به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، پرونده جفری اپستین، میلیاردر آمریکایی و مالک جزیره خصوصی در کارائیب، این روزها به یکی از پرحاشیهترین پروندههای جهان تبدیل شده است. این پرونده نه تنها ابعاد جنایی و اخلاقی دارد، بلکه پرده از شبکهای پیچیده و سازمانیافته از فساد، باجگیری و مهندسی سیاسی در سطح بینالمللی برمیدارد. اسناد و تصاویر افشا شده نشان میدهند که بسیاری از سیاستمداران، چهرههای اقتصادی و حتی نمادهای فرهنگی و معنوی غرب در این شبکه دخیل بودهاند. بررسی این پرونده، علاوه بر افشای فساد اخلاقی، تصویر روشنی از نفوذ و سلطه غرب و ابزارهای فشار آن بر دولتها، بهویژه ایران، پیش روی تحلیلگران و افکار عمومی قرار میدهد که به همین بهانه با مرتضی ذبیحی، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی، به گفتوگو نشستیم تا ابعاد پنهان این پرونده و نقش آن در سیاست جهانی و منطقهای را بررسی کنیم.
تسنیم:آقای ذبیحی، اگر اجازه بدهید بحث را از یک چارچوب کلی آغاز کنیم. موضوعی که این روزها در فضای رسانهای و تحلیلی جهان پررنگ شده، پرونده «جزیره اپستین» است. اساساً این پرونده چیست و چرا اهمیت دارد؟
قبل از ورود به اصل بحث، لازم میدانم اعیاد مبارک شعبانیه، ایام دهه فجر انقلاب اسلامی و سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی را تبریک عرض کنم. انشاءالله خداوند متعال توفیق بدهد که آنچه بر زبان ما جاری میشود مطابق حق باشد و آنچه میشنویم، به عمل صالح منتهی شود.
پرونده جفری ادوارد اپستین صرفاً یک پرونده جنایی یا اخلاقی نیست؛ بلکه ما با شبکهای پیچیده و سازمانیافته از قدرت، فساد و مهندسی سیاسی در سطح جهانی مواجهیم. اپستین مالک یک جزیره خصوصی در دریای کارائیب بود؛ جزیرهای که نه توریستی بود، نه مسکونی، نه دیپلماتیک. این جزیره عملاً به یک گرداب فساد سازمانیافته تبدیل شده بود؛ جایی که کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی از کشورهای مختلف قاچاق میشدند و مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگرفتند.
اهمیت این پرونده از آن جهت است که پای سیاستمداران، رؤسای جمهور، سران اقتصادی، چهرههای فرهنگی و امنیتی کشورهای مختلف به این جزیره باز شده و از بسیاری از آنها اسناد صوتی، تصویری و ویدئویی تهیه شده است. این اسناد، ابزار فشار و باجگیری برای پیشبرد اهداف سیاسی بودهاند و نشان میدهند که فساد اخلاقی چگونه به یک ابزار عملیاتی در دستان نخبگان و قدرتهای جهانی تبدیل شده است.
ما با پروندهای مواجهیم که ابعاد آن تنها محدود به یک فرد یا مجموعهای از متهمان نیست؛ بلکه زنجیرهای از وابستگیها، تعاملات مخفی و قراردادهای غیررسمی را آشکار میکند که هدف نهایی آن کنترل سیاسی و اعمال نفوذ در سطح جهانی است. همین مسئله پرونده اپستین را از یک موضوع صرفاً جنایی به یک پرونده امنیتی–سیاسی مهم تبدیل میکند که آینده تحولات جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
تسنیم: برخی معتقدند اپستین یک فرد منحرف بوده، نه یک پروژه سازمانیافته. نظر شما چیست؟
این نگاه کاملاً سادهانگارانه است. اگر بخواهیم پرونده اپستین را صرفاً به یک مسئله اخلاقی تقلیل دهیم، حقیقت اصلی را نمیبینیم. اپستین بهتنهایی قادر به ایجاد چنین شبکه گستردهای نبود. شواهد متعدد نشان میدهد که او ارتباط مستقیم و غیرقابل انکاری با سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، بهویژه موساد داشته است.
ما با یک پروژه امنیتی–سیاسی چندلایه مواجهیم که در آن اهداف زیر دنبال میشده است: جمعآوری اطلاعات محرمانه: ضبط و نگهداری تصاویر و ویدئوهای افراد مؤثر در سیاست، اقتصاد و فرهنگ، به منظور باجگیری و اعمال نفوذ.
مهندسی سیاسی: استفاده از اطلاعات جمعآوریشده برای جهتدهی به تصمیمگیریهای سیاسی، فشار بر دولتها و تغییر سیاستهای منطقهای.
آموزش و تمرین شبکهای: اپستین و اطرافیانش، یک نوع سازوکار سازمانیافته برای پرورش شبکه فساد ایجاد کردند که قابل کپیبرداری و استفاده در مقیاس بینالمللی باشد.
نصب دوربینهای متعدد در اتاقها، ضبط حرفهای تصاویر، مصونیت قضایی عجیب در سیستم قضایی آمریکا و ارتباطات سطح بالای او با سیاستمداران، نشان میدهد که اپستین یک مهره عملیاتی بوده، نه طراح اصلی. او مأمور به دام انداختن افراد مؤثر بوده تا از آنها برای باجگیری، اعمال نفوذ و رأیسازی در نهادهای بینالمللی استفاده شود. این همان مفهومی است که در امنیت و اطلاعات، «عملیات نفوذ از طریق سوءاستفاده اخلاقی» نامیده میشود.
تسنیم: در این میان، نام دونالد ترامپ بارها مطرح شده. تحلیل شما چیست؟
در اسناد منتشرشده، نام ترامپ هزاران بار در پرونده اپستین آمده است. این مسئله قابل انکار نیست و نشان میدهد که اپستین شبکهای بسیار گسترده از روابط با محافل قدرت و ثروت ایجاد کرده بود.
ترامپ در مصاحبههایش بهصراحت گفته است که با اپستین روابط شخصی داشته و از او بهعنوان فردی که با او «خوش میگذرد» یاد کرده است. سؤال اینجاست: یک رئیسجمهور آمریکا با چنین سابقهای چگونه میتواند مدعی دفاع از حقوق بشر، آزادی و دموکراسی باشد؟ این تناقض آشکار، ابعاد خطرناک پرونده اپستین را برای اعتبار سیاسی و اخلاقی غرب نشان میدهد.
علاوه بر این، مرگ اپستین در زندان، بهاصطلاح یکی از امنترین زندانهای آمریکا، کاملاً مشکوک است. قطع چند دقیقهای دوربینها، نبود شفافیت در روند قضایی و ادعای خانواده او مبنی بر قتل، نشان میدهد که قرار نبود اپستین زنده بماند و زبان باز کند. این موضوع نشان میدهد که کسانی که پشت پرده این پرونده قرار دارند، قادر به کنترل حتی روندهای قضایی در آمریکا هستند تا منافع خود را حفظ کنند.
تسنیم: افشای این حجم از اسناد چگونه اتفاق افتاد؟
یکی از نقاط عطف این پرونده، ورود گروه هکری حنظله بود. این گروه رسماً اعلام کرد که میلیونها سند مکتوب، هزاران ویدئو و صدها هزار تصویر از جزیره اپستین را استخراج و افشا کرده است.
در این اسناد، نام رؤسای جمهور سابق آمریکا، نخستوزیران اروپایی، پادشاهان عربی، سفرا، و حتی چهرههایی که بهعنوان نماد معنویت معرفی میشدند، دیده میشود. برای مثال، نام دالایی لاما بیش از 150 بار در این اسناد آمده است؛ فردی که سالها بهعنوان الگوی معنویت بدون دین به جوانان معرفی میشد. این افشاگریها نشان داد که غربِ بزکشده رسانهای با واقعیت درونی آن زمین تا آسمان تفاوت دارد.
به عبارت دیگر، افشای این اسناد نشان داد که آنچه غرب به عنوان هنجارهای اخلاقی، مدنیت و آزادی به جهان عرضه میکند، اغلب پوستهای از واقعیت است و پشت آن شبکهای از فساد، تهدید و مهندسی سیاسی قرار دارد.
تسنیم: این پرونده چه ارتباطی با تحولات سیاسی منطقه و فشار بر ایران دارد؟
ارتباط کاملاً مستقیم است. رژیم صهیونیستی و حامیانش، پس از ناکامی در جنگ مستقیم و افزایش قدرت بازدارندگی ایران، به دنبال وحدت اجباری سران آلوده منطقه علیه ایران هستند. افشای تدریجی اسناد اپستین، ابزاری برای مجبور کردن پادشاهان و سیاستمداران به همراهی با اسرائیل است.
وقتی یک رئیس دولت بداند که فیلم یا عکسهایی از جنایت اخلاقی او موجود است، مجبور است فرمانبردار باشد. این همان دیپلماسی سیاه است؛ دیپلماسی مبتنی بر فساد، تهدید و باجگیری. از همین منظر، پرونده اپستین یک ابزار فوقالعاده برای مهندسی سیاسی و اعمال فشار در سطح منطقه است.
علاوه بر آن، این پرونده نشان میدهد که سیاستهای ضدایرانی غرب، صرفاً بر اساس ایدئولوژی نیست؛ بلکه شبکهای از فساد و باجگیری پشت آن وجود دارد که بهصورت سیستماتیک اعمال میشود تا ایران را منزوی و تحت فشار قرار دهد.
تسنیم: اشارههایی به آیینهای شیطانپرستی در این جزیره شده. این موضوع تا چه حد مستند است؟
بر اساس اسناد و شهادتها، در ورودی جزیره مجسمهای از «بعل» نصب بوده؛ بتی با بدن انسان و سر بز که نماد شیطانپرستی است. بسیاری از افراد پیش از ورود به جزیره، مجبور به تعظیم در برابر این بت میشدند. این آیینها بخشی از مراسم وفاداری و اطاعت مطلق بوده است.
بعلپرستی نوعی زیست لذتجویانه و نفی همه بایدها و نبایدهای دینی است. این دقیقاً همان سبکی است که امروز در غرب تبلیغ میشود؛ آزادی بدون مرز، لذت بدون مسئولیت، و نفی ارزشهای اخلاقی و معنوی. بررسی این موضوع نشان میدهد که فساد اخلاقی صرفاً محدود به روابط جنسی نیست؛ بلکه به یک ایدئولوژی عملی تبدیل شده است که افراد را به ابزار قدرت و ابزار سیاسی بدل میکند.
تسنیم: چرا این پرونده در ایران با حساسیت ویژهای دنبال میشود؟
چون ایران هدف اصلی این شبکه قدرت است. همان کسانی که در جزیره اپستین مرتکب جنایتهای اخلاقی شدهاند، در غزه نسلکشی میکنند، در عراق و سوریه و افغانستان جنایت کردهاند و امروز به دنبال فروپاشی ایران هستند.
جنگ 12 روزه، آشوبهای داخلی، حمایت از گروههای تروریستی و فشار اقتصادی، همه حلقههای یک زنجیرهاند. دشمن میخواست با فشار همزمان خارجی و داخلی، ایران را به فروپاشی و سپس تجزیه بکشاند؛ اما حضور مردم و رهبری هوشمندانه مقام معظم رهبری این سناریو را شکست داد.
در این زمینه، پرونده اپستین برای ایران تنها یک پرونده اخلاقی نیست؛ بلکه پردهبرداری از چهره واقعی دشمن و ابزارهای مخفی آن برای مهندسی سیاسی و اجتماعی ایران است. شناخت این شبکه به ایران امکان میدهد که سیاستهای مقابلهای دقیق و هدفمند اتخاذ کند و فریب رسانهها و بزکهای ظاهری غرب را نخورد.
تسنیم: جمعبندی شما از پرونده اپستین چیست؟
پرونده اپستین، پردهبرداری از چهره واقعی غرب است؛ غربی که دم از حقوق بشر میزند اما در پشت پرده، کودکان و نوجوانان را قربانی قدرت و فساد میکند. این پرونده نشان داد که فساد اخلاقی، ابزار اصلی سلطه سیاسی شده است و سیاستمداران، بازرگانان و حتی نمادهای فرهنگی و معنوی غرب، ابزار این نظام هستند.
آینده متعلق به ملتهایی است که آگاه باشند، مقاومت کنند و فریب بزک رسانهای را نخورند. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، جهاد تبیین یک ضرورت فوری است؛ از خانهها، مدارس، مساجد و رسانهها باید آغاز شود.
با صبر، بصیرت و ایستادگی، پیروزی از آن ملت ایران و جبهه مقاومت خواهد بود. این پرونده نهتنها یک افشاگری اخلاقی، بلکه چراغ راهبردی برای درک واقعی قدرت، فساد و دیپلماسی غرب است و باید بهعنوان یک منبع آموزشی و هشداردهنده برای سیاستگذاران و مردم مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام/
نظرات کاربران