاهش میدهد. این اثرات زیستمحیطی، بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک، نقش کلیدی در پایداری اکوسیستمها دارد. حفظ پوشش خاک و تعادل آب، چرخه طبیعی را تقویت میکند و تابآوری سرزمین را افزایش میدهد.
جایگاه ردپای آب در سیاستهای تجاری و آبی
ادغام مفهوم ردپای آب در سیاستهای تجاری، گامی مهم بهسوی حکمرانی یکپارچه آب است. سیاستهایی که صادرات را بدون توجه به وضعیت منابع آب تنظیم میکنند، در بلندمدت ناپایدار هستند. در مقابل، استفاده از ردپای آب بهعنوان شاخص تصمیمگیری، امکان هماهنگی میان بخش آب، کشاورزی و تجارت را فراهم میکند. این هماهنگی، نیازمند چارچوبهای قانونی شفاف و قابلاجراست.
نقش داده، پایش و شفافیت اطلاعات
ارزیابی ردپای آب بدون دادههای قابلاعتماد، امکانپذیر نیست. ایجاد سامانههای پایش مصرف آب و تولید، به تصمیمگیران کمک میکند تا سیاستها را بهدقت تنظیم کنند. شفافیت اطلاعات، همچنین اعتماد ذینفعان را افزایش میدهد. درعینحال، دسترسی عمومی به دادههای کلان ردپای آب، آگاهی اجتماعی را تقویت میکند و نقش نظارتی جامعه را پررنگتر میسازد. این شفافیت، اجرای ممنوعیت مازادها را از یک تصمیم اداری، به یک مطالبه عمومی تبدیل میکند.
جمعبندی
ارزیابی ردپای آب محصولات ممنوعیت مازادهای صادراتی، یکی از مؤثرترین ابزارهای بهرهوری تولید و مصرف آب در سطح ملی است. این رویکرد، با آشکارسازی هزینههای پنهان تجارت، تصمیمگیری را عقلانیتر و پایدارتر میکند. تجربهها نشان میدهد که حفاظت از آب، الزاماً در تضاد با توسعه اقتصادی نیست، بلکه حتی شرط تداوم آن است. مسیر آینده، نیازمند شجاعت سیاستگذاری، شفافیت داده و مشارکت ذینفعان است. اگر ردپای آب بهعنوان معیاری کلیدی در سیاستهای تجاری پذیرفته شود، میتوان امیدوار بود که صادرات، نه عامل تشدید بحران، بلکه بخشی از راهحل مدیریت پایدار آب باشد.
———
منابعی برای مطالعه بیشتر
- FAO. Water Footprint and Agriculture.
- UNESCO. World Water Development Report.
- Hoekstra, A.Y. Water Footprint Assessment.
- World Bank. Trade and Water Scarcity.
- OECD. Water Risks and Trade.
- UNEP. Sustainable Consumption and Production.
- FAO. Managing Water Scarcity.
- CGIAR. Water, Food and Trade Nexus.
- ISO. Water Footprint Standards.
- World Bank. Agricultural Policy and Water.
- UNDP. Water and Food Security.
- FAO. Food Security and Water.
- UNEP. Water and Soil Sustainability.
- FAO. Land and Water Management.
- OECD. Policy Coherence for Sustainable Trade.
- World Bank. Integrated Water Resources Management.
- FAO. Data and Monitoring for Water.
- UNESCO. Water Information Systems.
- UN Water. Water Security and Governance.
- FAO. Sustainable Trade and Water.
انتهای پیام/




نظرات کاربران