خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: چهاردانگه گنجینهای پنهان دارد، قدمگاهی در روستای اروست که سال ۱۳۷۴ با حضور رهبر شهید نورانی شد.
سه دهه از آن سفر تاریخی میگذرد، اما رد پای یار سفرکرده هنوز در کوچههای خاکی این دیار مقدس است و صبح یک روز بهاری، مدیران محلی راهی این مسیر شدند، از قنات خشکیده پشرت تا مزارع گل محمدی، از روستاهای دورافتاده پشتکوه تا همان قدمگاه نورانی.
چهاردانگه را که از ساری به سمت جنوب بگذاری، جاده هر پیچ که باز میشود، قصه تازهای از خودش بیرون میزند، اینجا کوه هنوز نفس میکشد، چشمه باداب سورت هنوز رنگینکمانی میتابد و زنانی در کنار دار قالی، نقش فراموشنشدنی صبر را میبافند.
اما چهاردانگه سالهاست با نانی که کم است، آبی که قطع میشود و جادهای که جان میگیرد، دست و پنجه نرم میکند و درست در همین دیار، روزگاری رهبر شهید قدم بر زمین گذاشت و رد پای ایشان هنوز در کوچههای اروست، مقدس و ماندگار است.

ساعت ۴ و ۳۰ دقیقه بامداد، چند خودرو در جاده سحرخیز ساری به سمت جنوب به حرکت درآمدند. مسیر، چهاردانگه بود، هوا هنوز تاریک بود که اولین توقف در شهر کیاسر رقم خورد، جایی که بعد از سالها هنوز قصه جایگاه سوخت و سهمیه آرد، تکراریترین روایتهایش است.
تعریض جاده چهاردانگه دغدغه قدیمی اهالی
در ساختمان شهرداری کیاسر، مدیران پای حرف اهالی نشستند، از جادهای گفتند که هر سال باریکتر میشود و تردد را به کابوسی روزانه تبدیل کرده است، از جایگاه سوختی گفتند که وعدهاش روی کاغذ مانده و از سهمیه آردی که برای نانواییهای روستاها کافی نیست. یکی از اعضای شورا با ناامیدی اشاره میکرد که هر مسئول تازهای وعده تعریض محور چهاردانگه را میدهد، اما جاده همچنان همان جاده قدیمی است.
احیای قنات مطالبه اهالی پشرت
هوا که روشن شد، روستاگردی واقعی آغاز و خودروها از کیاسر بیرون زدند و راهی روستاهای دورافتاده شدند، نخستین مقصد پشرت بود، اینجا کفشها به گل نشست و مدیران پای قنات تاریخی روستا ایستادند؛ قناتی که اهالی میگویند سالهاست دیگر آب درونش جاری نیست و زمینهای کشاورزی پایین دست، تشنه خاک خوردهاند.
تنها یک کلمه از زبان مردم پشرت شنیده میشد احیا، احیای قنات، تنها نسخه نجات کشاورزی این روستا است.
صنایع تبدیلی نیاز روستاییان
درست کنار قنات، مزرعه ۱۴ هکتاری گل محمدی چشم را نوازش میداد، این مزرعه در اوج فصل برداشت، نفس ۱۰۰ کارگر روزمزد را گرم میکند اما بهرهبردارانش از نبود صنایع تبدیلی میگفتند و اینکه گل محمدی خام از منطقه خارج میشود، در حالی که یک کارگاه فرآوری کوچک میتواند ارزش افزوده را چند برابر کند.
نبود تجهیزات کشاورزی و بیمه نبودن کارگران فصلی هم زخم کهنهای بود که در پشرت روی میز آمد.

کاروان پیاده به سمت کوات به راه افتاد، جاده اصلی روستا، یادگار وعدههای خاک خورده است؛ یک کیلومتر مسیر نیمهکاره که هر سال با باران اول به رودخانهای گلآلود تبدیل میشود.
چشمه بین المللی سورت مغفول مانده است
مردم کوات معتقدند این قطعه کوتاه، سالهاست که سد راه رفت و آمد دانشآموزان و بیماران شده است، اما شاید دردِ کهنهتر کوات، نبود یک سرویس بهداشتی بینراهی برای گردشگران چشمه باداب سورت باشد.
این روستا در جوار یکی از مشهورترین جاذبههای طبیعی ایران قرار دارد، اما هنوز نمیتواند یک دستشویی ساده در اختیار مسافرانش بگذارد مخزن ۵۰ مترمکعبی آب روستا هم تابستانها جوابگو نیست و اهالی چشم به یک مخزن جدید دوختهاند.
مقصد بعدی، قلعهسر بود. اینجا ۷۰۰ متر آسفالت باقیمانده تمام قصه اهالی است، قطعه پایانی راهی که بقیهاش سالها پیش آسفالت شده، اما این بخش کوتاه هنوز در بند خاک و گل است و رسیدگی به آب شرب و روشنایی معابر نیز از دیگر خواستههای مردم قلعهسر بود.
قدمگاه رهبر شهید در اروست؛ جایی که تاریخ نفس میکشد
روستای اروست اما قصه دیگری داشت، قصهای که فراتر از نان و جاده و آب میرود، این روستای کوچک در دل چهاردانگه، افتخاری بزرگ را در سینه دارد؛ جای پای رهبر شهید و قائد امت اسلام حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای که سال ۱۳۷۴ در سفری بیادعا به این دیار پا گذاشت و همان روزی که ایشان در میان مردمدو دانش آموزان مدرسه اروست نشست و از نزدیک دردهایشان را شنید و با دست مهربانشان، امید را در دل این دیار کاشت.
حالا پس از نزدیک به سه دهه، مدیران ساری به قصد ادای احترام به همان قدمگاه مقدس راهی اروست شدند و در کنار تمثال رهبر شهید که در یکی از کوچههای روستا نصب شده، زمینی که روزگاری پای ایشان بر آن نشسته بود، هنوز عطر حضور آن یار سفرکرده را در خود حفظ کرده است.
یکی از اهالی روستا که آن روز را به یاد میآورد، با لحنی سرشار از افتخار روایت میکرد که رهبر شهید چگونه بیادعا وارد اروست شد و پای حرف سادهترین روستایی نشست و با دستان خود، مهربانی را در این دیار به یادگار گذاشت.
اهالی اروست هنوز هم نام آن سفر را با احترام بر لب دارند و قدمگاه را جایی میدانند که باید همواره گرامی داشته شود و اهالی اروست از مسئولان خواستند که این قدمگاه ارزشمند را به عنوان یک میراث معنوی حفظ کرده و امکانات مناسبی برای زیارت و بازدید علاقهمندان فراهم کنند.

در ادامه بازدید از اروست، بوی نان تازه با عطر گل محمدی گره خورده بود. نانوایی روستا با پنج کیسه آرد در روز، بین اهالی و مسافران مانده و خواهان افزایش سهمیه است.
در گوشه دیگری از روستا، صدای دار قالی شنیده میشد. کارگاه گلیمبافی خانم احمدی، بیش از ۴۰ هنرجو دارد؛ دخترانی که با نقشهای رنگارنگ، آرزوی یک غرفه دائمی در کیاسر یا ساری را میبافند، آنها میخواهند محصولشان به برند تبدیل شود، اما کسی نیست دستشان را بگیرد و در اروست همچنین سراغ خانه شهید عینالله عالیشاه رفتند؛ یکی از چهار شهیدی که نام این روستا را در تاریخ ماندگار کردهاند.
چشمه باداب محروم از راه مناسب
سپس نوبت به چشمه باداب سورت رسید، این شگفتی زمینشناسی، سالانه هزاران گردشگر از سراسر ایران و جهان را به خود میبیند، اما هنوز راه دسترسی مناسب، سرویس بهداشتی استاندارد و جایگاه اقامتی ندارد. مدیران از نزدیک پای این ظرفیت بکر ایستادند و وعده پیگیری دادند.
آخرین مقصد، مالخاست در منطقه پشتکوه بود و پیش از ورود به روستا، سری به یک دامداری زدند که طرح واکسیناسیون دام در آن جریان داشت؛ طرحی با مشارکت دامپزشکی، بنیاد برکت و گروههای جهادی.
در خود روستا، مدرسه ترکخورده اولین چیزی بود که چشم را میزد و بچهها باید در فضایی درس بخوانند که هر لحظه بیم ریزش آن میرود، پل ورودی روستا هم در هر سیل، ترس از کنده شدن آخرین راه ارتباطی را زنده میکند.
افزایش محدوده بافت روستایی نیز خواسته دیگر مردم مالخاست تا خانههای خارج از طرح بتوانند سنددار شوند.
میز خدمت در دل روستا
اما شاید داغترین ایستگاه این سفر، میز خدمتی بود که بعد از ظهر در بخش چهاردانگه برپا شد، کشاورزان خواهان آب برای زمینهای تشنه بودند و ساکنان روستاهای گرماب و ارا از قطعی مکرر آب شرب میگفتند.
دامداران به دنبال بیمه و نهادههای ارزان بودند پ دهیاران درخواست لودر و بابکت برای بهسازی معابر داشتند، گازرسانی ناتمام، سدهای ذخیره آب کشاورزی و الحاق اراضی به بافت روستایی نیز از جمله درخواستهایی بود که یکی یکی ثبت شد. یک نفر هم از معدن فلورین گفت و وعدههایی که سالهاست خاک میخورد.

بهروز اسکندرنیا فرماندار ساری در حاشیه این سفر میدانی در گفت وگو با خبرنگار مهر افزود:: هیچ یک از درخواستهای ثبتشده در میز خدمت، بدون پاسخ نخواهد ماند و تمامی دستگاههای اجرایی موظف هستند در کوتاهترین زمان، گزارش اقدامات خود را به فرمانداری ارائه دهند.
اسکندرنیا مهمترین اولویت چهاردانگه را راههای ارتباطی دانست و گفت: تعریض محور چهاردانگه دیگر یک مطالبه محلی نیست، بلکه پروژهای با اهمیت ملی است که تا سطح استان و کشور پیگیری خواهد شد.
وی از پیگیری جدی ایده راهآهن ساری به کیاسر و سمنان نیز خبر داد.
فرماندار ساری با اشاره به ظرفیتهای کشاورزی، گردشگری و بومگردی منطقه، بر لزوم استقرار صنایع تبدیلی به ویژه در حوزه گل محمدی تأکید کرد و خواستار ایجاد بازارچه دائمی فروش صنایع دستی در کیاسر یا ساری شد.
اسکندرنیا در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به حضور در قدمگاه رهبر شهید در روستای اروست، آن را یک افتخار بزرگ برای چهاردانگه دانست و گفت: رهبر شهید سالها پیش مسیر را نشان داده و امروز وظیفه مدیران، ادامه همان مسیر با قدرت و ایمان است.
اسکندرنیا گفت: شأن مدیران در پشت میزهای بزرگ خلاصه نمیشود، بلکه در چکمههایی معنا پیدا میکند که در گل و لای روستاهای دورافتاده راه میروند، همان مسیری که روزگاری رهبر شهید در همین دیار پیمود.
چهاردانگه شایسته بهترینهاست و این مدیران هستند که باید خود را به جایگاه این دیار برسانند، نه اینکه چهاردانگه در انتظار مدیران بماند.
نظرات کاربران