به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، دو سال از آن صبح تلخ میگذرد؛ صبحی که خبر عروج رئیسجمهوری مردمی، خستگیناپذیر و بیادعا، قلب ملت ایران را در بهتی سنگین فرو برد. هنوز هم برای بسیاری باور این حقیقت دشوار است که مردی که تا واپسین ساعات عمر، در میدان خدمت، در میان مردم و در مسیر گرهگشایی از مشکلات کشور گام برمیداشت، اینگونه ناگهانی، در اوج مسئولیت و مجاهدت، آسمانی شد و نام خود را در زمره شهدای خدمت جاودانه کرد.
آیتالله سیدابراهیم رئیسی، تنها یک رئیسجمهور نبود؛ برای بسیاری از مردم، او نماد مدیریتی بود که «قدرت» را نه در فاصله گرفتن از مردم، بلکه در نزدیکتر شدن به دردهای آنان معنا میکرد. مدیری که «مسئولیت» را نه امتیاز، بلکه امانتی الهی میدانست و هر روز را فرصتی تازه برای ادای دین به مردم و انقلاب تلقی میکرد. همین نگاه بود که او را به الگویی متفاوت در سپهر مدیریتی جمهوری اسلامی بدل ساخت؛ الگویی که در آن، اخلاص، سادهزیستی، ولایتمداری، عدالتخواهی و کار بیوقفه، نه شعار، بلکه شیوه زیستن و حکمرانی بود.
اکنون در دومین سالگرد شهادت خادم ملت، بازخوانی ابعاد شخصیتی، اخلاقی و مدیریتی این شهید بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد؛ نه فقط برای مرور خاطرات یک رئیسجمهور محبوب، بلکه برای بازشناسی «مکتب خدمت» و انتقال آن به نسلهایی که باید آینده این سرزمین را بسازند.
در این میان، روایت کسانی که سالها از نزدیک با شهید رئیسی زیستهاند و از فراز و فرودهای زندگی و مسئولیت او آگاهاند، میتواند پنجرهای روشنتر به زوایای کمتر دیدهشده شخصیت او بگشاید.
آیتالله شیخ علی خاتمی، نماینده سابق ولیفقیه در استان زنجان و امام جمعه سابق این شهر، از جمله این چهرههاست؛ شخصیتی که بیش از سه دهه با شهید رئیسی و دههها با دیگر شهدای خدمت، از جمله شهید آیتالله آلهاشم، آشنایی و رفاقتی نزدیک داشته و نهتنها شاهد سبک مدیریتی و منش فردی آنان بوده، بلکه بخشی از خاطرات مشترک با این مردان الهی را نیز در حافظه خود حفظ کرده است.
او در این گفتوگوی تفصیلی، از شهید رئیسی نه بهعنوان یک مقام سیاسی، بلکه بهعنوان انسانی مؤمن، ولایی، پرتلاش و پاکدست سخن میگوید؛ از مردی که به تعبیر او، «سربازی در میدان خدمت» بود، شب و روز نمیشناخت، طهارت سیاسی را در سختترین میدانها حفظ کرد و سرانجام با کارنامهای روشن و وجدانی آرام، مزد سالها مجاهدت خود را با شهادت گرفت.
سؤال: در دومین سالگرد شهادت آیتالله سیدابراهیم رئیسی و همراهان ایشان، جامعه همچنان با اندوه فقدان شخصیتی مواجه است که بسیاری از مردم او را نماد خدمت، اخلاص و مردمداری میدانستند. شما که سالها از نزدیک با شهید رئیسی آشنا بودید، اگر بخواهید شخصیت این شهید بزرگوار را برای مردم، بهویژه نسل جوان، ترسیم کنید، مهمترین ویژگیهای ایشان چه بود؟
خاتمی: ابتدا لازم میدانم سالروز شهادت این خادم صادق ملت، رئیسجمهور محبوب، مردمی و خدمتگزار محرومان و همه شهدای خدمت را به مردم عزیز ایران اسلامی تسلیت عرض کنم. حقیقتاً سخن گفتن درباره شهید آیتالله رئیسی، سخن گفتن درباره یک فرد صرف نیست؛ سخن گفتن درباره یک «منش»، یک «مکتب» و یک «الگوی عملی» از مسئولیتپذیری در نظام اسلامی است.
من بیش از سه دهه این توفیق را داشتم که ایشان را از نزدیک بشناسم؛ در موقعیتهای مختلف، چه در مسئولیتهای قضایی و چه در دوران ریاستجمهوری. هرچه زمان گذشت، بیش از پیش برای من روشن شد که شهید رئیسی از آن انسانهایی بود که زندگیاش را نه برای خود، بلکه برای انجام تکلیف تعریف کرده بود.
بعضی انسانها مسئولیت را جایگاه میبینند، اما او مسئولیت را امانت میدانست. برخی مسئولیت را فرصت دیدهشدن میدانند، اما او آن را میدان پاسخگویی در برابر خداوند تلقی میکرد. این تفاوت بسیار بزرگی است.
شهید رئیسی از همان نسل مدیرانی بود که با انقلاب رشد کردند، با سختیها آبدیده شدند و از ابتدا آموخته بودند که اگر در این نظام مسئولیتی بر عهده میگیرند، باید آن را با نیت قربت و خدمت انجام دهند.
من حقیقتاً معتقدم که ایشان با خداوند، با ولایت و با امام راحل پیمانی درونی بسته بود؛ پیمانی که تا آخرین لحظه عمر بر آن وفادار ماند. همین وفاداری بود که سرانجام او را به مزد بزرگ شهادت رساند.
شهادت برای چنین انسانهایی، پایان زندگی نیست؛ مهر تأییدی الهی بر صداقت یک عمر مجاهدت است.
سؤال: بسیاری معتقدند دوره سهساله ریاستجمهوری شهید رئیسی، با وجود کوتاهی، یکی از پرتلاشترین و متفاوتترین دورههای مدیریتی کشور بود. شما سبک مدیریتی ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟
خاتمی: به نظر من، اگر بخواهیم دوران ریاستجمهوری شهید رئیسی را در یک عبارت خلاصه کنیم، باید بگوییم: «سربازی بیوقفه در میدان خدمت.»
واقعاً ایشان شب و روز نمیشناخت. این جمله کلیشهای نیست؛ کسانی که از نزدیک با برنامههای کاری او آشنا بودند، میدانند که شاید روزانه بیش از سه یا چهار ساعت استراحت نمیکرد.
حتی روزهای جمعه او، که برای بسیاری زمان استراحت است، از دیگر روزها پرکارتر بود. سفرهای استانی، جلسات فشرده، پیگیری مستمر مشکلات، حضور در میان مردم، بازدیدهای میدانی، تماسهای پیدرپی با مسئولان؛ همه اینها بخشی از برنامه روزمره او بود.
اما مهمتر از حجم کار، نیت پشت این تلاشها بود.
او واقعاً میخواست مشکلی از مردم حل شود. وقتی به منطقهای سفر میکرد، فقط برای افتتاح پروژه یا گرفتن عکس یادگاری نبود؛ او میخواست درد مردم را مستقیم بشنود.
این یکی از ویژگیهای مهم مدیریتی او بود: واسطهها را حذف کرده بود.
به گزارشهای رسمی اکتفا نمیکرد. دوست داشت از زبان خود مردم بشنود. همین باعث میشد بسیاری از مسائل که سالها در لایههای اداری پنهان مانده بود، بهسرعت روی میز تصمیمگیری قرار گیرد.
نکته دیگر، ولایتمداری عمیق ایشان بود. شهید رئیسی تصمیمات خود را در چارچوب گفتمان امامین انقلاب تنظیم میکرد. او معتقد بود مدیر انقلابی باید جهتگیری خود را از ولایت بگیرد و عمل خود را با نیاز مردم هماهنگ کند.
این جمع میان ولایتپذیری، مردمداری و خستگیناپذیری، از او مدیری متفاوت ساخته بود.
سؤال: مردم زنجان همواره علاقه و ارادت ویژهای به شهید رئیسی داشتند. این پیوند چگونه شکل گرفت؟
خاتمی: این محبت، ناگهانی نبود؛ حاصل سالها حضور صمیمانه و ارتباط قلبی بود.
شهید رئیسی حدود یک دهه در ایام محرم مهمان مردم زنجان بود. در مراسم باشکوه یومالعباس(ع) شرکت میکرد، در حسینیه اعظم و زینبیه اعظم حضور مییافت و در کنار مردم عزاداری میکرد.
اما آنچه مردم را مجذوب او میکرد، صرف حضور نبود؛ نوع حضور او بود.
او بدون تشریفات میآمد. با مردم مینشست. با آنان سلام و احوالپرسی میکرد. تکبر نداشت. فاصلهای میان خود و مردم احساس نمیکرد.
مردم زنجان این صداقت را میدیدند و با دل خود درک میکردند.
در فرهنگ ما، مردم خیلی زود میفهمند چه کسی از دل با آنان سخن میگوید و چه کسی صرفاً نقش بازی میکند. شهید رئیسی اهل نقش نبود؛ اهل حقیقت بود.
همین شد که میان او و مردم زنجان یک پیوند عاطفی عمیق شکل گرفت؛ پیوندی که بعدها در انتخابات، در استقبالها و بهویژه در سوگواری پس از شهادتش بهوضوح دیده شد.
سؤال: شما از تعبیر «طهارت سیاسی» برای توصیف یکی از ویژگیهای برجسته شهید رئیسی استفاده کردهاید. منظورتان چیست؟
خاتمی: طهارت سیاسی، مفهومی بسیار مهم و البته کمیاب است.
یعنی انسان در میدان سیاست، که معمولاً میدان رقابت، فشار، تخریب و گاه بیانصافی است، بتواند پاک بماند؛ اخلاق خود را حفظ کند؛ دچار کینه و انتقام نشود.
شهید رئیسی دقیقاً چنین بود.
او اهل جنجال نبود. اهل پاسخهای تند و رسانهای نبود. بسیاری از نامهربانیها را تحمل میکرد، اما آنها را به سطح جامعه نمیکشاند.
گاهی در جلسات خصوصی از فشارها و بیمهریها گلایه میکرد، اما هرگز اجازه نمیداد این مسائل اصل خدمت را تحتالشعاع قرار دهد.
او معتقد بود اگر مسئول وارد بازی حاشیهها شود، از مردم باز میماند.
این رفتار، مرا بسیار به یاد شهید بهشتی میاندازد؛ کسی که در برابر تهمتها سکوت کرد تا انقلاب آسیب نبیند.
شهید رئیسی هم همینگونه بود. اصل برای او انقلاب بود، نه خود او.
سؤال: برخی معتقدند شهید رئیسی فقط یک رئیسجمهور نبود، بلکه به یک مکتب مدیریتی تبدیل شد. شما این نگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟
خاتمی: من کاملاً به این تعبیر باور دارم.
شهید رئیسی فقط یک فرد نبود که بیاید، مسئولیتی داشته باشد و برود. او یک مدل رفتاری عرضه کرد.
او نشان داد که میتوان در اوج قدرت، متواضع بود.
میتوان مسئول بود، اما خود را خادم دانست.
میتوان مورد نقد و حتی بیمهری قرار گرفت، اما آرامش و اخلاق را حفظ کرد.
میتوان شبانهروز کار کرد، اما هیچگاه طلبکار مردم نشد.
اینها اجزای یک مکتب است؛ مکتبی که باید برای مسئولان امروز و فردا تدریس شود.
اگر بخواهم این مکتب را خلاصه کنم، میگویم:
اخلاص در نیت، صداقت در رفتار، سختکوشی در عمل و وفاداری به مردم و ولایت.
سؤال: چه پیامی برای نسل جوان درباره شهید رئیسی دارید؟
خاتمی: نسل جوان باید بداند که چنین شخصیتهایی اتفاقی به وجود نمیآیند.
شهید رئیسی نتیجه سالها خودسازی، ایمان، تلاش و وفاداری بود.
جوانان ما امروز بیش از هر زمان دیگری به الگوهای واقعی نیاز دارند؛ الگوهایی که فقط در شعار بزرگ نباشند، بلکه در عمل نیز صادق باشند.
به اعتقاد من، ویژگیهای اخلاقی و مدیریتی شهید رئیسی باید در کتابهای درسی، دانشگاهها و برنامههای فرهنگی مطرح شود.
نسل جوان باید بداند که این کشور، مردانی داشته که شبانهروز برای مردم کار کردهاند، بدون آنکه چیزی برای خود بخواهند.
شهید رئیسی با وجدان آرام و کارنامهای روشن به دیدار حق رفت.
و شاید بزرگترین گواه موفقیت او این باشد که ملت ایران، پس از شهادتش، بیش از همیشه قدر او را دانست.
انتهای پیام/
نظرات کاربران