مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

یادداشت| فصل میوه چیدن محصول کاشته شده در میدان جنگ

یادداشت| فصل میوه چیدن محصول کاشته شده در میدان جنگ
بازدید 6
اقتصادی

خبرگزاری تسنیم، بعد از جنگ رمضان، قواعد حاکم بر منطقه و جهان تغییر و چارچوب جدیدی پی‌ریزی خواهد شد. در پی‌ریزی قواعد و چارچوب آتی، بخشی ریشه در نتیجه نظامی این جنگ و بخش مهمتر آن از دل میدان سیاست ساخته خواهد شد. بخش مربوط به میدان جنگ وظیفه نظامیان است که الحمدالله با مجاهدت‌های غیرقابل وصف نیروهای سرافراز مسلح ایران و رزمندگان وفادار جبهه مقاومت در آستانه تحقق است؛ اما بخش مهمتر آن که به نوعی فصل میو‌ه چیدن از محصول کاشته شده توسط رزمندگان میدان جنگ است، در میدان سیاست و وظیفه رزمندگان میدان دیپلماسی بوده و باید رقم بخورد. ملت ایران و امت اسلامی در طول تاریخ دارای تجربیات متعددی از پیروزی در میدان جنگ، ولیکن در ادامه باختن نتایج جنگ در میدان سیاست است؛ و اگر تجارب متعدد قبلی منجر به یادگیری و درسی برای عدم تکرار در این برهه حساس نشوند، قطعا مصداق خسرالدنیا و الاخره خواهیم شد؛ با این تفاوت که ایندفعه فرصت جبران نخواهیم داشت. رزمندگان میدان دیپلماسی باید با پذیرفتن این اصل که “دیرزمانی مردمانی ما را نیز مرور خواهند” کرد، خود را آماده به نتیجه رساندن رشادتهای رزمندگان میدان جنگ در میدان دیپلماسی نمایند.

یادگیری تمدنی:
بر اساس نظریه عصر محوری، تمدنهای اصلی(چین، هند، ایران، روم، مصر و …) در عصر محوری (800 تا 200 ق.م) در پاسخ به سوالات بنیادینی که در حوزه‌های اخلاق، سیاست، سرزمین و … برایشان بوجود آمده بود، بر اساس تجارب کسب شده در طول تاریخ گذشته‌شان، موقعیت سرزمینی، فرهنگ، اقتصاد، تعاملات با سایر جوامع و … پاسخهای متفاوتی دادند؛ فیلسوف آلمانی کارل یاسپرس معتقد است این پاسخ‌ها به اصول بنیادین هر تمدن تبدیل شدند و مبنای نقشه راه آینده این تمدن‌ها برای قرن‌های متمادی شد و البته تمدن‌هایی که در ادامه ضمن یادگیری از تجربیات بدست آمده، اقدام به بروزرسانی و تقویت آن اصول کردند، از پایداری و موفقیت بیشتری برخوردار شدند. پر واضح است که طرح پرسشهای محوری و ارائه پاسخ‌ها برعهده جامعه نخبگانی هر تمدن بوده است.
1. به طور مثال پاسخ تمدن چینی به ابهامات و تردیدهای بوجود آمده در خصوص چگونگی اداره سرزمین پهناور با هزاران قوم و قبیله و زبان و فرهنگ متفاوت، آئین کنفوسیوس بود؛ آئینی که با تکیه بر ایجاد نظم اجتماعی از طریق اخلاق، آئین و حاکم فضیلتمند که مأموریت آسمانی دارد، یادگیری نظم متمرکز و حکمرانی شایسته‌سالار را در چین نهادینه و اسکلت قدرت تمدنی چین را در طول تاریخ شکل داد؛ این قدرت تمدنی که با یادگیری تمدنی عجین شد، آنچنان در تار و پود ملت چینی ریشه دوانده است که اندیشمندان معتقدند حتی کمونیسم نتوانست چین را کمونیستی کند بلکه آیین کنفوسیوس، کمونیسم را کنفوسیوسی کرد و دلیل موفقیت چین در مقایسه با سایر دوول کمونیستی همین موضوع است که تمدن چینی، ساختار قدرت تمدنی خود را کنار نگذاشته و از اول با اصول کمونیستی شروع کنند؛ بلکه با حفظ ساختار کنفوسیوسی تمدن خود، موارد مثبت کمونیسم را با تکیه بر اصل یادگیری تمدنی و تلاش برای ارتقای تمدن چینی، به آئین کنفسیوسی اضافه کردند.
2. تمدن هندی در مقابل همین مشکل، مدیریت کثرت و انسجام در تنوع را تمرین کرد؛ تمدن هند با پذیرش کثرت‌گرایی مسیرهای رستگاری و نظم کیهانی(دارما) و مشروعیت‌بخشی به طیف وسیعی از پاسخ‌های فلسفی و تمرکز بر رهایی فردی به جای نظم اجتماعی تحمیلی، نظم و هویت اجتماعی خودش را در طول تاریخ، حتی در غیاب یک دولت مرکزی قوی حفظ کرد. امروزه نمود این یادگیری تمدنی و محصول تجربه تاریخی طولانی‌مدت در مدیریت کثرت، در موفقیت هند به عنوان بزرگترین دموکراسی جهان با یک قدرت نرم و نمادین عظیم در جامعه‌ای با هزاران گروه زبانی و دینی متبلور است.
3. تمدن غرب در همین زمینه با بنیان‌های دوگانه عقلانیت دوگانه یونانی (جستجوی حقیقت از طریق لوگوس) و قانون‌گرایی و نهادگرایی روم ، سیستم دولت-ملت و نظم بین‌الملل لیبرال را بنیانگذاری نمود. این نهادها محصول مستقیم یادگیری از بحرانهای ویرانگر(جنگهای سی‌ساله مذهبی، جنگهای جهانی، رنسانس و …) برای مهار خشونت و تنظیم رقابت بودند. امروزه قدرت نهادینه شده غرب در نهادهایی مانند سازمان ملل، ناتو، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول (پایه‌گذار نظام مالی مبتنی بر دلار)، و توانایی هنجارسازی جهانی تجلی می‌یابد که همگی خروجی فرایند یادگیری از بحران هستند و زمینه‌ساز سالها تسلط غرب بر جهان شده‌اند.
4. تمدن ایرانی و در ادامه ایرانی اسلامی با بنیان‌های تلفیقی خلاقیت ایرانی- اسلامی- یونانی، از طریق ترکیب میراث‌های متعدد در فلسفه، دیوانسالاری، هنر، در مواجهه با بحران‌ها (حمله مغول)، هویت فرهنگی و دینی خود را حفظ نمود.

تمدن ایرانی هرچند با اصول بالا واجد قدرت تاب‌آوری هویتی بسیار محکم در مقابل گسست‌های سیاسی (همچون شرایط بی‌نظیر اتحاد ملی که در این ایام در مقابل هجوم استعمار نوین اپستینی شاهد هستیم) شد، ولیکن با عدم تعامل همنوردانه نخبگان اندیشه و نخبگان سیاست، در ایجاد نهادهای مستقل و پایدار با ضعف‌های جدی مواجه شد و علی‌رغم پتانسیل تمدنی برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت، سالها برای حفظ تمدن خودش مجبور شد در لاک دفاعی بماند؛ که نمود این رویه را در پرچمدار شدن ایران به عنوان مهد قدرت مقاومت و نفوذ ایدئولوژیک ملاحظه میکنیم. هرچند این رویه در دوران استعمار و پسااستعمار ناگزیر و مولفه اصلی در حفظ این تمدن بود (همان نکته‌ای که کیسینجر هم به شهید لاریجانی گفت) ولیکن در عصر فعلی که استعمارگران قرن نوزده در تلاش برای استقرار استعمار نوین هستند، نیازمند طراحی‌های جدیدی بر اساس اصول یادگیری تاریخی-تمدنی هستیم.

جنگ رمضان و آینده:
امروزه بر همگان (دوست و‌دشمن، انقلابی و اپوزیسیون وطن‌دوست(نه اپوزیسیون وطن‌فروش)) واضح شده که نقشه آینده قدرت جهانی، به خصوص در خاورمیانه و حوزه انرژی، متاثر از نتیجه جنگ رمضان خواهد بود و بر اساس توان، کیفیت و هنر ملتهای مدعی خصوصاً ایران اسلامی در استفاده از کارتهای برنده‌شان شکل خواهد گرفت.
صرف‌نظر از سناریوهای ممکن بر اساس این دو مولفه، حضور تمدن ایران به عنوان یک بازیگر تعیین کننده (اگر نگوئیم قلب) در آینده نقشه قدرت جهانی غیرقابل چشم‌پوشی است؛ که انشالله با پیروزی در جنگ رمضان این ادعا، محقق و رنگ واقعیت درک شده خواهد گرفت. چه بخواهیم و چه نخواهیم، دنیا در حال گذار از نظم موجود به نظم دیگری است؛ ژئوپلتیک جهانی در حال دگرگونی‌ست و نتیجه جنگ رمضان تا حدودی نقشه آتی توزیع قدرت و سیاست جهانی را روشن خواهد کرد و شواهد حکایت از دست بالای تمدن ایرانی اسلامی در این مقطع مهم تاریخ است.
اما آن چیزی که نگارنده را بر آن داشت تا سطور بالا را یادآوری کنیم این است که با توجه به شرایط گذار فعلی و اصول گفته شده، بعد از جنگ رمضان، قواعد حاکم بر منطقه و جهان تغییر و چارچوب جدیدی پی‌ریزی خواهد شد. در پی‌ریزی قواعد و چارچوب آتی، بخشی ریشه در نتیجه نظامی این جنگ و بخش مهمتر آن از دل میدان سیاست ساخته خواهد شد. بخش مربوط به میدان جنگ وظیفه نظامیان است که الحمدالله با مجاهدت‌های غیرقابل وصف نیروهای سرافراز مسلح ایران و رزمندگان وفادار جبهه مقاومت در آستانه تحقق است؛ اما بخش مهمتر آن که به نوعی فصل میو‌ه چیدن از محصول کاشته شده توسط رزمندگان میدان جنگ است، در میدان سیاست و وظیفه رزمندگان میدان دیپلماسی بوده و باید رقم بخورد.
به واقع بیراه نیست اگر بگوئیم در صورتی که رزمندگان میدان سیاست وظیفه خود را در حین جنگ و پساجنگ به خوبی انجام ندهند، قطعا جانفشانی نیروهای مسلح به هدر خواهد رفت و آنچه که حق این امت است حاصل نخواهد شد.
آنچه باعث طرح این موضوع در این مقطع حساس می‌شود، هشداری است که ریشه در همین اصل یادگیری تاریخی تمدنی دارد؛ ملت ایران و امت اسلامی در طول تاریخ دارای تجربیات متعددی از پیروزی در میدان جنگ، ولیکن در ادامه باختن نتایج جنگ در میدان سیاست است؛ و اگر تجارب متعدد قبلی منجر به یادگیری و درسی برای عدم تکرار در این برهه حساس نشوند، قطعا مصداق خسرالدنیا و الاخره خواهیم شد؛ با این تفاوت که ایندفعه فرصت جبران نخواهیم داشت.
از این رو آیا ما آماده میدان سیاست پساجنگ رمضان هستیم؟ آیا سناریوهای متعدد میدان سیاست را بررسی و سناریوهای مرجح را اولویت‌بندی کرده‌ایم؟ یا اینکه فعلا منتظریم تا نتیجه جنگ مشخص شود و بعد ….
تجربه نشان داده که متاسفانه همیشه منتظر لحظه وقوع بودیم و در آن لحظه تلاش کردیم نتیجه بگیریم و دلیل اصلی همه شکست‌های قبلی نیز همین آماده نبودن سربازان میدان سیاست از قبل بوده است. موضوعی که در میدان جنگ دقیقا برعکس بوده و رزمندگان میدان جنگ نشان داده‌اند که از قبل سناریوهای ممکن را ‌بررسی، تمرین و آماده میدان بوده‌اند.
به راستی در این موضوع مقصر کیست؟ آیا فقط مردان دیپلماسی و سیاست مقصرند؟
نگاه به تجارب گذشته نشان می‌دهد علاوه بر بی‌توجهی تکراری مردان میدان دیپلماسی به لزوم سناریوپردازی و آمادگی مداوم قبلی و اصلاح مداوم سناریوها متناسب با شرایط روز، جامعه نخبگانی، نظریه‌پردازی واندیشکده‌ها که اصولاً بیشترین وظیفه را در این زمینه دارند، دچار غفلت بوده و وظیفه خود را به هیچ‌وجه ادا نکرده‌اند. اگر به رویه حاکم بر شیوه تصمیم‌گیری ابرقدرتها نگاه کنیم به راحتی تاثیر آثار متفکرین و اندیشمندانشان را در برنامه‌ها و سناریوهای منجر به اقدامات عملی‌شان مشاهده می‌کنیم؛ چه کسی می‌تواند تأثیرگذاری افرادی همچون فوکو، هابز، لاک، هانتیگتون، فوکویاما، ذکریا و … و اندیشکده‌هایی همچون چتم‌هاوس، شورای روابط خارجی، کوئینسی، رند و … را در اقدامات دولت‌های غربی خصوصاً آمریکا انکار کند؟ اما آیا می‌توان یک نقشه راه یا سناریوپردازی در دستگاه دیپلماسی خودمان که بر اساس یک نظریه یک ایرانی و یا حتی غربی تنظیم شده باشد داریم؟ و قبل‌تر از آن اصلا چند اثر مکتوب با پتانسیل پشتیبان سناریونویسی برای سیاستگذاری خارجی از متفکرین ایرانی داریم؟ و چه بسا بدتر از آن ، میدان سیاست ما چقدر به متفکرین و اندیشمندان وطنی، میدان داده و زمینه را برای رفع این نقیصه فراهم کرده است.
اما از این نکته نباید بگذاریم که هرچند این رابطه دوطرفه است ولیکن حال که بر اساس تجربه تاریخی، میدان سیاست و دیپلماسی ما همواره از متفکرین و نظریه‌پردازان استقبال نکرده است، آیا متفکرین و دغدغه‌مندان کشور باید دست روی دست بگذارند و از انجام رسالتشان غافل شوند؟
صدالبته که عقل عاقل این را قبول ندارد. میدان سیاست ما در این برهه تاریخی باید با سناریوی دشت حداکثری از قاعده‌گذاری جهانی پساجنگ رمضان وارد میدان شود و برای این موضوع نیازمند کمک‌های نظریه‌پردازی و سناریونویسی اندیشمندان دغدغه‌مند حقیقی وحقوقی وطنی است. بررسی واقع‌بینانه همه سناریوهای ممکن پساجنگ و احصا سناریوهای محتمل و نهایتا انتخاب و پیشنهاد سناریوهای مرجح، و در واقع تهیه مصالح و مواد مورد نیاز میدان دیپلماسی وظیفه جامعه نخبگانی است و غفلت از این موضوع شکست دیگری را در تاریخ ایران رقم و یک حسرت و عبرت تاریخی دیگر را موجب می‌شود.
نتیجه اینکه در این برهه حساس، جامعه نخبگانی ما باید به جای درگیر شدن صرف در میدان رسانه‌ای، به این مهم اهتمام بیشتری بپردازد و رزمندگان میدان سیاست و دیپلماسی هم با یادگیری از تجارب قبلی، آغوش خود را برای این موضوع باز و با آمادگی کامل، قبل از وقوع واقعه، چاره هر سناریویی را آماده و در توشه خود ذخیره داشته باشند؛ باشد که انشالله در این معدود فرصت‌های تاریخی ایجاد شده برای ایران جان و امت اسلامی، که شاید تا چندین دهه دیگر بوجود نیاید، حداکثر بهره را در راستای منافع ملی کشور و امت اسلامی ببریم.
و فراموش نکنیم که دیرزمانی مردمانی ما را نیز مرور خواهند کرد؛ پس آن کنیم که قضاوتی مثبت در آن مرور تاریخ داشته باشند.
{و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین}

امین طهماسبی
رئیس ستاد معاونت آب و خاک وزات جهاد کشاورزی

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *