بهگزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، شهید دکتر بهشتی بنیانگذار نظام قضایی نوین جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر ولایت فقیه است و بیتردید عوامل شخصیتی شهید بهشتی در پیریزی این نظام قضایی بسیار حائز اهمیت است، شهید بهشتی به لحاظ علمی، شخصیتی و توانمندیهای مدیریتی که مهمترین فاکتور شخصیتی ایشان بود، با اقتدار نظام قضایی نوین را پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس مبانی فقهی و درک درست از نظام قضایی روز دنیا پیریزی کرد و همین امر موجب استحکام پایههای نظام ولایت فقیه شد.
شهید بهشتی، مصداق بارز ارزشهای مستتر در مکتب امام خمینی(ره) است که اگر دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی دیرتر به تاثیر حضور این شخصیت در شکلدادن نظام اسلامی و آغاز مسیر تمدنساز این انقلاب سترگ پی میبردند، ملت ایران و همه آزادگان جهان میتوانستند از ظرفیتهای بینظیر شخصیتهایی همچون شهید بهشتی و یاران شهیدش بیشتر برخوردار شوند و کشور نمونهای را برای الگوگیری به جهان معاصر معرفی کنند تا همه محرومان و مستضعفان و موحدان جهان به آن اقتداء کنند، اما چنگال شوم تروریست دولتی آمریکا و صهیونیسم این امکان آسمانی را از بشریت گرفت و با ترور این شخصیتهای مکتب امام خمینی(ره)، جهانیان را از رشحات وجودی آنان محروم ساخت.
همزمان با هفته قوه قضائیه و سالروز شهادت شهید دکترمحمد بهشتی، فرصتی شد تا خبرنگاران خبرگزاری تسنیم استان مرکزی در میزگرد تخصصی با” محسن خیرمند” معاونت پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان مرکزی و “حجت الاسلام عباس قوسی” معاون قضایی رئیس کل دادگستری استان مرکزی به بررسی ابعاد شخصیتی دکتر شهید بهشتی و جایگاه والای ایشان در دستگاه قضا بپردازند که مشروح گفتوگو در زیر میآید:
* بازخوانی ابعاد شخصیتی شهید بهشتی؛ از سعهصدر تا نهادسازی در انقلاب
* شهید بهشتی؛ معمار تفکر تشکیلاتی و الگوی اخلاق در انقلاب اسلامی
* روایتی از شخصیت جامع شهید بهشتی؛ عالم، مدیر و معمار نهادهای انقلاب
*از خانوادهای مذهبی تا معمار کار تشکیلاتی؛ نگاهی به ابعاد شخصیتی شهید بهشتی
* از مظلومیت تا ماندگاری؛ نقش شهید بهشتی در بنیانگذاری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی
* روایت نقش شهید بهشتی در تبیین حکم قصاص و پایهگذاری ساختارهای نوین قوه قضاییه
شهید بهشتی از نگاه امام و رهبر شهیدانقلاب؛ شخصیتی که یک ملت به شمار میرفت
تسنیم:شهید دکتر بهشتی از چه ویژگیهای شخصیتی برجستهای برخوردار بودند و کدامیک از این خصوصیات میتواند الگوی مناسبی برای معرفی ایشان به جامعه امروز باشد؟
قوسی: یاد و خاطره شهدای گلگونکفن انقلاب اسلامی، بهویژه شهدای هفتم تیر را که در سالروز شهادت آنان قرار داریم گرامی میداریم؛ شهدایی که در رأس آنان شهید آیتالله دکتر بهشتی قرار دارد؛ شخصیتی که در کلام رهبر شهید انقلاب اسلامی از او به عنوان «سید شهدای انقلاب اسلامی» یاد شده است.شهید بهشتی شخصیتی برجسته، کمنظیر و تأثیرگذار داشت. شناخت ابعاد شخصیتی ایشان همواره میتواند برای جامعه درسآموز باشد. هرچه درباره این شخصیت بزرگ بیشتر پژوهش و تبیین صورت گیرد و ابعاد مختلف شخصیت ایشان برای جامعه بهتر معرفی شود، بیتردید آثار و برکات مثبت آن در جامعه نمایان خواهد شد.
امام شهیدمان در دیدار با مسئولان قوه قضائیه به برخی از ویژگیهای برجسته شهید بهشتی اشاره کردهاند. ایشان شهید بهشتی را شخصیتی با رتبه علمی ممتاز حوزوی، بسیار پرتلاش، منظم، مبتکر و برخوردار از سعهصدر در شنیدن سخنان دیگران و دیدگاههای مخالف توصیف کردند و بر دوری ایشان از ریا و تظاهر تأکید داشتند. همچنین تاکید داشتند که ویژگیهای اخلاقی شهید بهشتی همچنان برای همه درسآموز و الهامبخش است.بر همین اساس، شهید بهشتی شخصیتی با چنین جایگاه والایی بود؛ فردی که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در میان شخصیتهای انقلابی، هم از نظر علمی و هم از نظر عملی، چهرهای شناختهشده به شمار میرفت. او شخصیتی تشکیلاتی و مدیریتی داشت و با ویژگیهای منحصر به فرد خود، امور را از مسیر صحیح و اصولی پیش میبرد. شهید بهشتی همواره در خدمت انقلاب بود و در نهایت نیز در همین مسیر و برای آرمانهای انقلاب به شهادت رسید.
شاید بارزترین توصیفی که پس از شهادت شهید آیتالله دکتر بهشتی از سوی حضرت امام خمینی(ره) درباره ایشان بیان شد، این جمله باشد که «شهید بهشتی یک ملت بود». به تعبیر امام راحل، شهید بهشتی تنها یک فرد نبود، بلکه بهمنزله یک ملت به شمار میرفت. این تعبیر ریشهای قرآنی دارد؛ چنانکه خداوند درباره حضرت ابراهیم(ع) نیز تعبیر «اُمّت» را به کار برده است. گاهی انسان بهتنهایی یک مجموعه از فضایل و تواناییها را در خود جمع میکند و در واقع نماینده یک امت میشود. این تعبیر نشاندهنده عظمت روح، جامعیت شخصیت و چندبُعدی بودن شهید بهشتی است.رهبر شهید انقلاب نیز درباره نقش شهید بهشتی در شکلگیری حزب جمهوری اسلامی فرمودندکه اگر شهید بهشتی در حزب حضور نداشت، بعید بود چنین حزبی شکل بگیرد. حزب جمهوری اسلامی در زمان تأسیس گستره وسیعی داشت و افراد با سلایق و دیدگاههای مختلف در آن عضویت داشتند؛ اما محور و ستون اصلی این مجموعه شهید بهشتی بود. شهید بهشتی مانند سنگ آسیابی بودند که با حرکت خود، سایر اجزا را نیز به حرکت درمیآوردند. این ویژگی نشاندهنده روحیه تشکیلاتی، نگاه جمعگرایانه و توانایی ایشان در ساماندهی کارهای گروهی بود.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته شهید بهشتی، شناخت عمیق از انسانها بود. ایشان در گفتوگو با افراد به درک دقیقی از تواناییها و ویژگیهای آنان میرسیدند و میدانستند هر فرد در چه جایگاهی میتواند بهترین نقش را ایفا کند. برای نمونه، پس از عزل بنیصدر، شهید بهشتی اعضای حزب را در جلسهای در باغی در کرج گرد هم آورد تا میان آنان هماهنگی بیشتری ایجاد شود و اختلافها برطرف گردد.
در آن جلسه موضوع انتخاب رئیسجمهور بعدی مطرح شد و بسیاری آیتالله خامنهای(قدس سره) را مناسب این مسئولیت میدانستند. اما شهید بهشتی با این پیشنهاد مخالفت کردند و گفتند آیتالله خامنهای(قدس سره) ذخیرهای الهی برای انقلاب هستند و برای رهبری انقلاب اسلامی مناسبترند. ایشان در عوض پیشنهاد کردند که شهید رجایی، که پیشتر توانایی و شایستگی خود را نشان داده بود، این مسئولیت را بر عهده بگیرد. این نمونه بهخوبی نشان میدهد که شهید بهشتی شناختی دقیق و آیندهنگرانه از افراد داشت.
از دیگر ویژگیهای شخصیتی شهید بهشتی، روحیه تعبد و توجه عمیق به عبادت بود. ایشان انسانی بسیار اهل عبادت بودند. نزدیکانشان نقل کردهاند که پیش از مهاجرت به آلمان نیز اهتمام زیادی به عبادت داشتند و پس از بازگشت از آلمان، این توجه و التزام بیشتر هم شده بود. حتی نقل شده است که هنگام بازگشت، درباره وضعیت عبادت طلاب نیز پرسوجو میکردند و نسبت به این موضوع حساسیت داشتند؛ امری که نشاندهنده اهمیت معنویت در نگاه ایشان بود.
سعهصدر و بلندنظری نیز از دیگر ویژگیهای برجسته شهید بهشتی به شمار میرفت. ایشان توانایی شنیدن دیدگاههای مخالف را داشتند و با حوصله به سخنان دیگران گوش میدادند. این ویژگی بهویژه برای مسئولان و بهخصوص در دستگاه قضا اهمیت فراوانی دارد. کسی که به دستگاه قضایی مراجعه میکند انتظار دارد سخنانش با دقت و آرامش شنیده شود. هنگامی که فرد احساس کند با احترام و سعهصدر با او برخورد شده است، حتی اگر حکم به نفع او صادر نشود، آن را بهتر درک و پذیرش خواهد کرد. بنابراین این ویژگی میتواند برای قضات و همه مسئولان یک درس مهم باشد.
شهید بهشتی همچنین فردی اهل تدبیر، درایت و دارای هوش بالا بودند. نقل شده است که روزی در منزل استراحت میکردند که حدود چهل نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی سابق به دیدار ایشان آمدند و گلایه کردند که چند ماه از پیروزی انقلاب گذشته و حقوقی دریافت نکردهاند. شهید بهشتی آنان را به سالن هدایت کردند و در سخنانی خطاب به آنان گفتند تصور میکردند برای توبه و جبران گذشته نزد ایشان آمدهاند؛ چرا که در دوران پیش از انقلاب ظلمهای بسیاری به مردم شد و آنان در برابر این ظلمها اقدامی نکردند. ایشان تأکید کردند انتظار داشتند این افراد برای اظهار ندامت و جبران گذشته آمده باشند، نه برای مطالبه حقوق. این برخورد سنجیده و حکیمانه باعث شد فضای جلسه تغییر کند و در نهایت نشانههای پشیمانی در چهره بسیاری از حاضران آشکار شود.
نظم و قانونگرایی نیز از ویژگیهای برجسته شهید بهشتی بود. ایشان برای برنامههای خود زمانبندی دقیقی داشتند و بهسختی اجازه میدادند برنامهای نظم کارهایشان را بر هم بزند. همچنین التزام جدی به قانون داشتند. شهید بهشتی شخصیتی جامع و چندبُعدی بود؛ فردی نهادساز و آیندهنگر که نگاه او تنها به افراد محدود نمیشد، بلکه به ایجاد ساختارها و نهادهای پایدار میاندیشید. او بیش از آنکه فردمحور باشد، به کار جمعی و شکلگیری نهادهای مؤثر باور داشت و توانایی بالایی در پایهگذاری گروهها و تشکلهای مؤثر از خود نشان داد.
شهید بهشتی؛ شخصیتی سازمانیافته با روحیه عدالتخواهی از نوجوانی
خیرمند: شهید آیتالله دکتر بهشتی در خانوادهای روحانی و مذهبی چشم به جهان گشود. پدربزرگ مادری ایشان از روحانیان بود و پدرشان نیز تحصیلات حوزوی داشتند. مادر شهید بهشتی نیز با علوم دینی و بهویژه فقه آشنایی داشت. درباره مادر ایشان نقل شده است که چون برادری نداشتند، تصمیم گرفته بودند ازدواج نکنند تا بتوانند از پدر خود مراقبت کنند. اما زمانی که پدر شهید بهشتی برای خواستگاری ایشان اقدام میکند، پدربزرگ شهید بهشتی خوابی میبیند. در آن خواب به او گفته میشود که چرا با این ازدواج مخالفت میکند، در حالی که از این دختر پسری به دنیا خواهد آمد که اسلام را تکان خواهد داد. پس از این خواب، نظر پدربزرگ تغییر میکند و به این ازدواج رضایت میدهد. حتی نقل شده است زمانی که شهید بهشتی حدود یک سال داشت و پدربزرگ ایشان در بستر بیماری بود، به مادر شهید بهشتی سفارش فراوان میکند که از «سید محمد» به خوبی مراقبت کند.
از دوران نوجوانی شهید بهشتی نیز خاطرات قابل توجهی نقل شده است. گفته میشود زمانی که حدود شانزده سال داشت، برای تبلیغ به یکی از روستاها میرود. در آنجا با کدخدایی روبهرو میشود که فردی ظالم بود. شهید بهشتی در کنار مردم قرار میگیرد و با همراهی آنان تلاش میکند تا آن کدخدا از جایگاه خود کنار گذاشته شود. این ماجرا نشان میدهد که روحیه عدالتخواهی و دفاع از حق از همان دوران جوانی در شخصیت ایشان وجود داشته است.
از دیگر ویژگیهای برجسته شهید بهشتی، نظم و برنامهریزی در کارها بود. ایشان در طول زندگی خود مسیرهای مختلفی را طی کردند و در شهرهایی مانند اصفهان، قم، تهران و حتی در آلمان فعالیت داشتند. با این حال، در همه این مراحل نظم و اولویتبندی را سرلوحه کار خود قرار میدادند. نقل شده است که در دوران حضورشان در هامبورگ، دفترچهای از یادداشتهای روزانه داشتند که در آن ثبت میکردند با چه افرادی دیدار کردهاند، چه مقدار زمان صرف کردهاند و حتی ارزیابی و تحلیلی از افرادی که ملاقات میکردند مینوشتند؛ اینکه هر فرد در چه زمینهای میتواند مؤثر باشد و تا چه اندازه میتوان روی او حساب کرد. این شیوه نشاندهنده نگاه تشکیلاتی و سازمانیافته شهید بهشتی بود.
در واقع برخی افراد ممکن است در زندگی فردی توانمند باشند، اما در کار جمعی و مدیریتی چندان موفق عمل نکنند. در مقابل، یکی از ویژگیهای برجسته شهید بهشتی توانایی کار تشکیلاتی و پیشبرد امور در قالب یک مجموعه منسجم بود. ایشان شخصیتی سازمانیافته داشتند و در طول دوران فعالیت خود، همواره به کار گروهی و ساماندهی تشکیلاتی توجه ویژهای نشان میدادند؛ ویژگیای که در میان شخصیتهای زمان خود کمتر دیده میشد.

شهید بهشتی؛ معمار دستگاه قضایی که در زمان حیات مظلوم ماند
تسنیم: دیدگاه و تفکر شهید دکتر بهشتی درباره نقش انقلاب اسلامی در تحقق عدالت و پیشرفت دستگاه قضایی چگونه بود؟
قوسی: امام خمینی(ره) درباره شهید آیتالله دکتر بهشتی فرمودهاند: «آنچه مرا درباره بهشتی متأثر میکند، مظلومیت او در این کشور است؛ مظلومیتی که حتی شهادتش در برابر آن ناچیز بود.» در واقع شخصیت علمی و فکری شهید بهشتی برای بخش زیادی از جامعه آنگونه که باید شناخته نشده بود و ایشان در سالهایی که بالاترین مسئولیت قضایی کشور را بر عهده داشتند، با وجود خدمات فراوان، مظلوم واقع شدند. حضرت امام(ره) نیز پس از شهادت ایشان به این مظلومیت اشاره کردند.
در پاسخ به این پرسش که این مظلومیت از سوی چه کسانی بر شهید بهشتی تحمیل شد، رهبر شهید انقلاب فرمودند: کسانی بهتر از هر کسی پاسخ این مظلومیت را میدانند که حاضر نبودند فضای اسلامی در جامعه اسلامی شکل بگیرد. به گفته رهبر شهیدمان، شهید بهشتی بهعنوان بنیانگذار و معمار دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تلاش داشت نظام قضا و قضاوت اسلامی را جایگزین شیوههای مرسوم قضایی در دنیا کند و همین مسئله موجب شد هجمهها و فشارهای فراوانی علیه ایشان شکل بگیرد. بنابراین یکی از دلایل اصلی مظلومیت شهید بهشتی، تلاش او برای استقرار عدالت و قضاوت مبتنی بر مبانی اسلامی بود.
مسئولیتی که شهید بهشتی در دستگاه قضایی پذیرفت نیز بیش از هر چیز ناشی از روحیه تکلیفمداری ایشان بود. در واقع ایشان علاقهای به پذیرش مسئولیت نداشتند، اما زمانی که احساس تکلیف میکردند از آن شانه خالی نمیکردند. در خاطرات نزدیکان ایشان نقل شده است که روزی در دفتر حزب جمهوری اسلامی حضور داشتند و آیتالله بهشتی برای گفتوگو درباره پذیرش یا عدم پذیرش مسئولیت به دیدار امام خمینی(ره) رفته بودند. پس از بازگشت، دوستان از ایشان پرسیدند که نتیجه دیدار چه شد و کدامیک در این بحث پیروز شدند. شهید بهشتی در پاسخ با ناراحتی گفتند: «مشخص است که ایشان امام هستند و من مطیع ایشانم؛ آنچه ایشان فرمودند برای من تکلیف شد و آن را پذیرفتم.» این پاسخ نشان میدهد که در نگاه شهید بهشتی نه روحیه مقامطلبی وجود داشت و نه بحث مقابله با فرمان امام مطرح بود؛ بلکه معیار اصلی برای ایشان انجام تکلیف بود.
از سوی دیگر، یکی از مهمترین مؤلفههای فکری شهید بهشتی در شکلگیری ساختار کنونی دستگاه قضایی کشور، اندیشههای حقوقی و قضایی ایشان بود که بخش مهمی از آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران متبلور شده است. این اندیشهها نقش مهمی در پایهگذاری نظام قضایی مبتنی بر عدالت و مبانی اسلامی داشته است.
شهید بهشتی؛ الگوی جذب حداکثری و عدالت در رفتار با منتقدان
خیرمند: واژه مظلومیت پیوندی ناگسستنی با نام شهید بهشتی دارد، اما بررسی سیره ایشان نشان میدهد که این مظلومیت ناشی از نگاهی فراگیر بود که شاید برای عدهای در آن زمان قابل درک نبود. شهید بهشتی همواره برای جذب حداکثری و همافزایی گروههای فکری مختلف تلاش میکرد. برای نمونه، در دوران اقامت ایشان در هامبورگ و مدیریت مجموعهای که از دوران آیتالله بروجردی باقی مانده بود، شهید بهشتی هوشمندی ویژهای به خرج دادند؛ زمانی که قرار بود برای این تشکیلات نامی انتخاب شود، پیشنهاد مجمع ایرانیان را رد کردند و فرمودند: «اگر چنین نامی بگذاریم، برادران افغانستانی را از دست میدهیم.» این رویکرد فراگیر بهگونهای بود که حتی در آن سالها، اهلتسنن به ایشان اقتدا میکردند و پشت سرشان نماز میخواندند؛ اتفاقی که پیش از انقلاب اسلامی و پیش از مطرح شدن مباحث رسمی تقریب مذاهب، نشان از سعهصدر و نگاه فرامرزی ایشان داشت.
نکته شگفتانگیزتر در دوران پس از انقلاب رخ داد. یکی از افرادی که در آن زمان در روزنامههای وقت با صراحت و تندی علیه شهید بهشتی مطلب مینوشت، در حادثه هفتم تیرماه در کنار ایشان در حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید. این اتفاق، عینیترین تعریف عدالت در رفتار و گفتار است؛ اینکه شهید بهشتی با وجود نقدهای تند و حتی تخریبگرانه، فضا را برای حضور منتقد فراهم کرد تا جایی که او در کنار خود ایشان به فیض شهادت نائل آمد.
شهید بهشتی در مدیریت خود، بر نهادسازی تأکید داشت. در آخرین سخنرانیاش در هامبورگ، به همکارانش گفت: «اگر قرار است با رفتن من، کار این مجموعه تعطیل شود، بهتر است همین حالا آن را تعطیل کنیم.» نتیجه این مدیریت جهتدهنده و اصولی این بود که آن مجموعه، هم در آن زمان و هم تا سالها بعد، نفوذ و اثرگذاری خاص خود را حفظ کرد. شهید بهشتی همواره مسیر اعتدال را برگزید؛ مسیری که شاید به مذاق برخی افراد تندرو خوش نمیآمد و انتظار داشتند ایشان در مسائل سیاسی تندتر برخورد کند، اما او بر محور عدالت پافشاری میکرد. درباره شخصیت ایشان گفتهاند که همیشه خوشرو و گشادهرو بود؛ اگرچه کمتر میخندید، اما فردی جدی و مصمم بود که همواره برای ادای حق مطلب و انجام درست کارها تلاش میکرد.
شخصیت شهید بهشتی به دستگاه قضا وزن و اعتبار بخشید
تسنیم:با توجه به اینکه شهید بهشتی معمار دستگاه قضای جمهوری اسلامی بودند، ایشان چه نقشی در پایهریزی، نهادسازی و ارتقای جایگاه این قوه در نظام اسلامی داشتند؟
قوسی: شهید آیتالله دکتر بهشتی با میل شخصی وارد دستگاه قضایی نشدند، بلکه این مسئولیت را به عنوان تکلیف و بنا بر نظر و تأکید حضرت امام خمینی(ره) پذیرفتند. درباره جایگاه ایشان جملهای از بزرگان نقل شده است که میگویند: «شهید بهشتی به جایگاه دستگاه قضا عزت بخشید، نه اینکه به واسطه قرار گرفتن در این جایگاه عزیز شده باشد.»
به بیان دیگر، شخصیت علمی، مدیریتی و انقلابی شهید بهشتی به اندازهای برجسته بود که وقتی مسئولیت ریاست دیوان عالی کشور را بر عهده گرفت، دستگاه قضایی از وزن و اعتبار بیشتری برخوردار شد و حضور ایشان در واقع زینتبخش این جایگاه بود.
بخش قابل توجهی از اندیشهها و دیدگاههای شهید بهشتی در روند تدوین قانون اساسی، بهویژه در اصول مربوط به قوه قضاییه، متجلی شد؛ اصولی که امروز نیز مبنای فعالیت این قوه در نظام جمهوری اسلامی است. علاوه بر این، شهید بهشتی در تدوین و تثبیت قوانین اسلامی نقش مهمی ایفا کرد. برای نمونه، زمانی که لایحه قصاص مطرح شد، مخالفتهای زیادی با آن وجود داشت؛ اما شهید بهشتی با دفاعی مستدل و قاطع از این لایحه حمایت کرد و در نهایت زمینه تصویب آن را فراهم ساخت.
شهید بهشتی مدافع مستدل قصاص و بنیانگذار نهادهای تخصصی قوه قضاییه است
خیرمند: زمانی که موضوع لایحه قصاص و ارسال آن به مجلس شورای اسلامی مطرح شد، برخی جریانهای چپگرا و دارای تفکرات مارکسیستی نقدهای جدی به این لایحه وارد کردند. در همان زمان، شهید آیتالله بهشتی پیشنهاد دادند که این موضوع در قالب مناظرهای در برنامه زنده صدا و سیما مطرح شود تا ابعاد مختلف آن برای مردم روشن شود. اگر امروز همان مناظرهها که در ابتدای انقلاب درباره لایحه قصاص برگزار شد دوباره پخش شود، میتوان دید که بسیاری از نقدهایی که امروزه برخی کشورهای غربی درباره حکم قصاص، که صراحتاً ریشه در آیات قرآن دارد مطرح میکنند، در همان سالها توسط شهید بهشتی بهطور دقیق و مستدل پاسخ داده شده بود.
در سیره بسیاری از بزرگان دینی نیز دیدهایم که پذیرش اجتماعی یکی از زمینههای مهم اجرای احکام اسلامی است. درباره ائمه معصومین(ع) نیز همین مسئله مطرح بوده است؛ به این معنا که اگر شرایط پذیرش در جامعه فراهم نمیشد، اجرای برخی احکام دنبال نمیشد، زیرا زمانی که جامعه پذیرای یک حکم باشد، اجرای آن نیز آسانتر و مؤثرتر خواهد بود. از همین رو، هرچند لایحه قصاص بر پایه فقه اسلامی تدوین شده بود و مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان نیز مسئولیت بررسی و تصویب آن را بر عهده داشتند، اما شهید بهشتی معتقد بودند که افکار عمومی نیز باید در این مسیر آگاه و همراه شود و روشنگری لازم در جامعه صورت گیرد.
امروزه در بسیاری از کشورهای جهان نیز مشاهده میکنیم که هنگامی که موضوعی برای رأیگیری یا تصمیمگیری مطرح میشود، گاهی صدها هزار نفر در خیابانها راهپیمایی میکنند. در چنین شرایطی، به جای آنکه ابعاد موضوع برای مردم تبیین و روشن شود، گاه تنها به برخوردهای امنیتی یا پلیسی متوسل میشوند؛ نمونههایی از این وضعیت را در برخی کشورهای اروپایی مانند انگلستان نیز دیدهایم. در حالی که در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی، زمانی که کشور از حاکمیت طاغوت به نظام اسلامی منتقل میشد، شهید بهشتی وظیفه خود میدانست که چنین موضوعاتی را برای مردم تشریح و تبیین کند.
یکی دیگر از اقدامات مهم شهید بهشتی، احیای پلیس قضایی بود؛ اقدامی که میتوان آن را یکی از افتخارات ایشان دانست. پلیس قضایی نیروهایی بودند که علاوه بر آشنایی با امور اجرایی، تحصیلات حقوقی نیز داشتند و به عنوان بخشی از بدنه اجرایی دستگاه قضایی فعالیت میکردند. طبیعتاً زمانی که احکام قضایی بهموقع و بهدرستی اجرا شود، هم جنبه بازدارندگی آن افزایش مییابد و هم امکان جبران خسارتها و احقاق حقوق افراد فراهم میشود.
از دیگر اقدامات ماندگار شهید بهشتی، تأسیس دانشکده علوم قضایی بود؛ مرکزی که بهصورت تخصصی برای تربیت نیرو در حوزه فقه و قضا ایجاد شد. در این دانشکده، دانشجویان از همان زمان کنکور جذب میشوند و علاوه بر آموزشهای حقوقی، آموزشهای فقهی نیز دریافت میکنند. دانشجویان پس از طی مراحل آموزشی و کارآموزی، با آمادگی علمی و عملی وارد دستگاه قضایی میشوند. امروز بسیاری از مدیران و قضات برجسته دستگاه قضایی از فارغالتحصیلان همین مجموعه هستند؛ مجموعهای که به همت شهید آیتالله بهشتی تأسیس شد و اکنون از افتخارات مهم قوه قضاییه به شمار میآید.

حاکمیت ضابطهها به جای رابطهها؛ اصل کلیدی شهید بهشتی در دستگاه قضایی
تسنیم: برای بازخوانی و تعمیم اندیشهها و رویکردهای شهید بهشتی در حوزه عدالت و مدیریت قضایی، چه اقداماتی تاکنون انجام شده و چه برنامههایی برای آینده پیشبینی شده است؟
قوسی: صادقانه باید گفت که در زمینه معرفی و تبیین اندیشههای شهید آیتالله دکتر بهشتی، کار چندان گستردهای انجام نشده است؛ بهگونهای که شاید بتوان گفت اقدامات صورتگرفته بسیار محدود بوده و لازم است در این زمینه تلاشهای بیشتری انجام شود. شهید بهشتی شخصیتی علمی و چندبعدی بود. ایشان در فقه و اصول از تبحر بالایی برخوردار بودند و در محضر استادان برجستهای تلمذ کردند که حضور در کلاسهای آنان برای هر کسی ممکن نبود. با این حال، شهید بهشتی نهتنها در این کلاسها شرکت میکردند، بلکه از شاگردان ممتاز به شمار میرفتند. همچنین در جلسات درس فلسفه مرحوم علامه طباطبایی نیز حضور فعال داشتند و از شاگردان اصلی ایشان بودند.
شهید بهشتی روحیهای پژوهشگر داشت و بخش مهمی از تحقیقات خود را معطوف به مسائل مبارزاتی و انقلابی کرده بود. یکی از دوستان ایشان نقل میکند که در یکی از روزهای سال 1359 در حضور شهید بهشتی بودند. ایشان هنگام وضو گرفتن رو به حاضران کردند و فرمودند: «من چهارده سال است درباره چگونگی تحقق حکومت دینی فکر و تحقیق میکنم.» این سخن نشان میدهد که ایشان سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی درباره شکل و شیوه حکومت اسلامی اندیشیده بودند.
در روزهای پس از انقلاب نیز، زمانی که بحث درباره ساختار حکومت مطرح شد، شهید بهشتی نظریه «جامعه امت و امام» را مطرح کردند. بعدها با تصمیم بر تشکیل ساختاری با ریاستجمهوری، این نظام در قالب جمهوری اسلامی شکل گرفت. با این حال، شهید بهشتی همچنان بر واژه «امت» تأکید ویژهای داشتند؛ چراکه از نگاه ایشان، امت به مردمی گفته میشود که با هدایت و رهبری امام در مسیر صحیح حرکت میکنند و این مفهوم با واژههای رایج دیگر برای اشاره به مردم تفاوت دارد.
شهید بهشتی اهمیت ویژهای برای ارزشها قائل بودند و جمله معروفی از ایشان وجود دارد که «انقلاب ما، انقلاب ارزشهاست». ایشان سازوکار حفظ ارزشهای اجتماعی را در فریضه امر به معروف و نهی از منکر تبیین میکردند و در این زمینه نیز بار دیگر بر مفهوم «امت» تأکید داشتند. شهید بهشتی در توضیح این موضوع به آیه 110 سوره آلعمران استناد میکردند که میفرماید: «شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر میکنید و به خدا ایمان دارید.» ایشان با تأکید بر واژه «امت»، این سه ویژگی را بهعنوان شاخصهای اصلی یک جامعه اسلامی معرفی میکردند.
در تبیین نقش رهبری نیز به آیه دیگری استناد میکردند که خداوند به عدالت، احسان و نیکی فرمان میدهد و از فحشا و منکر نهی میکند. شهید بهشتی در توضیح این آیه بیان میکردند که در شرایطی که میان چند «معروف» تعارض یا تزاحم ایجاد شود، تشخیص اینکه کدام یک در اولویت قرار دارد، از وظایف رهبر امت یا امام جامعه است.
درباره اندیشههای شهید بهشتی در حوزه قوه قضاییه باید گفت ایشان کتاب مستقلی در این زمینه تدوین نکردند که مستقیماً به قلم خودشان باشد؛ اما در میان سخنرانیها و همچنین در مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی، نکات و دیدگاههای فراوانی از ایشان درباره نظام قضایی مطرح شده است. یکی از مهمترین این دیدگاهها تأکید بر حاکمیت ضابطهها به جای رابطهها بود. به تعبیر دیگر، ایشان معتقد بودند که اداره جامعه و دستگاه قضایی باید بر اساس قانون و ضوابط روشن باشد، نه بر پایه روابط شخصی؛ موضوعی که امروز نیز بسیاری از آسیبهای اجتماعی و اداری ناشی از فاصله گرفتن از همین اصل است.
شهید بهشتی همچنین بر تحقق عدالت اجتماعی حساسیت ویژهای داشتند. در یکی از جلسات، ایشان مخالفت شدید خود را با شکلگیری فاصلههای طبقاتی در جامعه بیان میکنند و میگویند فاصله میان حداقل و حداکثر درآمد در جامعه نباید بیش از دو برابر باشد. اگر امروز به قوانین و وضعیت موجود نگاه کنیم، میبینیم فاصله میان حداقل و حداکثر حقوق در برخی موارد به حدود هفت برابر میرسد. این مسئله نشان میدهد که نهتنها بسیاری از اندیشههای شهید بهشتی بهطور کامل اجرا نشده، بلکه در برخی موارد از آن فاصله گرفتهایم. پیامد چنین فاصلهای نیز میتواند در کاهش اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت نمایان شود. بنابراین هرچه اندیشهها و دیدگاههای شهید بهشتی بیشتر تبیین و برای جامعه معرفی شود و در مسیر تحقق آنها گام برداشته شود، میتوان امید داشت که جامعه و نظام حکمرانی به نتایج بهتری دست یابد.

خیرمند: در زمینه معرفی و بررسی ابعاد مختلف شخصیت و اندیشههای شهید آیتالله دکتر بهشتی کار چندان گستردهای انجام نشده است. ایشان از نوجوانی وارد حوزه علمیه شدند، اما برای اینکه بتوانند طرحی نو در عرصه فکری و اجتماعی ارائه دهند، تحصیلات دانشگاهی را نیز دنبال کردند. شهید بهشتی در رشته فلسفه دانشگاه تهران تحصیل کرد و با کسب رتبهای ممتاز، به عنوان دانشجوی برتر فارغالتحصیل شد.
در مقطعی، شهید بهشتی به شهید مطهری میگوید که قصد دارد از ایران برود، زیرا احساس میکند در فضای آن زمان ایران جای چندانی برای فعالیت در حوزه فلسفه وجود ندارد. شهید مطهری به ایشان پیشنهاد میکند که در جلسات درس علامه طباطبایی شرکت کند. شهید بهشتی بعدها نقل میکند که در همان جلسه نخست، یکی از ویژگیهای مهم علامه توجه او را جلب کرد؛ اینکه علامه با دقت فراوان به پرسشهای شاگردان گوش میداد، گویی برای نخستینبار آنها را میشنود و بدون ناراحتی و با آرامش کامل پاسخ میداد. همین ویژگی باعث شد شهید بهشتی احساس کند میتواند در محضر چنین استادی به خوبی بیاموزد و رشد کند. در حالی که شاید امروز اگر به یک دانشآموخته دانشگاهی چنین پیشنهادی داده شود، به راحتی آن را نپذیرد، اما شهید بهشتی با تواضع این مسیر را انتخاب کرد.
از سوی دیگر، به دلیل نقش تشکیلاتی که در مبارزات انقلابی داشت و ارتباطاتی که در ماجرای ترور حسنعلی منصور به نیروهای مبارز نسبت داده میشد، شهید بهشتی نیز در معرض تعقیب ساواک قرار داشت. به همین دلیل گاه پیشنهاد میشد که برای مدتی از ایران خارج شود؛ اما چون خروج از کشور میتوانست حساسیت ساواک را بیشتر کند، این پیشنهاد را نمیپذیرفت. با این حال، زمانی که گفته شد مجموعه اسلامی هامبورگ به حضور و مدیریت ایشان نیاز دارد، شهید بهشتی برای خدمت به اسلام و انجام وظیفه، مهاجرت به آلمان را پذیرفت.
رهبر شهید انقلاب درباره شخصیت شهید بهشتی نکتهای قابل تأمل بیان کردهاند و فرمودهاند که اگر ساواک میخواست با شهید بهشتی همان برخوردی را انجام دهد که با امام خمینی(ره) انجام داد، در واقع ممکن بود شخصیتی دیگر در تراز امام خمینی(ره) در عرصه انقلاب پدید آید. از این منظر، میتوان گفت شهید بهشتی از نظر فکری و نظری یکی از شخصیتهای برجسته و اثرگذار انقلاب اسلامی بود. البته به دلیل اینکه پس از انقلاب مسئولیتهای مهمی در دستگاه قضایی بر عهده گرفت، گاه اندیشهها و نقش او تنها در چارچوب قوه قضاییه دیده میشود؛ در حالی که شخصیت شهید بهشتی بسیار فراتر از این حوزه بود و نقش مهمی در ساماندهی، پالایش و احیای ساختار دادگستری پس از انقلاب داشت.
شهید بهشتی از نظر علمی نیز شخصیتی برجسته بود. ایشان علاوه بر زبان فارسی، به سه زبان زنده دنیا تسلط داشت و حتی در سنین جوانی به تدریس زبان انگلیسی میپرداخت. در کنار فعالیتهای علمی و مسئولیتهای سنگین مدیریتی، به زندگی خانوادگی نیز توجه ویژهای داشت. نقل شده است که اگر روزهای جمعه در منزل حضور داشت، حتی تلفن را پاسخ نمیداد تا زمان خود را به طور کامل در کنار خانواده بگذراند. این رفتار نشان میدهد که ایشان برای هر بخش از زندگی خود نظم و اولویت قائل بود و تلاش میکرد هر کاری را در زمان و جایگاه مناسب انجام دهد.
به نظر میرسد هنوز پژوهشهای کافی درباره رفتار، منش و اندیشههای شخصیتهای برجستهای همچون شهید بهشتی و شهید مطهری انجام نشده است؛ شخصیتهایی که جامعه ما فرصت بهرهمندی طولانیمدت از حضور آنها را نداشت. برای نمونه، بسیاری از افراد هنوز با آثار فلسفی شهید بهشتی آشنایی چندانی ندارند. در مجموع میتوان گفت حق مطلب درباره این شخصیت بزرگ، چه در زمان حیات ایشان و چه در سالهای پس از آن، آنگونه که باید ادا نشده و همچنان زمینههای فراوانی برای پژوهش و معرفی اندیشههای ایشان وجود دارد.
تسنیم: در پایان اگر نکته یا جمعبندی خاصی درباره شخصیت و اندیشههای شهید بهشتی دارید، بفرمایید:
قوسی: از فرصتی که فراهم شد تا دقایقی درباره این شخصیت بزرگ گفتوگو کنیم، صمیمانه تشکر میکنم. هرچند ما توفیق درک و بهرهمندی مستقیم از محضر این شهید بزرگوار را نداشتیم، اما تلاش کردیم از میان سخنان، خاطرات و مطالبی که درباره ایشان نقل شده است، نکاتی را بیان کنیم. دستکم ثمره این گفتوگو برای بنده این بود که انگیزهای شد تا مطالعه و آشنایی بیشتری با زندگی، اندیشهها و سیره این شهید بزرگوار داشته باشم.
خیرمند: اگرچه زبان الکن بنده قاصر از آن است که بتواند درباره چنین شخصیت بزرگی سخن بگوید، اما همین طرح بحث میتواند فتح بابی باشد برای نگاهی دوباره و دقیقتر به اندیشهها، تفکرات و ابعاد شخصیتی شهید بهشتی. از مجموعه خبرگزاری تسنیم که امروز به این موضوع پرداختند نیز صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
گفتوگو از فاطمه ساریخانی
انتهای پیام/711/
نظرات کاربران