به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، شهادت جمعی از دریادلان ارتش جمهوری اسلامی ایران در ناوشکن دنا، آن هم در مأموریتی که با هدف «صلح و آرامش» انجام میشد، هنوز برای بسیاری از مردم و بهویژه خانوادههای این شهدا قابل باور نیست. در میان این نامها، «داوود خزایی» از شهرستان نهاوند و شهر فیروزان، برای مردم منطقه یادآور جوانی مؤمن، مهربان و مسئولیتپذیر است؛ رزمندهای که 11 سال از عمر خود را در نیروی دریایی ارتش خدمت کرد و طی این سالها حدود 1900 روز دریانوردی در آبهای آزاد جهان را تجربه کرد.
به گفته خانواده، داوود از نخستین روزهای ورود به نیروی دریایی با عشق از دریا، مأموریتها و مسئولیت دفاع از امنیت کشور سخن میگفت. با این حال سختیها و خطرات مأموریتها را کمتر برای خانواده روایت میکرد تا نگرانی در دل مادر و خواهرانش ایجاد نشود. او خدمت در ناوشکن دنا را یکی از بزرگترین افتخارات زندگی خود میدانست و بارها به خانواده گفته بود: «دنا یک ناوشکن معمولی نیست؛ تکهای از خاک وطن است.»
خبرنگار تسنیم برای روایت ابعاد انسانی این حادثه و مرور آخرین روزهای زندگی این شهید دریادل، با برادر شهید داوود خزایی گفتوگویی تفصیلی انجام داده است؛ گفتوگویی درباره شخصیت شهید، آخرین تماسها از لنگرگاه هند، لحظه شنیدن خبر اصابت به ناوشکن دنا و روزهای سخت پنهان نگه داشتن خبر از مادر و خواهران. متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
تسنیم: ابتدا از شخصیت و زندگی شهید داوود خزایی برایمان بگویید.
برادر شهید: داوود از دوران کودکی روحیهای بسیار مهربان و صمیمی داشت. هر کسی که با او ارتباط داشت، از اخلاق خوب و قلب پاک او صحبت میکند. در میان دوستان، همسایهها و آشنایان کمتر کسی پیدا میشود که حتی یک خاطره ناخوشایند از او نقل کند. همیشه تلاش میکرد به دیگران کمک کند و اگر میدید کسی مشکلی دارد، تا جایی که میتوانست برای حل آن قدم برمیداشت.
وقتی وارد نیروی دریایی ارتش شد، نگاهش به خدمت کاملاً جدی و همراه با احساس مسئولیت بود. بارها میگفت ما برای حفظ امنیت کشورمان به دریا میرویم و این مأموریت برای او صرفاً یک شغل نبود، بلکه نوعی تعهد و رسالت محسوب میشد.
در طول سالهای خدمت نیز با وجود سختیهای فراوان مأموریتهای دریایی، هیچگاه از شرایط گلایه نمیکرد. همیشه با افتخار از مأموریتها و مسئولیتهایش صحبت میکرد و میگفت خدمت در نیروی دریایی برای او یک افتخار بزرگ است.
او در مجموع 11 سال در نیروی دریایی ارتش خدمت کرد و طی این سالها حدود 1900 روز دریانوردی در آبهای آزاد را تجربه کرد. در مأموریتهای مختلف در آبهای عمان، اقیانوس هند و برخی مناطق دیگر حضور پیدا کرده بود و تجربههای زیادی از دریانوردی داشت.
تسنیم: ناوشکن دنا چه جایگاهی در نگاه شهید داشت؟
برادر شهید: داوود نسبت به ناوشکن دنا احساس تعلق خاصی داشت. همیشه از این ناوشکن با افتخار یاد میکرد و میگفت خدمت در چنین ناوشکنی برای هر نیروی دریایی یک افتخار است.
او معتقد بود دنا یکی از مهمترین ناوشکنهای ایران است که مأموریتهای مهمی را در آبهای دوردست انجام داده و نماد توانمندی دریایی کشور محسوب میشود.
به همین دلیل بارها به ما میگفت دنا فقط یک ناوشکن نیست، بلکه تکهای از خاک وطن است و باید با همان حس و غیرتی که از خاک کشور دفاع میکنیم از آن محافظت کنیم.
تسنیم: آخرین تماسهای شهید با خانواده چگونه بود؟
برادر شهید: آخرین تماس داوود زمانی بود که ناوشکن در لنگرگاه هند قرار داشت. در آن روزها فضای منطقه متشنج شده بود و ما هم طبیعتاً نگران بودیم. وقتی تماس گرفت با آرامش کامل صحبت میکرد و سعی داشت ما را آرام کند.
مادرم در آن تماس بسیار نگران بود و گریه میکرد، اما داوود مرتب میگفت نگران نباشید و همه چیز تحت کنترل است. او همیشه تلاش میکرد آرامش را به خانواده منتقل کند.
در همان تماسها میگفت اگر تقدیر الهی بر شهادت باشد، آن هم بهترین سرنوشت برای یک سرباز است. همین جملات باعث میشد مادرم تا حدی آرام شود.
تسنیم: گفته میشود در همان تماسها برای همرزمانش نیز کاری انجام داده بود.
برادر شهید: بله، یکی از بخشهای بسیار تأثیرگذار همان تماسها همین موضوع بود. چون تلفن داوود امکان تماس بینالمللی داشت، برخی از همرزمانش از او خواسته بودند که با خانوادههایشان تماس بگیرند.
او شماره خانواده همکارانش را به من داد و گفت با آنها تماس بگیرم تا بتوانند با عزیزانشان صحبت کنند. من تماس میگرفتم و گوشی را به داوود میدادم.
حدود 10 تماس به این شکل برقرار شد. خانوادهها با اشک و دلتنگی با عزیزانشان صحبت میکردند و آنها هم تلاش میکردند آرامشان کنند. بسیاری از آنها میگفتند بهزودی به کشور برمیگردند و دیدار تازه میشود. هیچکس تصور نمیکرد آن تماسها آخرین گفتوگو باشد.
تسنیم: چه زمانی از اصابت به ناوشکن دنا مطلع شدید؟
برادر شهید: مدتی بعد از همان تماسها یکی از همرزمان داوود با من تماس گرفت و خبر اصابت به ناوشکن دنا را داد. شنیدن این خبر برایم بسیار سنگین بود و واقعاً لحظهای بود که نمیتوانم آن را بهخوبی توصیف کنم.در همان لحظه احساس کردم همه چیز تغییر کرده است. هنوز صدای تماسهای قبلی در ذهنم بود و تصور چنین حادثهای بسیار سخت بود.
تسنیم: گفتهاید حدود 15 روز خبر را از خانواده پنهان نگه داشتید.
برادر شهید: بله، حدود 15 روز این موضوع را در دل نگه داشتم. شرایط خانواده بهگونهای بود که نمیتوانستم ناگهان چنین خبری را به آنها بدهم. پدرمان سالها پیش از دنیا رفته و مادرم و خواهرانم وابستگی زیادی به داوود داشتند.
در این مدت تلاش میکردم ظاهر آرامی داشته باشم تا خانواده متوجه نگرانی من نشوند، اما در درون خودم فشار روحی بسیار زیادی را تحمل میکردم.وقتی در نهایت خبر بهطور رسمی اعلام شد، مادرم دچار شوک شدیدی شد و آن لحظات از سختترین لحظات زندگی ما بود.
تسنیم: آخرین دیدار شما با شهید چگونه بود؟
برادر شهید: آخرین دیدار ما زمانی بود که داوود برای مأموریت عازم میشد. او را تا ترمینال بدرقه کردیم و هنگام خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفتیم.
آن لحظه هر دو گریه میکردیم. در همان خداحافظی به من گفت حواسم به مادر باشد. بعدها که به آن لحظه فکر میکنم، احساس میکنم شاید خودش هم میدانست این دیدار ممکن است آخرین دیدار باشد.
تسنیم: نگاه شما به حادثه ناوشکن دنا چیست؟
برادر شهید: به نظر من ناوشکن دنا مظلومترین ناوشکن ایران است. این ناو در مأموریتی برای صلح و آرامش حضور داشت و در شرایطی هدف حمله قرار گرفت که در لنگرگاه پهلو گرفته بود.از نگاه ما این موضوع باید در سطح بینالمللی پیگیری شود، زیرا مسئله تنها یک شناور نظامی نیست؛ مسئله جان انسانهایی است که برای دفاع از کشورشان در مأموریت بودند.
تسنیم: اگر امروز بتوانید یک جمله با برادرتان صحبت کنید چه میگویید؟
برادر شهید: به او میگویم همیشه در قلب ما زنده است و برای خانواده ما مایه افتخار است. داوود فقط یک برادر نبود، بلکه الگویی برای ما بود.و درباره ناوشکن دنا هم همان جملهای را میگویم که خودش بارها تکرار میکرد؛ دنا فقط یک ناوشکن نیست، بلکه تکهای از خاک وطن است.
انتهای پیام/
نظرات کاربران