به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، در سیزدهمین روز از اسفندماه 1404، میدان فرهنگ رشت محل قرار دلهای عزادارِ امام خامنهای شده بود؛ جمعیتی عظیم از پیر و جوان، کودک و نوجوان از هر سو در این میدان گرد هم آمدند تا در اندوهِ پرواز چهار سرو قامت گیلانی پرپر شده در آتش کینه دشمنان قسمخورده انقلاب به سینه بزنند و عزاداری کنند.
قرارگاه معنوی میدان فرهنگ تا میدان شهدای ذهاب در واقع نمایش اقتدار ملتی بود که قدردان جانفشانی شهدای امنیتش است. هنوز پیکرهای مطهر 4 شهید گیلانی حملات آمریکایی صهیونیستی به میدان فرهنگ نرسیده بودند اما شور حماسه مردم لحظه به لحظه در این میدان بیشتر میشد.

وقتی در دفاع از آرمانها، مرزهای جغرافیایی و قومیتی رنگ میبازند
پرچمهای سرخ و سیاه عزای امامِ امت در کنار نوای حماسی “والله والله نصر من الله” تجسمی از اندوهی عمیق و ارادهای پولادین ایجاد کرده بود. در میان جمعیت، چند مرد گیلک با لباس سنتی تبدیل به سوژه جذاب عکاسها و خبرنگاران شده بودند؛ همه حضور این گیلهمردان با پوشش سنتی را نمادی از اتحاد ناگسستنی میدانستند و حکایتگر اینکه تالشی، گیلک، کرد، لر، ترک با هر گویش و سلیقه و مذهبی همه در دفاع از وطن، یکدل و یک صدا هستیم و در دفاع از آرمانها، مرزهای جغرافیایی و قومیتی رنگ باختهاند.

در میان جمعیت، مداح با صدایی که بغض در آن موج میزد، فریاد سر داد: آقا جان امام خامنهای! ببین! ببین این لشکر عظیم با تمام ایمانش آمده تا پرچم کفر و ستم را سرنگون سازد. ببین این گلهای پرپر شده وطن را که عاشق قرآن بودند و در ماهِ رمضان جان در طبق اخلاص نهادند. آقا جان، خون پاک شما، این حماسه را خلق کرده است.
در گوشهای دیگر از خیابان، کودکان و نوجوانان، دختران و پسرانِ جوان زیر سایه پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی، عکس رهبرشان را بر سینه چسبانده بودند و بیصدا میگریستند؛ اشکهایشان نه از سر ترس بلکه از سر ارادت و درک مسئولیت بود. در نگاه معصومشان داغی مشترک موج میزد؛ داغی که عزمشان را برای پیمودن راه و اندیشه رهبرِ شهید امت که اینک به مکتبی جاودانه بدل شده، استوارتر میکرد. آنان آمده بودند تا بگویند گرچه داغ فراق داریم اما راه امامِ شهیدمان اکنون مکتب و میراث ماست و آن را به آیندگان منتقل خواهیم کرد.

رقص پرچمهای سرخ خونخواهی از میدان فرهنگ تا شهدای ذهاب رشت
آسمانِ شهر با نواختن سرود مقدس جمهوری اسلامی ایران و رقص پرچمهای سرخ خونخواهی به رنگ عشق و ایثار درآمده بود… لحظاتی بعد پیکرهای مطهر شهدا با فریاد لبیک یا حسینِ عزاداران به جمعیت دلداده پیوستند. جمعیت بلافاصله با نوای “حیدر حیدر” همچون پروانه، گرد شمع وجود شهدا چرخیدند و در اوج ارادت بر سر و سینه زدند. اینجا مداح میخواند و جمعیت میگریست “خون شهدا پرچم سرخ عَلَم ماست جمهوری اسلامی ایران حرم ماست”.

رجزخوانی در برابر اهریمن؛ قسم به وعدههای صادقش که قیام خواهیم کرد
فریادهای “حسین حسین و حیدر حیدر” گویی زمین را به لرزه انداخته بود.. پیکرهای مطهر شهدا در میان این حجم از شور و حماسه تا میدان شهدای ذهاب بدرقه میشدند؛ مداح اهل بیت در میان این سیل خروشان شروع کرد به اینگونه رجزخواندن “قسم به وعدههای صادقش که قیام خواهیم کرد…ای ترامپِ قمارباز این بازی را تو شروع کردهای اما ما تمامش میکنیم! این رجز آیینهای بود از عزم راسخ ملتی که از تحریم و تهدید نهراسیده بلکه مصممتر شده بود.

حماسهای ماندگار در قلب تاریخ رشت؛ آیینهای از اقتدار ملت
نگاهی به حجم جمعیت کردم احساس کردم دوربینم در برابر این حماسه بینظیر کم آورده است؛ خیابان جای سوزن انداختن نبود.. رشت این شهر بارانهای نقرهای در قلب خود حماسههای بسیار دارد اما امروز باید سایر حماسههایش را کنار بگذارد و به این مردم که به عشق رهبر شهیدشان در شرایط جنگ در میدان حضور یافتهاند ببالد و در تاریخ خود ثبت کند و با افتخار به رخ آیندگان بکشد.
میدان شهدای ذهاب؛ تجلی عشق و مقاومت
پیکرهای شهدا بر دستان مردم قدرشناس تا میدان شهدای ذهاب تشییع شدند. اینجا انگار پای در بینالحرمین گذاشتهایم؛ جمعیت همچون موجی خروشان در سوگ رهبر شهید میسوخت و برای دشمنش رجز میخواند.
با نزدیک شدن به اذان مغرب، مراسم به پایان رسید اما حماسه و رجزخوانیها ادامه داشت و فریاد “ای رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد” در فضا طنینانداز شده بود، همه با چشمان اشکبار اما قلبی استوار با شهدا و رهبرشان عهد بستند که تا آخرین قطره خون پای آرمانها خواهند ایستاد و از دشمنان انتقام خواهند گرفت.
گزارش از: زهرا رستگار
انتهای پیام/
نظرات کاربران