مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

نسبت نصرت الاهی و عقلانیت بشری/ بازخوانی یک مناظره کلامی–الاهیاتی

نسبت نصرت الاهی و عقلانیت بشری/ بازخوانی یک مناظره کلامی–الاهیاتی
بازدید 5
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، پس از هر بحران بزرگ تاریخی، الاهیات سیاسی از حاشیه به متن می‌آید و پرسش کهن کلامی، دوباره سر برمی‌آورد: خدا در تاریخ چه‌کاره است؟ در ماه‌های اخیر، این پرسش در قالب مناظره دو گفتمان رقیب صورت‌بندی شده است.

گفتمان نخست، نصرت الاهی را «برنامه‌ای خاص و غیبی» می‌داند که در انحصار پیامبران و مقاطع استثنایی وحیانی معنا و تحقق می‌یابد. در این نگاه، تکلیف انسان معاصر تمسک به عقل، تجربه بشری و محاسبات عرفی است؛ وعده‌های الاهی افق معنا می‌دهند اما در معادلات عینی تاریخ، کارکرد علّی مستقیم ندارند. نتیجه منطقی این رویکرد، تفکیک ساحت “تدبیر” از ساحت “تقدیر” و تقدم عملی “عقل خودبنیاد” در اداره جامعه است.

گفتمان دوم، نصرت را «سنت عام و جاری» می‌خواند که در تار و پود قانون‌مندی‌های اجتماعی-تاریخی تنیده شده است. از این منظر، وعده‌های قرآنی، قاعده‌ای تکرارپذیرند که با تجمیع ایمان، تقوا، تدبیر و توکل فعال می‌شوند. در اینجا عقلانیت نه رقیب وحی، که ابزار کشف و اجرای سنت‌های الهی است؛ “سیاست” عرصه تلاقی محاسبه و مشیت است، نه انتخاب میان آن‌ها.

این دو روایت، تنها اختلاف در تفسیر چند آیه نیست؛ بلکه دو افق متفاوت برای فهم “نسبت دین و تاریخ”، “وظیفه و نتیجه”، “توکل و تدبیر” صورت‌بندی می‌کند. نزاع آن‌ها بر سر این است که آیا در عصر ختم نبوت، «دست خدا» هنوز در صحنه سیاست باز است یا باید آن را به حوزه خصوصی و اخروی فروکاست. 

پاسخ به این پرسش، نوع مواجهه یک جامعه دینی با جنگ، صلح، پیروزی و شکست را تعیین می‌کند.

یکم. طرح مسئله: الهیات نصرت در کشاکش دو خوانش  

در فضای فکری پس از رخدادهای اخیر، پرسش از نسبت میان «وعده‌های الهی» و «تدبیر عقلانی» بار دیگر به محور مناقشات حوزوی و رسانه‌ای بازگشته است. دو خوانش اصلی قابل تشخیص است:  
نخست، قرائتی است که نصرت الهی را «امر غیبی ویژه انبیاء» دانسته و نقش انسان معاصر را تنها در سطح عقل، تجربه و محاسبه انسانی تعریف می‌کند. 

دوم، تفسیر رقیب که نصرت را «سنتی عام و تمدنی» می‌داند؛ سنتی که با اجتماع ایمان، تقوا، تدبیر و توکل در سطح جمعی محقق می‌شود.  

گرچه ظاهر مناظره، کلامی و تفسیری است، اما ژرفای آن به قلمرو “فلسفه تاریخ” و پرسش از “میزان تأثیرگذاری دین در تحولات اجتماعی و انسانی” بازمی‌گردد.

دوم. مستندات قرآنی: عام‌بودن یا خاص‌بودن وعده نصرت  

1. دلالت خطاب‌ها بر عمومیت  

آیات مربوط به نصرت، در اغلب موارد خطاب به عموم مؤمنان دارد و «شرط‌مند» است:  «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ» (محمد:7) ، «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ» (حج:40)  

تراکیب تأکیدی «لَیَنصُرَنَّ» و «لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی» (مجادله:21) از قطعیت سنت الهی سخن می‌گویند، اما شرط‌های «إِن تَنصُرُوا» و «مَن یَنصُرُهُ» نشان می‌دهد که تحقق این وعده بر مدار کنش انسانی قرار دارد و  به عصر پیامبران اختصاص ندارد. از این رو محدودکردن نصرت به دوران وحی با دلالت ظاهری آیات سازگار نیست.

2. نسبت نصرت با سایر سنن  

قرآن از سنن دیگری چون ابتلاء، امتحان، تأخیر و استدراج سخن می‌گوید (بقره:155). این سنن در عرض سنت نصرت قرار نمی‌گیرند و آن را نفی نمی‌کنند، بلکه چگونگی تحقق یا تعویق آن را توضیح می‌دهند. رخداد اُحد نمونه‌ای روشن است: شکست ظاهری، ذیل سنت امتحان تفسیر شد، نه نسخ وعده «وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» (آل‌عمران:13).  
ازاین‌رو؛ سنن الهی نه متعارض، بلکه در نسبت طولی و تکمیلی‌اند.

سوم. عقلانیت در منظومه دینی: ابزار، شریک یا رقیب؟  

1. جایگاه عقل در سنت اسلامی–شیعی  

قاعده ملازمه («ما حَکَمَ بِهِ العقل…») عقل را یکی از کاشفان حکم شرعی می‌شمارد. قرآن نیز بر تجهیز و آمادگی تاکید می‌کند: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» (انفال:60).  
از این نگاه، “توکلِ بی‌تدبیر” یا “انتظار نصرتِ بدون تمهید اسباب”، نه با عقل سازگار است نه با شریعت.

2. تفکیک “عقلانیت ایمانی” از “عقلانیت خودبنیاد”  

چالش اصلی هنگام خروج عقل از افق وحی پدید می‌آید؛ جایی که عقل به «خودبنیادی» میل کرده و همه پیروزی‌ها را به محاسبه صرف مادی تقلیل می‌دهد. در منطق دینی، عقلانیت اصیل ترکیبی است از «تمهید اسباب» و «توکل بر سنت‌های الاهی». روایت مشهور «اعقلها و توکل» دقیقاً این توازن را بازتاب می‌دهد: “عقلانیت” مقدمه “توکل” است، نه بدیل و رقیب آن.

چهارم. نقد دوسویه خوانش‌ها  

الف) نقد قرائت «نصرتِ خاص»  

1. غفلت از عمومیت خطاب‌های قرآنی.  
2. نادیده‌گرفتن سنن اجتماعی و تاریخی همچون امتحان و استبدال.  
3. پیامد نظری: حذف نقش مؤمنان عادی از صحنه تاریخ و کاستن از مسئولیت جمعی.

ب) نقد قرائت «پیروزی قطعی تاریخی» 

1. تبدیل شرط به نتیجه؛ حال آنکه آیات نصرت همگی مشروطند.  
2. استقراء گزینشی از رخدادهای تاریخی برای ساختن قاعده‌ای کلّی.  
3. خلط میان «تکلیف» و «تضمین»؛ «وَأَعِدُّوا» ناظر به تکلیف است.  
4. خطر خودمصداق‌پنداریِ بی‌ضابطه نسبت به عنوان «مؤمنین».

پنجم. افق جمع: عقلانیت متکی بر سنت  

راه خروج از دوگانه‌های صوری، رجوع به منطق جامع قرآن است:  
1. وعده نصرت، قطعی ولی مشروط است؛ تعطیل‌پذیر نیست اما بی‌قید نیز نیست.  
2. عقلانیت و تدبیر، نه در حاشیه سنت الهی بلکه در متن آن قرار دارند.  
3. سنجش تحقق شروط، امری جمعی و عینی است و نیازمند شاخص‌های اخلاقی–اجتماعی.  
4. پیروزی، منحصر در غلبه نظامی نیست؛ گاهی در حفظ هویت، ارتقای آگاهی یا دفع تهدید تحقق می‌یابد.

 در پایان  

الاهیات نصرت، منظومه‌ای است متوازن: نه “تقدیرگرایی منفعل” را تجویز می‌کند و نه “عقلانیت گسسته از وحی” را.  

از یک‌سو فروکاستن وعده الاهی به قلمرو فردی یا اخروی، امکان حضور کنشگر دین را در عرصه تاریخ تضعیف می‌کند. از سوی دیگر، تبدیل نصرت به نتیجه‌ای قطعی و بی‌قید، خوانش سنت‌های الاهی را دچار ساده‌سازی و غفلت از شرط‌مندی می‌سازد.  

چارچوب قرآنی، الگویی سه‌ضلع ارائه می‌کند: تدبیر حداکثری، توکل حداکثری و خودنظارتی جمعی بر مبنای تقوا و عدالت. 

در این الگو ،”نتیجه” از مسیر “عمل” می‌گذرد، نه از بیرون آن و “امید مؤمنانه” در بستر “عقلانیت” و “مسئولیت‌پذیری جمعی” سامان می‌یابد.

یادداشت از: حجت‌الاسلام‌والمسلمین بهمن اکبری، نویسنده و پژوهشگر

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *