مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

گرگانِ 1343 و یک روایت تاریخی؛ ناگفته‌هایی از سفر 25 روزه رهبر شهید

تصویر پیدا نشد !
بازدید 9
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، در میان صفحات پر فراز و نشیب مبارزات نهضت اسلامی، برخی رویدادها اگرچه در مقیاس یک شهر و در مقطعی کوتاه رقم خورده‌اند، اما بعدها به بخشی از حافظه تاریخی یک ملت تبدیل شده‌اند. سفر 25 روزه آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای به گرگان در تابستان سال 1343، یکی از همین مقاطع کمتر روایت‌شده است؛ سفری که در ظاهر با هدف تبلیغ دینی و سخنرانی‌های مذهبی آغاز شد، اما به تدریج به بستری برای تبیین اندیشه‌های نهضت امام خمینی(ره)، روشنگری درباره جنایات رژیم پهلوی و ارتباط گسترده‌تر میان روحانیت مبارز و مردم منطقه تبدیل شد.

در آن روزها، پس از حوادث خونین مدرسه فیضیه و قیام 15 خرداد 1342، فضای سیاسی کشور زیر سایه اختناق و سرکوب حکومت پهلوی قرار داشت. با این حال، منابر و جلسات مذهبی به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های انتقال پیام نهضت اسلامی تبدیل شده بود؛ عرصه‌ای که روحانیون مبارز در آن تلاش می‌کردند پرده از سیاست‌های ضد دینی و استبدادی رژیم بردارند. آیت‌الله خامنه‌ای نیز در چنین شرایطی با حضور در گرگان، طی سخنرانی‌های متعدد در مساجد، بازار و محافل مردمی، به بازخوانی حوادث آن دوران و تبیین ضرورت مبارزه با ظلم پرداخت.

بازتاب این سخنان در میان مردم چنان گسترده شد که دستگاه‌های امنیتی رژیم پهلوی را به واکنش واداشت. گزارش‌های ساواک از افزایش نفوذ سخنرانی‌های ایشان در میان مردم حکایت داشت و سرانجام مأموران امنیتی درصدد دستگیری ایشان برآمدند؛ اما مردم گرگان که در طول این روزها با اندیشه‌ها و سخنان آیت‌الله خامنه‌ای پیوندی عمیق پیدا کرده بودند، در اقدامی ماندگار، نیمه‌شب 16 تیر 1343 او را از چنگ مأموران نجات دادند.

اخبار استان گلستان , اخبار گرگان , آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ,

این اقدام، نشانه‌ای از شکل‌گیری پیوندی عمیق میان مردم یک منطقه و جریان مبارزاتی روحانیت در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود؛ پیوندی که سال‌ها بعد نیز در خاطرات رهبر انقلاب از مردم گرگان و نقش آنان در حمایت از مبارزان نهضت اسلامی بازتاب یافت.

غلامرضا خارکوهی، پژوهشگر و تاریخ نگار گلستانی در گفت‌وگو با تسنیم درباره آن روزها گفته است. ” در آخرین روزهای بهار سال 1343، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر معظم فعلی انقلاب اسلامی، به گرگان آمد و با سخنرانی‌های شجاعانه خود، اهداف پشت‌پرده، ترفندها و جنایات رژیم پهلوی را برملا کرد. در پی این سخنان، مورد خشم و غضب مأموران رژیم قرار گرفت و آنان تصمیم به دستگیری وی گرفتند؛ اما مردم انقلابی گرگان، در تاریکی شب و ساعت 3 بامداد 16 تیرماه 1343، او را از چنگال مأموران نجات داده و از شهر خارج کردند”.

آیت‌الله خامنه‌ای بنا بر وعده‌ای که سال قبل (1342) داده بود، روز اول ماه صفر، برابر با 22 خرداد 1343، وارد گرگان شد. البته پیش از آن، دوستان گرگانی خود را در جریان این سفر قرار داده بود. خیلی زود زمینه برگزاری مجالس سخنرانی برای او فراهم شد و در دهه نخست ماه صفر، افراد بسیاری پای سخنانش نشستند.

در دهه دوم صفر، آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد مصلی گرگان ـ که از مساجد مهم و تاریخی شهر از دوره صفویه به شمار می‌رفت ـ به سخنرانی پرداخت. اگرچه در ابتدا سخنانش صبغه آشکار سیاسی نداشت، اما برای جوانان گرگان تازگی داشت؛ چراکه محتوای سخنانش را با برنامه‌ریزی و هدف مشخص ارائه می‌کرد.

ایشان بیان صریح مواضع سیاسی خود را برای روزهای پایانی ماه صفر، همزمان با سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت امام رضا(ع) گذاشته بود؛ زمانی که زمینه را برای بازگویی حوادث خونین مدرسه فیضیه و قیام 15 خرداد سال گذشته فراهم کرد.

برخی از جوانانی که پای منبر او می‌نشستند، تحت تأثیر سخنانش قرار گرفته و به حرکت درآمده بودند. منبرهای آیت‌الله خامنه‌ای تنها به مسجد مصلی محدود نمی‌شد؛ گاهی در بازارچه‌ها، مساجد و منازل مردم برای آنان سخنرانی می‌کرد و استقبال مردم از او چشمگیر بود.

چنانکه خود آیت‌الله خامنه‌ای بعدها درباره آن روزها گفت: «در پاساژی که من منبر می‌رفتم، خیابان بند می‌آمد؛ جلوی ماشین‌ها بسته می‌شد، از بس جمعیت می‌آمد.»

آیت‌الله خامنه‌ای در دهه پایانی ماه صفر، هر شب در چهار یا پنج نقطه از گرگان سخنرانی داشت که گاه تا نیمه‌شب ادامه پیدا می‌کرد. برخی از مردم نیز در تمام مجالس حضور می‌یافتند و پس از پایان یک سخنرانی، برای شنیدن منبر بعدی همراه او می‌شدند.

وی درباره علت استقبال مردم از سخنرانی‌هایش گفته بود: «این علاقه به خاطر حرف‌هایی بود که زده می‌شد، وگرنه چیز دیگری وجود نداشت.»

در همین ایام، سیدجعفر قمی که پس از قیام 15 خرداد سال گذشته تحت تعقیب بود، وقتی از حضور سیدعلی خامنه‌ای در گرگان مطلع شد، خود را از تهران به این شهر رساند و همراه او شد. او همچنان با چهره‌ای مبدل زندگی می‌کرد و با همان ظاهر در مجالس سخنرانی حضور می‌یافت.

چهره متفاوت سیدجعفر قمی باعث شده بود برخی افراد نسبت به او دچار تردید شوند و حتی احتمال دهند که مأمور دولت باشد. صمیمیت او با آیت‌الله خامنه‌ای نیز موجب شده بود برخی نسبت به خود این ارتباط دچار سوءظن شوند؛ هرچند از نگاه‌ها و کنایه‌های اطرافیان می‌شد این نگرانی‌ها را دریافت.

آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی‌های خود به ماجرای مدرسه فیضیه قم و همچنین کشته شدن پاسبانی مقابل مسجد گوهرشاد مشهد که اعلامیه امام خمینی(ره) را پاره کرده بود، اشاره کرد و به مردم گرگان گفت تا بدانند در مرکز استان همجوارشان، خراسان، چه اتفاقاتی رخ داده است.

سخنرانی او در شب بیست‌وششم صفر، برابر با 15 تیرماه 1343، طولانی و صریح بود. او در پایان سخنانش خطاب به حاضران گفت: «شب بیست‌وهفتم، مسائل زیادی را برای شما خواهم گفت. منتظر باشید.»

نخستین گزارش ساواک گرگان درباره آیت‌الله خامنه‌ای پس از همین سخنرانی تنظیم شد؛ چراکه مأموران مدعی بودند او در سخنانش نسبت به زمامداران وقت مطالبی بیان کرده و مردم را تحت تأثیر قرار داده است.

پس از این سخنرانی، نخستین گزارش از فعالیت‌های آیت‌الله خامنه‌ای به ساواک گرگان ارسال شد. در این گزارش آمده بود که وی نسبت به زمامداران وقت سخنانی ایراد کرده و از شخصیت‌هایی همچون ابوذر، صحابی بزرگ پیامبر اکرم(ص)، سخن گفته است؛ شخصیتی که در برابر انحرافات حکومت اموی ایستادگی کرد و به دلیل بیان حقایق، مورد فشار و آزار قرار گرفت.

آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در سخنان خود تأکید کرده بود: «بنده و تمام شاگردانی که روز آخر خدمت آقای خمینی بودیم، ایشان به ما گفتند که دست از تبلیغ برندارید.»

پس از این سخنان، رئیس ساواک گرگان، آقای موثقی، در تاریخ 18 تیرماه 1343 موضوع را به اطلاع سازمان اطلاعات و امنیت ساری رساند و از شهربانی خواست آیت‌الله خامنه‌ای را احضار کرده و به او تذکر دهد.

اخبار استان گلستان , اخبار گرگان , آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ,

در گزارش‌های ساواک همچنین آمده بود که سخنرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای تأثیر آشکاری بر دیگر روحانیونی که از قم و مشهد به گرگان آمده بودند، گذاشته است؛ به‌گونه‌ای که آنان نیز مطالبی علیه دولت وقت و در حمایت از امام خمینی(ره) بیان کرده و موجب تحریک احساسات مردم شده‌اند.

صبح روز 16 تیرماه، نیروهای انتظامی و امنیتی گرگان در پی یافتن آیت‌الله خامنه‌ای بودند؛ چراکه سخنان او فضای شهر را تحت تأثیر قرار داده بود. ایشان به پیشنهاد یکی از دوستان طلبه‌اش، برای مدتی از شهر خارج شد تا ضمن استراحت، خستگی سخنرانی‌های پیاپی روزهای گذشته را برطرف کند.

مأموران به هر جایی که احتمال می‌دادند ردی از او باشد، سر زدند؛ اما موفق به یافتن او  نشدند. مردم گرگان که در طول این 25 روز ارتباط و علاقه ویژه‌ای نسبت به آیت‌الله خامنه‌ای پیدا کرده بودند، نگران بودند و دعا می‌کردند که او از دست مأموران نجات یافته باشد.

عصر همان روز، هنگامی که آیت‌الله خامنه‌ای به شهر بازگشت، جمعی از علاقه‌مندانش نزد او آمدند. آنان به منزل آقای قدسی، محضردار و از خیران گرگان، رفتند؛ جایی که آیت‌الله خامنه‌ای در آنجا حضور داشت. حاضران از او خواستند شهر را ترک کند و تأکید کردند که ماندنش در گرگان به صلاح نیست. آقای قدسی اما با شجاعت گفت: «اگر شما مایلید بمانید، حتماً بمانید؛ مأموران جرأت نمی‌کنند به خانه من بیایند. دستشان به شما نمی‌رسد، مگر اینکه من کشته شده باشم.»

در نهایت آیت‌الله خامنه‌ای برای تصمیم‌گیری درباره ادامه حضورش در گرگان، دست به استخاره زد که نتیجه آن خوب آمد. آیت‌الله خامنه‌ای بعدها درباره خاطره مردم گرگان از آن روزها گفت: «مردم گرگان تا مدت‌های متوالی خاطره آن ایام را به یاد داشتند. من که مشهد بودم، می‌آمدند و از آن خاطره‌ها یاد می‌کردند. آنجا هیئتی درست شده بود به نام هیئت جوانان، مثلاً به اسم بنده.»

آیت‌الله خامنه‌ای روز 17 تیرماه 1343، پس از رسیدن به تهران، نامه‌ای به پدرش نوشت و خبر داد که در گرگان تحت تعقیب قرار گرفته، اما به‌موقع از آنجا خارج شده و اکنون در تهران است. 

این سفر چنان خاطره‌انگیز بود که حدود 40 سال بعد، در مهرماه سال 1374، آیت‌الله خامنه‌ای در جریان سفر به استان گلستان و در اجتماع پرشور مردم گرگان، خاطره آن روزها را بازگو کرد.

ایشان در بخشی از سخنان خود فرمودند: «در سال 1343، آن هنگام که سایه شوم حکومت طاغوت بر سر این کشور بود، روزی در شهر گرگان من حقایقی را در سخنرانی خود به مردم گفتم؛ مبنی بر اینکه رژیم ستمشاهی به مردم ظلم می‌کند و رفتار رژیم پهلوی با اسلام مخالف است. آن روز به مردم گفتم که گروهی کمر به مبارزه با این رژیم فاسد طاغوتی بسته‌اند. دستگاه‌های امنیتی و پلیس ستمگر رژیم طاغوت آنچنان به دست‌وپا افتادند که دوستان ما را در این شهر دستپاچه کردند.»

آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه خاطره خود از آن روزها در گرگان می‌گوید: «آنها احتمال دادند که ممکن است مأموران پلیس برای من خطری به وجود بیاورند. البته من خطرها را پذیرا بودم، اما دوستان گرگانی ما مایل نبودند بنده را که به عنوان برادر مورد علاقه‌شان بودم، به دست دشمن بسپارند. آنها گفتند ما باید از شما دفاع کنیم؛ لذا یک نیمه‌شبی، در خلوت و تاریکی شب، مردم خوب گرگانی بنده را از دست پلیس نجات دادند و در نیمه‌شب از شهر خارج کردند تا پلیس نتواند بر من دست پیدا کند.»

آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های مختلف سفرهای متعددی به منطقه گرگان داشت. مرحوم حبیب‌الله قلیشی، از فعالان فرهنگی و انقلابی گرگان، در خاطرات خود درباره حضور روحانیون مبارز در این شهر می‌گوید: «به یاد می‌آورم که خانه ما پیوسته در ماه‌های محرم، صفر و رمضان محل اقامت روحانیون بود و پدرم میزبان علمای اعزامی بود. در یکی از تابستان‌های همان سال‌ها، سیدی آرام، متین و بزرگوار به دیدار روحانی مهمان ما که برای ارشاد و روضه‌خوانی محرم در خانه ما حضور داشت، آمد.

او برای دیدار حضرت حجت‌الاسلام شیخ محمد واعظی(رضوان‌الله تعالی علیه) آمده بود. جناب واعظی عالمی آراسته، وارسته، اهل تهجد، بسیار زاهد و اهل مراقبه بود و من درس‌های بسیاری از آن عزیز آموختم.

محور دوستی و دیدار این دو بزرگوار، شیخ محمد واعظی و آن سید، بر اساس فعالیت در راستای نهضت حضرت روح‌الله خمینی(ره) بود. این موضوع را در معرفی سید از زبان مبارک شیخ محمد شنیدم که پنهانی به من گفت و از من خواست تا چند روزی به‌صورت ناشناس از این مهمان گرانقدر پذیرایی کنم.

من که جوانی پرشور و اهل شعر، دین و عرفان بودم، با اشتیاق در خدمت سید بودم؛ چراکه ماجرا طولانی است و به همین مقدار بسنده می‌کنم. آن سید جلیل، همین مقام معظم ولایت و رهبری کنونی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بود.»

آیت‌الله خامنه‌ای علاوه بر سفر سال 1343، در سال‌های بعد نیز ارتباط خود را با منطقه حفظ کرد. ایشان در یکی از نامه‌های خود درباره فعالیت‌های انقلابی در منطقه گلستان نوشته است: «گالیکش در آن منطقه استان گلستان از نخستین آبادی‌هایی است که به اندیشه‌های انقلابی و حاملان آن پیام‌آوران آن امکان فعالیت داد. از آنجا بود که در سال‌های 1352 و بعد، ما توانستیم جهت و پیام خود را در آزادشهر، رامیان و گنبد مطرح کنیم و تدریجاً سراسر منطقه را تا قسمت‌های شمالی و غربی آن زیر پوشش بگیریم. امتیاز گالیکش به این بود که آقای سیدباقر موسوی را داشت؛ ایشان در آغاز تنها روحانی دشت گرگان بود که ما و افکار انقلابی را می‌پذیرفت و از زحمات احتمالی آن واهمه‌ای نداشت.»

حضور آیت‌الله خامنه‌ای در گرگان در سال 1343، تنها یک سفر تبلیغی نبود؛ بلکه یکی از حلقه‌های مهم ارتباط روحانیت مبارز با مردم منطقه در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می‌رفت؛ سفری که خاطره آن پس از گذشت دهه‌ها همچنان در حافظه مردم گرگان باقی مانده است.

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *