به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود، در پهنهای که سکوت کویر و ارتفاعات توران در هم میآمیزد، هنوز ردپای یوزپلنگ آسیایی بر خاک ایران دیده میشود؛ ردپایی که اگرچه بارقهای از امید برای یکی از در معرض خطرترین گونههای حیاتوحش کشور است، اما هر بار که یک یوز به جاده میرسد، فاصله میان بقا و انقراض باریکتر میشود.
آخرین پایشهای انجامشده در زیستگاه یوز آسیایی در استان سمنان، یک خبر امیدوارکننده به همراه داشته است؛ 27 یوز طی یک سال گذشته در مجموعه حفاظتی توران و زیستگاههای پیرامونی آن شناسایی شدهاند؛ عددی که در مقایسه با زمستان 1403 و شناسایی حدود 17 فرد، افزایش قابل توجهی را نشان میدهد.
این افزایش جمعیت شناساییشده، برای زیستگاهی که سالهاست یکی از آخرین سنگرهای یوز آسیایی در ایران به شمار میرود، اتفاقی مهم است؛ اما در همان حال، نباید از یاد برد که بقای این گونه تنها به افزایش شمار یوزهای ثبتشده وابسته نیست. مسیرهای ارتباطی، کاهش منابع آب، افت پوشش گیاهی، کاهش طعمه و تغییرات اقلیمی همچنان سایه سنگینی بر آینده یوزهای توران انداختهاند.
یوزها بیشتر شدهاند

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان با اشاره به آخرین پایشهای انجامشده، از شناسایی 27 یوز در مجموعه حفاظتی توران و زیستگاههای پیرامونی طی یک سال گذشته خبر داده است.
سازمان حفاظت محیط زیست نزدیک به دو دهه است که تمرکز ویژهای بر حفاظت از یوز آسیایی دارد؛ با این حال، حفاظت از این گونه تنها یک مسئله محیطزیستی ساده نیست. پیچیدگیهای زیستی، اقتصادی، اجتماعی، حفاظتی و حتی امنیتی باعث شده است که حفظ جمعیت یوز همچنان به یکی از دشوارترین مأموریتهای حفاظتی کشور تبدیل شود.
افزایش تعداد یوزهای شناساییشده میتواند نشانهای امیدوارکننده باشد؛ اما این امید زمانی معنا پیدا میکند که زیستگاه بتواند امنیت، آب و طعمه کافی را برای ادامه حیات و زادآوری این گونه فراهم کند.
13 یوز؛ قربانی یک جاده

در میان همه تهدیدهایی که یوزپلنگ آسیایی با آن مواجه است، یک خطر کاملاً ملموس و انسانی در برابر آن قرار دارد؛ جاده عباسآباد ـ میامی.طبق اعلام محیط زیست استان سمنان، طی یک دهه گذشته 13 یوز در این محور بر اثر تصادفات جادهای تلف شدهاند؛ آماری که بهتنهایی نشان میدهد جاده برای یوزهای توران فقط یک مسیر عبور خودرو نیست، بلکه یکی از جدیترین تهدیدهای مستقیم علیه بقای این گونه محسوب میشود.
اینجا دیگر صحبت از احتمال یا پیشبینی نیست؛ جادهای وجود دارد که در طول سالهای گذشته، بارها به محل مرگ یوزها تبدیل شده است.
سال گذشته در مجموع 10 کیلومتر از این مسیر، یعنی پنج کیلومتر در هر طرف، حصارکشی شد؛ اقدامی که میتواند گامی برای کاهش تلفات باشد، اما هنوز کامل و بدون ایراد نیست و نیاز به اصلاح و تکمیل دارد.
برای ایمنسازی این مسیر نیز اعتباراتی از سوی وزارت راه و شهرسازی در نظر گرفته شده و پیگیریها برای اجرای طرح ادامه دارد.
اما سؤال اساسی این است: وقتی 13 یوز در یک دهه قربانی این جاده شدهاند، ایمنسازی مسیر با چه سرعتی باید انجام شود؟
برای گونهای که هر فرد آن اهمیت ژنتیکی و حفاظتی بالایی دارد، حتی از دست رفتن یک یوز نیز یک حادثه معمولی نیست.
وقتی حفاظت از جاده، نیروهای محیط زیست را از زیستگاه دور میکند

مشکل فقط ایمن نبودن جاده نیست؛ تأمین نیروی انسانی برای کنترل آن نیز به یک چالش تبدیل شده است.در تعطیلات چندروزه و روزهایی که حجم تردد در محور عباسآباد ـ میامی افزایش پیدا میکند، بخشی از نیروهای حفاظتی محیط زیست باید برای کنترل جاده اختصاص پیدا کنند. در برخی مواقع نیز برای جبران کمبود نیرو از همیاران محیط زیست یا ظرفیت استانهای دیگر استفاده میشود.
اما حتی حضور نیرو هم تضمینکننده امنیت کامل نیست؛ چراکه یوز ممکن است در هر لحظه وارد مسیر خودروها شود و حادثه در چند ثانیه اتفاق بیفتد.
به این ترتیب، حفاظت از یوز با یک معادله دشوار مواجه است؛ نیروهای محیط زیست باید هم از زیستگاه حفاظت کنند و هم برای جلوگیری از تلفات جادهای، بخشی از توان خود را در محور مواصلاتی متمرکز کنند.
آب؛ مسئلهای که هر روز باید برای یوز تأمین شود

تهدید یوز فقط به جاده ختم نمیشود.تغییرات اقلیمی نیز آرام و تدریجی، شرایط زیست در توران را دشوارتر کرده است؛ کاهش پوشش گیاهی، تأثیر بر جمعیت نشخوارکنندگان وحشی و دشوارتر شدن تأمین منابع آب، زنجیرهای از مشکلات را برای زیستگاه ایجاد میکند.
یوز برای بقا به طعمه نیاز دارد و طعمه نیز به آب و پوشش گیاهی وابسته است. بنابراین وقتی منابع آب کاهش پیدا میکند، اثر آن فقط در یک نقطه متوقف نمیشود؛ بلکه کل زنجیره غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد.
امروز حتی تأمین آب برای آبشخورهای زیستگاه یوز نیز نیازمند عملیات مستمر است؛ بهگونهای که یک تانکر آبرسان هر روز برای تأمین آب آبشخورها فعالیت میکند.
این تصویر، شاید بیش از هر آمار دیگری دشواری حفاظت از یوز را نشان دهد؛ گونهای که برای ادامه حیات در زیستگاه طبیعی خود، به پشتیبانی مستمر انسانی نیاز پیدا کرده است.
شاهرود؛ جایی که طبیعت فقط یک «منطقه حفاظتشده» نیست

اهمیت شاهرود اما به یوز ختم نمیشود.این شهرستان یکی از مهمترین کانونهای تنوع زیستی ایران است و بنا بر اعلام محیط زیست استان، هر هشت گونه گربهسان وحشی ایران در شاهرود مشاهده شدهاند؛ ظرفیتی که در کنار تنوع زیستی مجموعه خوشییلاق، جایگاه این شهرستان را از یک منطقه محلی فراتر میبرد.
یوزپلنگ آسیایی، گور ایرانی، جبیر، آهو، کل و بز، قوچ و میش و دیگر نشخوارکنندگان وحشی، بخشی از سرمایه طبیعی این منطقه هستند.
از سوی دیگر، شاهرود در حال حاضر تنها زیستگاه زادآوری یوز آسیایی در ایران را در خود جای داده و مجموعه توران نیز از معدود مناطق کشور است که جمعیت گور ایرانی و جبیر در آن باقی مانده است.
بنابراین، سخن گفتن از حفاظت در شاهرود صرفاً سخن گفتن از نجات یک گونه جانوری نیست؛ صحبت از حفاظت از بخشی از سرمایه طبیعی ایران است.
«اکوهاب»؛ فرصتی که هنوز جدی گرفته نشده است

این ظرفیت عظیم طبیعی، یک ظرفیت اقتصادی و گردشگری نیز محسوب میشود؛ ظرفیتی که اگر درست مدیریت شود، میتواند هم به حفاظت از طبیعت کمک کند و هم برای مردم منطقه درآمد پایدار ایجاد کند.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان پیشنهاد کرده است شاهرود بهعنوان مرکز ثقل مناطق طبیعی پیرامون خود، به یک «اکوهاب» تبدیل شود؛ مرکزی که گردشگری، خدمات، آموزش، پژوهش و فعالیتهای اقتصادی مرتبط با طبیعت را به یکدیگر متصل کند.
این ایده میتواند نقطه اتصال حفاظت و توسعه باشد؛ یعنی طبیعت نه قربانی توسعه شود و نه به منطقهای محصور و جدا از اقتصاد محلی تبدیل شود.
اما تحقق چنین ایدهای نیازمند برنامه مشخص، سرمایهگذاری، زیرساخت گردشگری، آموزش جوامع محلی و البته حفاظت جدی از زیستگاههاست.
27 یوز؛ یک عدد امیدوارکننده یا یک آزمون بزرگ؟

شناسایی 27 یوز در توران، در مقایسه با 17 یوز شناساییشده در زمستان 1403، خبر امیدوارکنندهای است؛ اما نباید این عدد به معنای پایان بحران یوز تلقی شود.واقعیت این است که هر یوز برای بقای این گونه اهمیت دارد و هر تهدیدی که زیستگاه را ناامن کند، میتواند دستاورد سالها حفاظت را تحت تأثیر قرار دهد.
از یک سو، افزایش جمعیت شناساییشده میتواند نتیجه تلاشهای حفاظتی و تداوم زادآوری باشد؛ از سوی دیگر، جاده عباسآباد ـ میامی همچنان یک زنگ خطر جدی است. تغییرات اقلیمی، کمبود آب و کاهش طعمه نیز تهدیدهایی هستند که با یک اقدام مقطعی برطرف نمیشوند.
اکنون که عدد 27 یوز در توران ثبت شده، شاید مهمترین سؤال این نباشد که «چند یوز داریم؟»؛ بلکه باید پرسید «برای حفظ همین 27 یوز و فراهم کردن امکان افزایش این جمعیت، چه برنامهای داریم؟»
اگر قرار است توران همچنان آخرین سنگر یوز آسیایی در ایران باقی بماند، حفاظت از آن باید از اقدامات مقطعی عبور کند و به یک برنامه جامع ملی تبدیل شود؛ برنامهای که جاده، آب، طعمه، زیستگاه، نیروی انسانی، گردشگری و اقتصاد جوامع محلی را همزمان ببیند.
27 یوز امروز میتواند خبر امید باشد؛ اما حفظ این امید، نیازمند تصمیمهای جدیتری است.توران هنوز زنده است؛ اما برای زنده ماندن یوزهایش، جاده باید امنتر، زیستگاه باید غنیتر و حفاظت باید جدیتر شود.

انتهای پیام/
نظرات کاربران