مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

خطای ترامپ در همراهی اسرائیل!

خطای ترامپ در همراهی اسرائیل!
بازدید 2
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، در میانه یکی از پیچیده‌ترین و چندلایه‌ترین تقابل‌های ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر، آنچه بیش از هر چیز نگاه تحلیلگران و ناظران بین‌المللی را به خود جلب کرده، نه صرفاً ابعاد میدانی درگیری، بلکه تغییرات عمیق در «معادلات قدرت» و «ادراک جهانی» از این رویارویی است. تقابلی که در ظاهر، میدان آن به عرصه‌های نظامی و امنیتی محدود می‌شود، اما در واقع، لایه‌های پنهان‌تری از نبرد روایت‌ها، جنگ اراده‌ها و سنجش تاب‌آوری ملت‌ها را در دل خود جای داده است.

در چنین فضایی، تحلیل چرایی ناکامی قدرتی مانند آمریکا در دستیابی به اهداف خود، دیگر با الگوهای کلاسیک جنگ قابل تبیین نیست. این تقابل، بیش از آنکه یک مواجهه صرف نظامی باشد، به صحنه‌ای برای آزمون راهبردها، سنجش سرمایه‌های اجتماعی و ارزیابی میزان اثرگذاری قدرت نرم و سخت کشورها تبدیل شده است. به بیان دیگر، آنچه امروز در حال رخ دادن است، نه فقط یک درگیری، بلکه یک «نقطه عطف» در بازتعریف موازنه قدرت در سطح منطقه‌ای و حتی جهانی به شمار می‌رود.

در این میان، ایران با اتکا به مجموعه‌ای از مؤلفه‌های درهم‌تنیده، از انسجام داخلی گرفته تا توان بازدارندگی و حضور فعال در میدان روایت‌سازی، توانسته تصویری متفاوت از یک بازیگر مقاوم و اثرگذار ارائه دهد؛ تصویری که به‌تدریج در حال تغییر ذهنیت‌های تثبیت‌شده درباره نظم جهانی و جایگاه قدرت‌هاست. همین مسئله موجب شده تا تحلیل این تقابل، از سطح گزارش‌های خبری فراتر رفته و به موضوعی محوری در محافل علمی، رسانه‌ای و راهبردی تبدیل شود.

از سوی دیگر، بازتاب‌های این رخداد در داخل آمریکا و در میان نخبگان غربی نیز نشان می‌دهد که این تقابل، صرفاً یک چالش خارجی برای واشنگتن نیست، بلکه نشانه‌هایی از یک بحران عمیق‌تر در نظام تصمیم‌سازی و حتی مشروعیت سیاسی این کشور را نمایان کرده است. شکاف‌های داخلی، اختلاف‌نظرها در سطوح حاکمیتی و افزایش تردیدها نسبت به کارآمدی سیاست‌های مداخله‌گرایانه، همگی بر پیچیدگی این معادله افزوده‌اند.

مصطفی طاهری، نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم به تبیین دقیق‌تر مؤلفه‌هایی بپردازد که این تقابل را به یک نقطه تعیین‌کننده در تحولات معاصر تبدیل کرده است.

تسنیم: آقای طاهری، در ابتدای بحث، ارزیابی کلی شما از دلایل شکست آمریکا در این تقابل چیست؟ آیا این شکست صرفاً نظامی است یا ابعاد گسترده‌تری دارد؟

طاهری: اگر بخواهیم از یک نگاه سطحی عبور کنیم و وارد تحلیل عمیق‌تری شویم، باید تأکید کنم که آنچه امروز رخ داده، صرفاً یک ناکامی نظامی نیست، بلکه یک شکست چندلایه و ساختاری برای آمریکاست. این شکست در سه سطح قابل بررسی است؛ سطح میدانی، سطح راهبردی و سطح ادراکی یا همان جنگ روایت‌ها.

در سطح میدانی، آمریکا و متحدانش نتوانستند به اهداف اعلامی و حتی اهداف پنهان خود دست پیدا کنند. در سطح راهبردی، طراحی آن‌ها برای ایجاد یک بی‌ثباتی داخلی و فروپاشی از درون، به‌طور کامل با شکست مواجه شد. اما مهم‌تر از این دو، سطح ادراکی است؛ جایی که تصویر شکست‌ناپذیری آمریکا در ذهن افکار عمومی جهان به‌شدت آسیب دیده است.

در این میان، همان‌طور که اشاره کردم، یک مثلث تعیین‌کننده شکل گرفت؛ انسجام ملی، قدرت بازدارندگی نظامی و همراهی افکار عمومی جهانی. این سه مؤلفه نه‌تنها مکمل یکدیگر بودند، بلکه یکدیگر را تقویت کردند و عملاً فضایی ایجاد کردند که آمریکا در آن دچار «انسداد راهبردی» شد؛ یعنی نه می‌تواند پیشروی کند و نه امکان عقب‌نشینی آبرومندانه برایش فراهم است.

تسنیم: به نقش مردم اشاره کردید. این حضور مردمی دقیقاً چه تأثیری بر معادلات جنگ گذاشت؟

طاهری: نقش مردم را باید فراتر از یک حضور نمادین تحلیل کرد. آنچه در این مقطع اتفاق افتاد، یک «بازتولید سرمایه اجتماعی در شرایط بحران» بود. در بسیاری از سناریوهای جنگی که توسط اندیشکده‌های غربی طراحی می‌شود، فرض بر این است که با افزایش فشار خارجی، شکاف‌های داخلی فعال می‌شوند و جامعه دچار واگرایی می‌شود؛ اما در ایران دقیقاً عکس این اتفاق رخ داد.

مردم نه‌تنها دچار انفعال نشدند، بلکه به یک عنصر فعال و تعیین‌کننده تبدیل شدند. حضور مستمر در صحنه، حمایت از ساختار حاکمیتی و بی‌اعتنایی به عملیات روانی دشمن، عملاً ستون اصلی راهبرد «آشوب از درون» را فرو ریخت.

به بیان ساده‌تر، دشمن روی یک «دوگانه‌سازی خطرناک» حساب کرده بود؛ حمله از بیرون و انفجار از درون. اما وقتی درون جامعه منسجم باقی بماند، فشار بیرونی نیز کارایی خود را از دست می‌دهد. این همان نقطه‌ای است که معادلات را به نفع ایران تغییر داد.

تسنیم: بازتاب این وضعیت در سطح بین‌المللی چگونه بوده است؟ آیا می‌توان گفت نگاه جهانی نسبت به این تقابل تغییر کرده؟

طاهری: بله، این نکته بسیار مهم است. ما شاهد یک تغییر تدریجی اما معنادار در نگاه نخبگان و افکار عمومی جهان هستیم. بسیاری از تحلیل‌گران بین‌المللی به این نتیجه رسیده‌اند که مدل سلطه‌گری آمریکا دیگر کارایی گذشته را ندارد.

وقتی اساتید دانشگاه‌ها، نظریه‌پردازان علوم سیاسی و حتی برخی چهره‌های منتقد غربی، از «آغاز افول اقتدار آمریکا» سخن می‌گویند، این صرفاً یک موضع‌گیری احساسی نیست، بلکه مبتنی بر داده‌ها و تحولات میدانی است.

نکته مهم‌تر این است که روایت ایران در این تقابل، توانسته در بخشی از افکار عمومی جهان نفوذ کند. یعنی ایران صرفاً در میدان نظامی عمل نکرده، بلکه در میدان روایت‌سازی نیز موفق بوده است. این موضوع برای کشوری مانند آمریکا که همواره بر برتری رسانه‌ای تکیه داشته، یک شکست جدی محسوب می‌شود.

تسنیم: به ظرفیت‌های داخلی ایران اشاره کردید. این ظرفیت‌ها چگونه توانستند در چنین شرایطی به کمک کشور بیایند؟

طاهری: یکی از اشتباهات محاسباتی آمریکا این بود که ایران را صرفاً از زاویه تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی تحلیل می‌کرد. در حالی که واقعیت این است که ایران طی سال‌های اخیر، یک «مدل تاب‌آوری فعال» را تجربه کرده است.

این مدل مبتنی بر چند محور است؛ خودکفایی نسبی در حوزه‌های راهبردی، پیشرفت‌های علمی در حوزه‌های پیشرفته مانند فناوری‌های نوین، و توسعه توان دفاعی بومی. این‌ها باعث شده که کشور در برابر تکانه‌های بیرونی آسیب‌پذیر نباشد.

از سوی دیگر، قدرت نظامی ایران صرفاً در تجهیزات خلاصه نمی‌شود، بلکه در دکترین دفاعی آن نهفته است؛ دکتری که مبتنی بر بازدارندگی هوشمند، جنگ نامتقارن و استفاده از عمق راهبردی منطقه‌ای است. این ترکیب، یک مزیت جدی برای ایران ایجاد کرده که در این تقابل به‌خوبی خود را نشان داد.

تسنیم: وضعیت داخلی آمریکا را در این شرایط چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا نشانه‌هایی از بحران در داخل این کشور دیده می‌شود؟

طاهری: کاملاً. یکی از شاخص‌ترین نشانه‌های شکست آمریکا، بروز شکاف‌های داخلی است. ما با پدیده‌ای مواجه هستیم که می‌توان آن را «فرسایش اجماع سیاسی» نامید.

وقتی بخش قابل توجهی از افکار عمومی با یک جنگ مخالف هستند، وقتی نخبگان سیاسی و رسانه‌ای به‌صورت گسترده آن را زیر سؤال می‌برند، و وقتی حتی در درون ساختار قدرت شاهد استعفا و اختلاف هستیم، این‌ها همه نشانه‌های یک بحران عمیق است.

نکته مهم اینجاست که این بحران صرفاً مقطعی نیست، بلکه ریشه در تضاد منافع، خستگی از جنگ‌های طولانی و کاهش اعتماد عمومی به تصمیم‌گیران دارد. به همین دلیل، ادامه این مسیر برای آمریکا بسیار پرهزینه خواهد بود.

تسنیم: واکنش نخبگان و چهره‌های مطرح آمریکایی را چگونه تحلیل می‌کنید؟

طاهری: حجم و گستره این واکنش‌ها بسیار قابل توجه است. وقتی از نمایندگان کنگره گرفته تا رؤسای‌جمهور سابق و رسانه‌های جریان اصلی، همگی نسبت به یک تصمیم انتقاد دارند، این نشان می‌دهد که آن تصمیم از حداقل اجماع نخبگانی نیز برخوردار نیست.

این موضوع از یک جهت دیگر هم اهمیت دارد؛ اینکه مشروعیت تصمیم‌گیری در آمریکا دچار خدشه شده است. یعنی حتی اگر از منظر قدرت سخت بتوانند اقداماتی انجام دهند، از نظر مشروعیت سیاسی و اخلاقی با چالش جدی مواجه هستند.

تسنیم: نقش تصمیمات ترامپ در این روند چه بوده است؟

طاهری: به‌نظر می‌رسد که بخشی از این وضعیت ناشی از رویکردهای شخص‌محور و غیرمحاسبه‌شده در سطح مدیریت کلان آمریکا است. تصمیماتی که بیشتر مبتنی بر هیجان یا محاسبات کوتاه‌مدت هستند تا تحلیل‌های دقیق راهبردی.

ورود به یک تقابل پرهزینه بدون در نظر گرفتن تبعات آن، اعتماد بیش از حد به برخی بازیگران منطقه‌ای و نادیده گرفتن واقعیت‌های میدانی، همگی باعث شد که این تصمیم به یک خطای تاریخی تبدیل شود. این موضوع نه‌تنها به جایگاه آمریکا آسیب زد، بلکه اعتبار شخصی تصمیم‌گیرندگان را نیز زیر سؤال برد.

تسنیم: در حوزه نظامی، ایران چگونه توانست موازنه را تغییر دهد؟

طاهری: ایران در سال‌های اخیر به یک سطح قابل توجه از توان بازدارندگی رسیده است. این توان شامل ترکیبی از دقت، برد، انعطاف‌پذیری و تنوع در ابزارهای نظامی است.

اما نکته مهم‌تر این است که این توانمندی‌ها در چارچوب یک راهبرد مشخص به کار گرفته می‌شوند. یعنی صرفاً داشتن ابزار مهم نیست، بلکه نحوه استفاده از آن‌ها تعیین‌کننده است. ایران نشان داد که می‌تواند با حداقل هزینه، حداکثر تأثیر را ایجاد کند.

از سوی دیگر، استفاده مرحله‌ای از ظرفیت‌ها و عدم به‌کارگیری کامل توان، یک پیام مهم نیز دارد؛ اینکه هنوز گزینه‌های متعددی روی میز وجود دارد. این خود به‌نوعی یک ابزار بازدارندگی محسوب می‌شود.

تسنیم: برخی معتقدند دشمن در برخی حوزه‌ها برتری دارد؛ آیا این موضوع تأثیری در نتیجه داشته؟

طاهری: در هر تقابلی، طرفین دارای نقاط قوت و ضعف هستند. ممکن است دشمن در برخی حوزه‌ها مانند فناوری‌های خاص یا زیرساخت‌های فضایی برتری‌هایی داشته باشد، اما جنگ صرفاً به این مؤلفه‌ها محدود نمی‌شود.

آنچه تعیین‌کننده است، توان تبدیل منابع به قدرت مؤثر است. ایران توانسته با بهره‌گیری از مزیت‌های منطقه‌ای، شناخت دقیق از محیط و استفاده هوشمندانه از ابزارها، این برتری‌های نسبی را خنثی کند.

تسنیم: در حال حاضر وضعیت دشمن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

طاهری: شواهد نشان می‌دهد که دشمن در یک وضعیت پیچیده و تا حدی متناقض قرار گرفته است. از یک سو نمی‌خواهد عقب‌نشینی کند، چون این موضوع به معنای پذیرش شکست است؛ و از سوی دیگر، ادامه مسیر نیز برایش هزینه‌زاست.

این وضعیت را می‌توان نوعی «بن‌بست راهبردی» دانست. اقداماتی که در این شرایط انجام می‌شود، معمولاً فاقد انسجام و مبتنی بر واکنش‌های مقطعی است، نه یک برنامه‌ریزی دقیق.

تسنیم: در پایان، آینده این تقابل را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

طاهری: با توجه به مجموعه متغیرهایی که به آن‌ها اشاره شد، می‌توان گفت که کفه ترازو به‌تدریج به نفع ایران در حال سنگین‌تر شدن است. ادامه این روند برای آمریکا نه‌تنها دستاوردی نخواهد داشت، بلکه می‌تواند هزینه‌های بیشتری را نیز به آن تحمیل کند.

در مقابل، ایران با تکیه بر انسجام داخلی، توان دفاعی و مشروعیت بین‌المللی، مسیر خود را با قدرت ادامه خواهد داد. اگر شرایط ایجاب کند، پاسخ‌ها نیز متناسب و قاطع خواهد بود.

به نظر می‌رسد در نهایت، این تقابل به سمتی خواهد رفت که آمریکا ناچار به بازنگری در محاسبات خود و پذیرش واقعیت‌های جدید شود؛ واقعیت‌هایی که نشان می‌دهد دوران یک‌جانبه‌گرایی به پایان خود نزدیک شده است.

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *