به گزارش خبرگزاری تسنیم از زاهدان، در سیستان و بلوچستان، جایی که نظام سلامت سالهاست با کمبودها، پراکندگی جغرافیایی و فشار بیماریهای مزمن دستوپنجه نرم میکند، حالا یک هشدار تازه و جدی به صدا درآمده است. این هشدار از دل آمارهای انتقال خون و درمان بیماران تالاسمی بیرون آمده؛ آماری که نشان میدهد بخش بزرگی از ذخایر خونی استان، نه برای یک وضعیت مقطعی، بلکه بهصورت مستمر و روزانه در اختیار بیماران نیازمند قرار میگیرد.
محمدحسن محمدی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پس از بازدید از انتقال خون استان در گفتوگو با خبرنگار تسنیم تصویری روشن اما نگرانکننده از وضعیت موجود ترسیم کرد؛ تصویری که نشان میدهد فشار بر منابع خونی استان از یک مرز حساس عبور کرده است. به گفته او، 60 درصد خون مصرفی سیستان و بلوچستان به بیماران تالاسمی اختصاص دارد؛ عددی که بهخوبی ابعاد بحران را آشکار میکند.
این رقم فقط یک آمار خشک درمانی نیست، بلکه نشانهای از یک بار سنگین اجتماعی، اقتصادی و انسانی است. هر واحد خون در استان، پیش از آنکه به دست بیمار برسد، پشت سر خود شبکهای از نیاز، پیگیری، اهدا، ذخیرهسازی و توزیع را حمل میکند؛ شبکهای که اکنون زیر فشار مداوم بیماران تالاسمی، بیش از همیشه به مشارکت عمومی وابسته است.
تالاسمی ماژور، شایعترین بیماری خونی ارثی در کشور، در سیستان و بلوچستان چهرهای پررنگتر از بسیاری نقاط دیگر دارد. این بیماری، نهفقط یک مسئله ژنتیکی، بلکه بخشی از واقعیت زیستی و سلامت این استان است؛ واقعیتی که سالهاست خانوادههای زیادی را درگیر کرده و نظام درمانی را ناچار به برنامهریزی مداوم برای تأمین خون کرده است.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با صراحت گفت اعلام کرد سیستان و بلوچستان از بالاترین میزانهای شیوع تالاسمی در کشور برخوردار است. همین واقعیت، اهمیت پیشگیری را از یک توصیه کلی به یک ضرورت فوری تبدیل میکند. در استانی که هنوز تولد نوزادان مبتلا میتواند چرخه درمان را سنگینتر کند، آگاهی، مشاوره و مداخله پیشگیرانه معنایی فراتر از آموزش معمول دارد.
از نگاه مسئولان حوزه سلامت، راهحل فقط در تأمین خون خلاصه نمیشود. محمدی تاکید کرد که با آگاهیبخشی، خرد جمعی، مشارکت مردمی و بهرهگیری از همه ظرفیتها میتوان از تولد نوزادان مبتلا به تالاسمی پیشگیری کرد. این جمله، هسته اصلی مواجهه علمی با بیماری در استان است؛ یعنی درمان را باید ادامه داد، اما همزمان باید از تولید پروندههای جدید کاست.
در سیستان و بلوچستان حدود 3 هزار و 600 بیمار تالاسمی ماژور زندگی میکنند؛ عددی که هر کدام از واحدهایش، قصهای از مراجعات مکرر، پیگیریهای درمانی، مراقبت دائمی و وابستگی به خون سالم را در خود دارد. از این تعداد، 1136 بیمار زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی زاهدان قرار دارند و مسیر درمانشان مستقیماً با زیرساختهای همین مجموعه پیوند خورده است.
محمدی از یک واقعیت مهم دیگر نیز سخن گفت: برنامههای درمانی منسجم در سالهای اخیر توانستهاند مرگومیر بیماران را کاهش دهند و کیفیت زندگی آنان را بهبود ببخشند. این نکته نشان میدهد که هرچند تالاسمی همچنان بیماری پرهزینه و فرسایندهای است، اما نظم درمانی و استمرار مراقبت توانسته بخشی از بار آن را کم کند.
با این حال، موفقیت نسبی در درمان بهمعنای رفع بحران نیست. بیماریای که برای بقا به خون وابسته است، هر لحظه میتواند در صورت اختلال در تأمین، بیماران را با خطر مواجه کند. همینجا است که اهمیت انتقال خون از یک سازمان خدماتی فراتر میرود و به یکی از ستونهای حیاتی سلامت استان تبدیل میشود.
ذخایر خونی زیر فشار کاهش اهداکنندگان
در سوی دیگر این معادله، انتقال خون استان با چالشی همسنگ روبهروست. مدیرکل انتقال خون سیستان و بلوچستان در گفتوگو با خبرنگار تسنیم وضعیت ذخایر فرآوردههای خونی را نگرانکننده توصیف کرد و از کاهش مراجعات اهداکنندگان خبر داد. این کاهش در عمل یعنی کاهش حاشیه اطمینان برای بیمارانی که هر روز به خون نیاز دارند.
وقتی مصرف خون بالا میرود و تعداد اهداکنندگان کم میشود، فاصله میان نیاز و موجودی بهسرعت زیاد میشود. همین فاصله است که مدیرکل انتقال خون از آن با عنوان زنگ خطر کمبود فرآوردههای خونی یاد کرده؛ زنگ خطری که اگر جدی گرفته نشود، میتواند در روزهای آینده به بحران بالینی تبدیل شود.
اهمیت این هشدار زمانی بیشتر میشود که بدانیم استان روزانه به حدود 400 واحد فرآورده خونی نیاز دارد. این عدد نهتنها بالاست، بلکه نشان میدهد ذخیرهسازی و توزیع خون در سیستان و بلوچستان باید با حساسیت و دقت بیشتری از هر جای دیگر دنبال شود.
در شرایطی که بخشی از نیاز استان از طریق سایر مراکز انتقال خون کشور تأمین میشود، هر کاهش در مشارکت اهداکنندگان محلی، وابستگی استان را به بیرون بیشتر میکند. مدیرکل انتقال خون اعلام کرده است که 40 درصد نیاز خونی استان از دیگر مراکز کشور تأمین میشود؛ نشانهای روشن از اینکه شبکه خونرسانی استان هنوز برای رسیدن به پایداری کامل، به حمایت بیرونی متکی است.
این وابستگی، در روزهای عادی شاید قابل مدیریت باشد، اما در شرایط خاص میتواند آسیبپذیری را افزایش دهد. هر اختلال در حملونقل، هر کاهش در ذخایر ملی یا هر موج ناگهانی مصرف، میتواند استان را در وضعیت دشوارتری قرار دهد. به همین دلیل، موضوع اهدای خون در سیستان و بلوچستان تنها یک کنش داوطلبانه نیست؛ یک ضرورت راهبردی است.
مدیرکل انتقال خون استان در عین حال تاکید کرد که همه شیوهنامههای بهداشتی در پایگاهها رعایت میشود. این نکته مهم است، چون یکی از دلایل کاهش مراجعه در برخی مقاطع، نگرانی مردم درباره فرآیندهای بهداشتی یا تصورهای نادرست از اهدای خون است. تاکید بر استاندارد بودن فرآیندها، برای بازسازی اعتماد عمومی حیاتی است.
در چنین شرایطی، دعوت از مردم فقط یک درخواست احساسی نیست. این دعوت، تلاشی برای حفظ پیوستگی درمان بیماران، اطمینان از ادامه خدمات و جلوگیری از وارد شدن فشار بیشتر به خانوادهها و کادر درمان است. اهدای خون در این استان، میان یک اقدام ساده و یک اثر حیاتی، فاصلهای بسیار کوتاه دارد.
کاهش مراجعه اهداکنندگان، اگرچه شاید در ظاهر موضوعی کوتاهمدت به نظر برسد، اما در واقع میتواند آثار زنجیرهای داشته باشد. در بخشهایی از نظام سلامت، کمبود خون فقط به تعویق درمان منجر نمیشود؛ گاهی مستقیماً بر جان بیمار اثر میگذارد. همین حساسیت، لحن هشدار مسئولان را توضیح میدهد.
تالاسمی، بیماریای که فقط درمان نمیخواهد، پیشگیری میخواهد
تالاسمی در سیستان و بلوچستان سالهاست که از یک اصطلاح پزشکی فراتر رفته و به یک مسئله جمعی تبدیل شده است. در بسیاری از خانوادهها، این بیماری با نام بیمار، پروندههای درمانی، مراجعات مکرر و نیاز دائمی به خون شناخته میشود. چنین الگویی، اگر با پیشگیری همراه نشود، نسلهای بعدی را نیز درگیر میکند.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان بهدرستی بر خرد جمعی و مشارکت همهجانبه تاکید کرده است. این تاکید از آنرو اهمیت دارد که کنترل تالاسمی فقط وظیفه پزشکان نیست. برای کاهش تولد نوزادان مبتلا، شبکهای از آموزش، مشاوره، فرهنگسازی و همراهی اجتماعی لازم است.
روحانیون، معتمدان محلی، رسانهها، دستگاههای اجرایی و خانوادهها هرکدام بخشی از این زنجیرهاند. تجربه نشان داده هرجا آگاهی عمومی بالا رفته، پذیرش مشاوره و مراجعه برای غربالگری هم بیشتر شده است. در مقابل، هرجا اطلاعرسانی ضعیف بوده، بار درمانی در سالهای بعد سنگینتر شده است.
در این میان، رسانه نقش ویژهای دارد. رسانه میتواند فاصله میان دانستن و عمل کردن را کم کند. وقتی یک بیماری ارثی بهدرستی توضیح داده شود، بسیاری از تصمیمهایی که ممکن است به تولد بیمار جدید منجر شود، قابل پیشگیری خواهد بود.
این همان نقطهای است که بهداشت عمومی با فرهنگ اجتماعی گره میخورد. تالاسمی فقط با دارو و خون مدیریت نمیشود؛ با آگاهی قبل از ازدواج، مشاوره ژنتیک، توجه به غربالگری و جدی گرفتن هشدارهای علمی نیز مهار میشود. در غیر این صورت، درمان همواره از پیشگیری عقبتر میماند.
از این زاویه، سیستان و بلوچستان بیش از هر چیز نیازمند یک روایت جدید است؛ روایتی که در آن آگاهی، شرمِ خاموش پیرامون بیماریهای ژنتیکی را کنار بزند و جای آن را به اقدام مسئولانه بدهد. هیچ جامعهای با پنهان کردن بیماریهای ارثی به سلامت پایدار نمیرسد.
افزایش آگاهی عمومی در این حوزه، نهتنها تولد بیماران جدید را کاهش میدهد، بلکه فشار بلندمدت بر بودجه سلامت را هم کمتر میکند. هزینه یک برنامه پیشگیری، بسیار کمتر از درمان سالیان متمادی یک بیمار تالاسمی است. این واقعیت، سالهاست در نظامهای سلامت دنیا پذیرفته شده و باید در استان هم بهعنوان اصل راهبردی دیده شود.
از سوی دیگر، موفقیت درمانی بیماران موجود نیز نیازمند استمرار همین نگاه است. بیماران فعلی نباید در سایه بحث پیشگیری فراموش شوند. آنان هر روز به خون، دارو و مراقبت نیاز دارند و هر اختلال در زنجیره خدمات، مستقیم بر زندگیشان اثر میگذارد.
خون، سرمایهای که فقط با مشارکت مردم زنده میماند
در چنین وضعیتی، اهدای خون در سیستان و بلوچستان از یک رفتار انساندوستانه به یک مسئولیت اجتماعی تبدیل شده است. هر فردی که به پایگاه انتقال خون مراجعه میکند، در عمل بخشی از بار یک نظام درمانی فشرده را بر دوش میگیرد و امکان ادامه زندگی را برای بیماران فراهم میسازد.
مسئولان انتقال خون بارها تاکید کردهاند که پایگاهها آمادگی کامل دارند و پروتکلهای بهداشتی نیز رعایت میشود. این تاکید بهویژه در زمانی اهمیت دارد که برخی شهروندان ممکن است به دلیل شایعات یا تصورات نادرست از مراجعه خودداری کنند. شفافسازی درباره روند اهدا، بخشی از بازسازی اعتماد است.
اهمیت مراجعه اهداکنندگان زمانی بیشتر میشود که بدانیم بخش مهمی از بیماران تالاسمی، وابسته به خون سالم و مستمر هستند. برای این بیماران، خون نه فقط یک فرآورده درمانی، بلکه زمان، نفس و امکان ادامه زندگی است. هر روز تأخیر در تأمین آن، اضطرابی تازه برای خانوادهها ایجاد میکند.
در فضای کنونی استان، ذخایر خون باید بهعنوان یک شاخص امنیت سلامت دیده شود. همانطور که آب، برق و دارو برای زیست روزمره ضروریاند، خون نیز در نظام درمانی استان یک کالای حیاتی محسوب میشود. کمبود آن، تنها یک رخداد اداری نیست؛ یک اخلال مستقیم در زنجیره نجات جان انسانهاست. از همین رو، دعوت از مردم برای اهدای خون باید با ادبیاتی فراتر از مناسبتهای مقطعی مطرح شود. جامعهای که با بحران مزمن تالاسمی روبهروست، باید اهدای خون را بهعنوان یک عادت اجتماعی پایدار شکل دهد، نه واکنشی مقطعی به هشدارها.
نکته مهم دیگر، توزیع عادلانه و منظم خون در سطح استان است. سیستان و بلوچستان با پهنه وسیع و جمعیت پراکنده، برای رساندن خون به نقاط مختلف، به زیرساخت و هماهنگی دقیق نیاز دارد. هر چه این شبکه منظمتر باشد، فشار بر مرکز استان کمتر و دسترسی بیماران مناطق دورتر بهتر خواهد شد.
در کنار این موضوع، ارتباط میان دانشگاه علوم پزشکی، سازمان انتقال خون و دیگر نهادهای اجرایی نیز اهمیت دارد. بحرانهایی از این جنس، با کار جزیرهای حل نمیشوند. نیاز به هماهنگی، اطلاعرسانی منظم، پیشبینی نیاز و جلب مشارکت داوطلبانه، بیش از هر چیز دیگر احساس میشود.
هشدار امروز، مسئولیت فردا
سیستان و بلوچستان این روزها با یک هشدار دوگانه روبهروست: از یکسو مصرف بالای خون توسط بیماران تالاسمی و از سوی دیگر کاهش مراجعه اهداکنندگان. هر دو بخش این معادله، اگر همزمان مدیریت نشوند، میتوانند سلامت استان را در تنگنا قرار دهند.
آمار 60 درصدی مصرف خون توسط بیماران تالاسمی، فقط یک عدد نیست؛ نشانه یک بار درمانی عظیم است که سالهاست بر دوش استان افتاده. در چنین شرایطی، هر واحد خون ارزش مضاعف پیدا میکند و هر اهداکننده، به بخشی از زنجیره حیات تبدیل میشود. از سوی دیگر، وجود حدود 3600 بیمار تالاسمی ماژور در استان نشان میدهد که این مسئله کوتاهمدت نیست و با یک برنامه مقطعی حل نخواهد شد. آنچه لازم است، یک راهبرد پایدار برای پیشگیری، درمان و تأمین مداوم خون است.
همزمان، آگاهیبخشی درباره پیشگیری از تولد نوزادان مبتلا باید با جدیت بیشتری دنبال شود. هیچ برنامه درمانی، بدون برنامه پیشگیری، به نتیجه مطلوب نمیرسد. این اصل در سیستان و بلوچستان نه یک توصیه، بلکه یک ضرورت فوری است. این گزارش بیش از هر چیز یک پیام روشن دارد که اهدای خون در این استان، فقط یک انتخاب داوطلبانه نیست، بلکه اقدامی است که میتواند سرنوشت بیماران بسیاری را تغییر دهد. هر مراجعه به پایگاه انتقال خون، در عمل یک قدم برای نجات جان انسانهاست.
انتهای پیام/
نظرات کاربران