مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

از انقلاب صنعتی تا سلطه الگوریتم‌ها؛ آینده قدرت در عصر هوش مصنوعی

از انقلاب صنعتی تا سلطه الگوریتم‌ها؛ آینده قدرت در عصر هوش مصنوعی
بازدید 11
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، تحولات فناورانه همواره نقطه‌های عطفی در تاریخ بشر ایجاد کرده‌اند؛ از انقلاب صنعتی تا عصر اینترنت، هر موج تکنولوژیک نظم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهان را دگرگون ساخته است. اکنون اما جهان در آستانه مرحله‌ای تازه قرار گرفته؛ مرحله‌ای که در آن «هوش مصنوعی» نه صرفاً یک ابزار، بلکه یک نیروی ساختارساز در حال بازتعریف مفهوم قدرت، حقیقت و حتی عاملیت انسانی است. سرعت پیشرفت این فناوری به اندازه‌ای است که بسیاری از تحلیلگران از ورود بشر به عصر جدیدی سخن می‌گویند؛ عصری که در آن داده، مهم‌ترین سرمایه و الگوریتم، اثرگذارترین بازیگر است.

در چنین شرایطی، پرسش‌های اساسی پیش روی جوامع قرار دارد: آیا هوش مصنوعی فرصت تمدنی برای جهش علمی و اقتصادی است یا بستری برای شکل‌گیری نوعی استعمار داده‌ای و جنگ‌های شناختی؟ نسبت این فناوری با امنیت ملی، حکمرانی، فرهنگ و اعتماد عمومی چیست؟ برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع، خبرنگار خبرگزاری تسنیم در قزوین با محمد جوانی، مدرس دانشگاه و نویسنده، به گفت‌وگویی تفصیلی نشسته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

تسنیم: برخی معتقدند تاریخ بشر به قبل و بعد از هوش مصنوعی تقسیم خواهد شد. آیا این نگاه را می‌پذیرید؟

بله، من این تعبیر را دقیق می‌دانم. ما با یک فناوری ابزاری مواجه نیستیم؛ با یک «فناوری ساختاردهنده» مواجهیم. فناوری‌هایی مانند برق، موتور بخار یا اینترنت، زیرساخت تمدن را تغییر دادند. هوش مصنوعی اما یک گام جلوتر است؛ این فناوری نه‌تنها ساختارها، بلکه «فرآیند تصمیم‌سازی» را تغییر می‌دهد.

امروز الگوریتم‌ها می‌توانند الگوهای رفتاری میلیون‌ها انسان را تحلیل کنند، روندهای اقتصادی را پیش‌بینی کنند، بیماری‌ها را قبل از بروز تشخیص دهند و حتی در حوزه تولید محتوا، روایت بسازند. این یعنی قدرت از سطح سخت‌افزار به سطح شناخت منتقل شده است.

وقتی قدرت در سطح شناخت تعریف شود، دیگر مرز جغرافیایی معنا ندارد. کشوری که داده بیشتری دارد و توان پردازش بالاتری در اختیار دارد، در معادلات جهانی دست بالا را خواهد داشت. بنابراین تقسیم تاریخ به قبل و بعد از هوش مصنوعی، ناظر به همین جابه‌جایی بنیادین در منطق قدرت است.

تسنیم: شما از «استعمار داده‌ای» سخن گفته‌اید. این مفهوم دقیقاً به چه معناست؟

در گذشته استعمار به معنای تصرف سرزمین و منابع طبیعی بود. بعداً شکل‌های پیچیده‌تری مانند استعمار اقتصادی یا فرهنگی پدید آمد. امروز ما با نوعی استعمار نوین روبه‌رو هستیم که محور آن «داده» است.

داده، نفت قرن بیست‌ویکم است. هر کلیک، هر جست‌وجو، هر تعامل در شبکه‌های اجتماعی، داده تولید می‌کند. این داده‌ها در اختیار شرکت‌های بزرگ فناوری قرار می‌گیرد و آن‌ها با تحلیل این داده‌ها، رفتار مصرفی، سیاسی و اجتماعی افراد را پیش‌بینی می‌کنند.

وقتی چند شرکت محدود جهانی به حجم عظیمی از داده دسترسی دارند، عملاً می‌توانند افکار عمومی را جهت‌دهی کنند. این همان سرمایه‌داری پلتفرمی است؛ مدلی که در آن کاربر نه مشتری، بلکه «منبع استخراج داده» است.

در چنین وضعیتی، کشورهایی که زیرساخت بومی داده و پلتفرم ندارند، به مصرف‌کننده صرف تبدیل می‌شوند. این همان استعمار داده‌ای است؛ بدون لشکرکشی، بدون اشغال نظامی، اما با تسلط بر ذهن و رفتار.

تسنیم: در این چارچوب، مفهوم جنگ شناختی چه جایگاهی پیدا می‌کند؟

اگر بخواهیم سیر تاریخی جنگ‌ها را مرور کنیم، ابتدا جنگ‌های زمینی بود، سپس دریایی، هوایی، فضایی و بعد سایبری. امروز بسیاری از نظریه‌پردازان از «میدان ششم» سخن می‌گویند؛ میدان شناخت.

در جنگ شناختی، هدف تخریب زیرساخت نیست، بلکه تغییر ادراک است. شما اگر بتوانید ادراک یک جامعه را تغییر دهید، رفتار آن جامعه نیز تغییر خواهد کرد. هوش مصنوعی ابزار قدرتمند این میدان است.

الگوریتم‌ها می‌توانند پیام‌هایی متناسب با ویژگی‌های روانی هر فرد تولید کنند. این یعنی پیام واحدی برای همه ارسال نمی‌شود؛ هر فرد نسخه شخصی‌سازی‌شده‌ای از روایت را دریافت می‌کند. این سطح از هدف‌گیری در تاریخ بی‌سابقه است.

در سال‌های اخیر حتی چهره‌هایی مانند بنیامین نتانیاهو به نقش شبکه‌های اجتماعی در نبردهای مدرن اشاره کرده‌اند. این نشان می‌دهد میدان اصلی درگیری‌ها از خاک و آسمان به ذهن منتقل شده است.

تسنیم: بحران «حقیقت» در عصر هوش مصنوعی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

یکی از پیامدهای جدی هوش مصنوعی، فروپاشی مرجعیت تصویر است. پیش از این، تصویر و ویدئو سند محسوب می‌شد. اما امروز فناوری دیپ‌فیک می‌تواند چهره و صدای افراد را به‌گونه‌ای بازسازی کند که حتی متخصصان هم به‌سختی جعلی بودن آن را تشخیص دهند.

این مسئله صرفاً فنی نیست؛ فلسفی است. وقتی انسان نتواند میان واقعیت و جعل تمایز بگذارد، دچار بی‌اعتمادی عمومی می‌شود. جامعه‌ای که اعتماد خود را از دست بدهد، مستعد آشوب شناختی خواهد بود.

اینجاست که بحث حکمرانی هوش مصنوعی اهمیت پیدا می‌کند. حتی پیشگامانی مانند جفری هینتون که سال‌ها در شرکت Google فعالیت داشته‌اند، درباره خطرات بالقوه این فناوری هشدار داده‌اند. نگرانی آن‌ها صرفاً از پیشرفت تکنیکی نیست، بلکه از سرعت پیشرفت بدون چارچوب اخلاقی است.

تسنیم: آیا می‌توان از هوش مصنوعی به‌عنوان فرصت تمدنی نیز یاد کرد؟

قطعاً. نگاه ما نباید صرفاً امنیتی باشد. هوش مصنوعی می‌تواند در پزشکی، کشاورزی، مدیریت انرژی، کاهش ترافیک، آموزش شخصی‌سازی‌شده و حتی مقابله با بحران‌های زیست‌محیطی تحول‌آفرین باشد.

مسئله این است که چه کسی آن را هدایت می‌کند و با چه چارچوب ارزشی. اگر هوش مصنوعی در خدمت سود حداکثری شرکت‌ها باشد، ممکن است به تعمیق نابرابری بینجامد. اما اگر در چارچوب عدالت اجتماعی و حکمرانی مسئولانه توسعه یابد، می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی بشر کمک کند.

تسنیم: راهبرد پیشنهادی شما برای ایران چیست؟

ما باید چند اقدام هم‌زمان انجام دهیم:

نخست، سرمایه‌گذاری جدی در آموزش و پژوهش. دانشگاه‌ها باید به سمت تربیت نیروهای میان‌رشته‌ای حرکت کنند؛ افرادی که هم فناوری را بشناسند و هم علوم انسانی را.

دوم، ایجاد زیرساخت داده بومی. بدون داده، هوش مصنوعی صرفاً مصرف‌کننده خواهد بود.

سوم، ارتقای سواد رسانه‌ای عمومی. جامعه آگاه، کمتر در دام عملیات شناختی می‌افتد.

چهارم، تدوین چارچوب‌های حقوقی و اخلاقی منعطف. تنظیم‌گری باید هوشمند باشد؛ نه مانع نوآوری شود و نه اجازه رهاشدگی بدهد.

در نهایت، ما نیازمند یک نگاه تمدنی هستیم. هوش مصنوعی صرفاً ابزار تکنیکی نیست؛ بخشی از آینده زیست انسانی است. اگر روایت و ارزش‌های خود را در این فضا تعریف نکنیم، دیگران برای ما تعریف خواهند کرد.

تسنیم: جمع‌بندی شما چیست؟

اگر بخواهم جمع‌بندی دقیقی ارائه کنم، باید بگویم هوش مصنوعی نه منجی مطلق بشر است و نه تهدید حتمی برای آینده انسان؛ بلکه «ضریب‌دهنده قدرت» است. این فناوری هر آنچه در اختیارش قرار گیرد – چه خیر و چه شر – را چند برابر می‌کند. اگر در خدمت عدالت، پیشرفت علمی و رفاه عمومی قرار گیرد، می‌تواند کیفیت زندگی میلیاردها انسان را ارتقا دهد؛ اما اگر در مسیر سلطه، انحصار و دستکاری افکار عمومی به کار گرفته شود، همان‌قدر می‌تواند بحران‌آفرین و بی‌ثبات‌کننده باشد.

نکته دوم این است که آینده هوش مصنوعی بیش از آنکه به پیچیدگی الگوریتم‌ها وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی وابسته است. اگر تنظیم‌گری هوشمند، شفاف و اخلاق‌محور شکل نگیرد، تمرکز قدرت در دست معدودی از شرکت‌ها و دولت‌ها می‌تواند نابرابری جهانی را تشدید کند. ما امروز با فناوری‌ای روبه‌رو هستیم که توان اثرگذاری بر اقتصاد، سیاست، امنیت و فرهنگ را به‌طور هم‌زمان دارد؛ بنابراین نمی‌توان با نگاه تک‌بعدی با آن مواجه شد.

مسئله سوم، جایگاه انسان است. برخی گفتمان‌ها از «جایگزینی انسان» سخن می‌گویند، اما من معتقدم چالش اصلی «تضعیف عاملیت انسانی» است، نه حذف او. اگر انسان قدرت تفکر انتقادی، اختیار اخلاقی و مسئولیت‌پذیری خود را حفظ کند، هوش مصنوعی می‌تواند مکمل او باشد؛ اما اگر انسان به مصرف‌کننده منفعل الگوریتم‌ها تبدیل شود، به‌تدریج قدرت انتخاب مستقل خود را از دست خواهد داد. بنابراین باید بر آموزش، سواد رسانه‌ای و تقویت عقلانیت جمعی سرمایه‌گذاری جدی صورت گیرد.

و در نهایت، آینده این فناوری یک مسئله صرفاً فنی نیست، بلکه یک مسئله تمدنی است. همان‌گونه که انقلاب صنعتی چهره جهان را تغییر داد، هوش مصنوعی نیز در حال بازتعریف مناسبات قدرت، اقتصاد و حتی حقیقت است. پرسش اساسی این نیست که آیا این تحول رخ خواهد داد یا نه؛ این تحول در حال وقوع است. پرسش واقعی این است که ما در این فرآیند چه نقشی ایفا خواهیم کرد: بازیگر فعال با روایت و چارچوب ارزشی خود، یا مصرف‌کننده منفعل در نظم جدید دیجیتال. پاسخ به این پرسش، آینده ما را رقم خواهد زد.

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالعه بیشتر اخبار و مقالات مجله ایران اگری