به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان مسلم محرمی، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگویی درباره اهمیت راهبردی بابالمندب، تحولات مرتبط با تنگه هرمز، وضعیت جبهه مقاومت، آینده تقابل ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی و سناریوهای پیشرو در منطقه به بیان دیدگاههای خود پرداخت. این گفتوگو به شرح ذیل است:
تسنیم: کنترل و نفوذ یمنیها بر بابالمندب چه تغییراتی در معادلات ژئوپلیتیکی و امنیتی منطقه ایجاد کرده و این مسئله چه اهمیتی برای ایران و جبهه مقاومت دارد؟ این اهرم فشار چه ارزش اقتصادی و سیاسی برای ایران دارد؟
محرمی: در مورد سوال اول باید عرض کنم که کنترل انصارالله بر سواحل منتهی به بابالمندب، بازی قدرت را کاملاً در این حوزه به هم ریخته و معادله قدرت را تغییر داده است.
قبلاً این تنگه یک مسیر امن بود که قدرتهای غربی از آن استفاده میکردند و در واقع حوزه نفوذ آنها محسوب میشد، اما یمنیها با هدف قرار دادن کشتیهای مرتبط با اسرائیل و حامیان آن، در عمل ثابت کردند که یک نیروی محلی هم میتواند این بازی را به هم بزند و امنیت صددرصدی که قدرتهای غربی برای خودشان در نظر گرفته بودند را از آنها بگیرد.حالا اینکه چرا برای ایران و جبهه مقاومت این تنگه مهم است، به این دلیل است که بابالمندب به معنای واقعی کلمه یک کارت برنده و یک برگ برنده بسیار بزرگ است.
ایران بدون اینکه مستقیماً خودش درگیر جنگ شود، میتواند شریانهای حیاتی حریفش را در دورترین نقاط تهدید کند. این موضوع هم وزن نظامی ایران را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد و هم وزن سیاسی کشور را در هر مذاکرهای بالاتر میبرد.
وقتی امنیت مسیرهای تجاری به خطر میافتد، هزینه بیمه و سوخت کشتیها بهشدت افزایش پیدا میکند و این مسئله باعث میشود اقتصاد رژیم غاصب اسرائیل و کشورهایی که از آن حمایت میکنند تحت فشار قرار بگیرد
موضوع سوم، حوزه اقتصادی است. ما با استفاده از این برگ برنده میتوانیم دشمن را بهشدت تحت فشار قرار دهیم. وقتی امنیت مسیرهای تجاری به خطر میافتد، هزینه بیمه و سوخت کشتیها بهشدت افزایش پیدا میکند و این مسئله باعث میشود اقتصاد رژیم غاصب اسرائیل و کشورهایی که از آن حمایت میکنند تحت فشار قرار بگیرد.
برای نمونه، عربستانیها ناچارند مسیری را که فرضاً کشتیهای نفتکش آنها میتوانستند در چند روز طی کنند، در برخی شرایط از مسیر دماغه امید نیک و در بازهی زمانی بسیار طولانی تری طی کنند و همین مسئله هزینههای گزافی را به آنها تحمیل میکند. خلاصه اینکه بابالمندب دیگر فقط یک تنگه دریایی نیست بلکه تبدیل به یک سلاح بازدارنده شده که محاسبات سیاسی و نظامی قدرتهای بزرگ را کاملاً به هم ریخته است.
تسنیم: با فرض تداوم شرایط فعلی در بابالمندب و تعویق جلسه ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس درباره تنگه هرمز «قدم بعدی» ایران چه باید باشد؟ اولویت راهبردی تهران در این مرحله چیست و چرا؟
محرمی: به نظر میرسد راهبرد ایران در پرونده تنگه هرمز و مذاکرات با عمان، به عنوان طرف مقابل ما در این پرونده، در واقع رسیدن به توافقی بود که با تأیید کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همراه باشد توافقی که از منظر حقوقی و حقوق بینالملل قابل استناد باشد و در آینده بتوان بر مبنای آن، حکمرانی ایران در تنگه هرمز را تثبیت کرد.
اما در وضعیت فعلی که به نظر میرسد عربستانیها تحت فشار رژیم صهیونیستی و آمریکاییها در این حوزه عقب کشیدهاند، به نظر من قدم بعدی و اولویت اصلی ما در پرونده هرمز باید پافشاری بر تثبیت طرح ایران در زمینه عبور و مرور کشتیها، به هر قیمتی باشد.در این شرایط، اهرم کلیدی در دست ما بابالمندب است. پیوند دادن معادله این دو گلوگاه راهبردی میتواند موازنه را به سود ایران تغییر دهد.ایران میتواند با تکیه بر ظرفیتهای خودش در بابالمندب، هزینه چشمپوشی از طرحهایش در هرمز را برای طرفهای مقابل سنگینتر کند.
به عبارت دیگر، تثبیت جایگاه ایران در هرمز دیگر نباید صرفاً از مسیر مذاکره دنبال شود، بلکه باید با ترکیبی از دیپلماسی، بهرهگیری از قدرت مؤثر نظامی و استفاده از کارت برنده بابالمندب این مسیر محقق شود.
قدم بعدی و اولویت اصلی ما در پرونده هرمز باید پافشاری بر تثبیت طرح ایران در زمینه عبور و مرور کشتیها، به هر قیمتی باشد
تثبیت جایگاه ایران در هرمز دیگر نباید صرفاً از مسیر مذاکره دنبال شود، بلکه باید با ترکیبی از دیپلماسی، بهرهگیری از قدرت مؤثر نظامی و استفاده از کارت برنده بابالمندب این مسیر محقق شود
تسنیم: با توجه به اوضاع لبنان و حزب الله چه آینده ای را برای جبهه مقاومت در این منطقه پیشنهاد می کنید؟
محرمی: در مورد اتفاقاتی که اخیراً در لبنان افتاده، باید عرض کنم آسیبهای سنگینی که در سالهای اخیر به جبهه مقاومت وارد شده، میتوانست هر جریان و هر کشوری را دچار فروپاشی کند، اما جبهه مقاومت با محوریت جمهوری اسلامی ایران، علیرغم همه زخمهایی که به آن وارد شده، همچنان استوار ایستاده است.این مسئله ریشه در این دارد که جبهه مقاومت بر دو ستون اصلی استوار است، ستون اسلام و ستون مردم.تا زمانی که مردم و اسلام وجود دارند، ممکن است جریان مقاومت آسیب ببیند و حتی وارد فاز سکوت شود، اما از بین نمیرود.
مثال آن را میتوان در حماس در غزه مشاهده کرد. تا زمانی که مردم در آنجا حضور دارند و تا زمانی که اسلام در آن منطقه وجود دارد، از دل همین مردم مسلمان نیروهایی شکل میگیرند که حماس را زنده نگه میدارند.
البته به هر حال آسیبهای سنگینی به حزبالله وارد شده است و ممکن است حزبالله برای مدتی وارد فاز سکوت شود یا مانند شرایط پس از جنگ 33 روزه، برای مدتی در فاز دفاعی قرار بگیرد و فاز تهاجمی نداشته باشد، اما این به معنای نابودی یا از بین رفتن حزبالله نیست.ضمن اینکه جبهه مقاومت بالهای دیگری نیز دارد. در همین زمان ما شاهد هستیم که یمنیها و انصارالله پیروزیهایی را رقم میزنند که دشمن را شگفتزده میکند.نکته آخر هم اینکه قطعاً ما در آینده مدل جدیدی از جنگ و فعالیت حزبالله را خواهیم دید که همه را شگفتزده خواهد کرد.
تسنیم: آینده درگیریهای مستقیم و غیرمستقیم ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی را چگونه میبینید؟
محرمی: در مورد آینده درگیریهای مستقیم و غیرمستقیم ایران با دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی باید عرض کنم که آمریکاییها و صهیونیستها تمام نقشههایی را که میتوانستند و تمام فرمهای درگیری را که امکان داشت علیه ایران پیاده کنند، آزمایش کردهاند.
به نظر میرسد دشمن به این نتیجه رسیده که تنها راه برای نابودی ایران، قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت است.آنها هر مدل جنگی را که میتوانستند، پیاده کردهاند، جنگ نظامی، جنگ فرهنگی، جنگ دیپلماتیک و همچنین جنگ اقتصادی که فشار آن هم بسیار سنگین شده است.
تمام تلاش دشمن این است که اتفاقاتی را رقم بزند که مردم در برابر نظام جمهوری اسلامی قرار بگیرند و از این طریق بتوانند به تعبیر خودشان، نظامی را که سالها در برابر آنها ایستاده، با چالش مواجه کنند.
تسنیم: چه سناریوهایی برای اوضاع تنگه هرمز و جنگ آمریکا و ایران مشاهده می کنید؟
محرمی: آمریکاییها با توجه به اینکه انتخابات میاندورهای را پیشرو دارند و صهیونیستها نیز با توجه به انتخابات مهمی که در پیش دارند و با توجه به شرایط سیاسی داخلی خودشان، فعلاً به نظر میرسد تمایلی ندارند صحنه جنگ را بیش از این ملتهب کنند.ما هم از این فرصت برای بازسازی، تکمیل سامانههای پدافندی و آزمایش سلاحهای جدیدمان استفاده میکنیم.اما به نظرم این روش و شیوه محاصره دریایی به این شکل نمیتواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و قطعاً از یک جایی به بعد جمهوری اسلامی ایران وارد فاز شکستن نظامی این محاصره خواهد شد و به حول و قوه الهی امیدواریم بتوانیم این محاصره را بشکنیم.
تازمانی که مردم و اسلام وجود دارند، ممکن است جریان مقاومت آسیب ببیند و حتی وارد فاز سکوت شود، اما از بین نمیرود
قطعاً ما در آینده مدل جدیدی از جنگ و فعالیت حزبالله را خواهیم دید که همه را شگفتزده خواهد کرد
علت اینکه تا الان این کار را نکردهایم، این است که تلاش ما این بوده که با هزینه کمتری این محاصره را بشکنیم. اگر میشد از روشهای دیپلماتیک استفاده کرد و این محاصره بدون ورود به مرحله نظامی از بین برود، طبیعتاً این مسیر در اولویت بود، اما به نتیجه نرسیده است.
به نظر میرسد نیروهای مسلح ما در حال تدارک روشهایی هستند که این محاصره دریایی را به هر شکل ممکن بشکنند.
از طرف دیگر، آمریکاییها تمام تلاش خود را میکنند که بر تنگه هرمز مسلط شوند. طرحهای متعددی نیز دارند؛ از موضوع اشغال جزایر گرفته تا استقرار نیرو و امکانات در منطقه و حتی حضور مستقیم در عمان برای مدیریت تنگه هرمز.اما ترس بزرگ آنها این است که هرچقدر به تنگه هرمز و خلیج فارس نزدیکتر شوند، آسیبپذیریشان نیز بیشتر میشود.
در واقع، با نزدیکتر شدن آنها به این منطقه، در دسترس نیروهای ایرانی قرار میگیرند و برای سلاحهای جمهوری اسلامی ایران، هدف قرار دادن آنها آسانتر خواهد شد.
بنابراین معادله هرمز فقط یک موضوع دریایی نیست بلکه مجموعهای از مؤلفههای نظامی، سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک در آن دخیل است و به همین دلیل، تحولات این تنگه میتواند تأثیر مستقیمی بر معادلات منطقهای و حتی فرامنطقهای داشته باشد.
انتهای پیام/
نظرات کاربران