به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، شهادت، اوج پرواز پروانههایی است که در مکتب عشق الهی بال و پر گشودهاند. خانوادههای شهدا ستونهای استوار این فرهنگ و روایتگران صادق مسیر ایثارند. در گفتوگویی با پدر و مادر شهید ابوالفضل قیاسوند، بخشهایی از زندگی، باورها و انتخابهای این جوان نخبه روایت شده است؛ جوانی که علم، ایمان و عشق به وطن را در کنار هم معنا کرد.
شهید ابوالفضل قیاسوند، دانشجوی 22 ساله مهندسی هوافضا، از جمله جوانانی بود که مسیر خدمت به کشور را آگاهانه انتخاب کرد. او در خانوادهای مذهبی و انقلابی پرورش یافت و از همان سالهای کودکی نشانههایی از هوش بالا، مسئولیتپذیری و روحیه خدمت در او دیده میشد. خانوادهاش او را جوانی مؤدب، کمحرف اما مصمم توصیف میکنند که علاقهای عمیق به ارزشهای دینی و ملی داشت.
در همین راستا خبرنگار تسنیم با پدر و مادر این شهید گفتوگویی انجام داده است تا روایت زندگی، آرمانها و ویژگیهای شخصیتی این جوان نخبه را از زبان نزدیکترین افراد به او بازگو کند. آنچه در ادامه میخوانید مشروح این گفتوگو است:

کودکی با روحیهای متفاوت
سعید قیاسوند، پدر شهید و بازنشسته نیروهای مسلح، در ابتدای این گفتوگو با اشاره به دوران کودکی فرزندش میگوید: ابوالفضل از همان کودکی روحیهای ویژه و شخصیتی متفاوت داشت. علاقهمند به مسجد، پایگاههای مقاومت و فعالیتهای فرهنگی بود و در سنین کم، فراتر از سن واقعی خود میفهمید و تحلیل میکرد. من با اینکه پدرش بودم، در بسیاری از تصمیمها با او مشورت میکردم. اطلاعات عمومی بسیار بالایی داشت و همین تواناییها باعث شد بعدها با علاقه زیاد وارد حوزه هوافضا شود، در دانشگاه رتبه نخست را به دست بیاورد و جزو نخبگان قرار بگیرد.
او ادامه میدهد: همیشه تلاش میکرد کارها را بهترین شکل ممکن انجام دهد و من از سالها قبل احساس میکردم که ابوالفضل در زمره انسانهای خاص و برگزیده است.
نامی که با احترام زندگی کرد
پدر شهید با اشاره به زمان تولد فرزندش میگوید: ابتدا بگذارید گریزی به تولد دختر بزرگترم بزنم. ماجرا برای خانواده ما خاص بود؛ تقریباً دو هفته از زمانی که برای تولد دخترمان تعیین شده بود می گذشت و هنوز به دنیا نیامده بود تا اینکه دقیقاً همان شب نیمهشعبان متولد شد و نام او را مهدیه گذاشتیم. دو سال بعد ابوالفضل به دنیا آمد. همسرم علاقه زیادی به حضرت ابوالفضل داشت و همین باعث شد نام پسرمان را ابوالفضل بگذاریم. او نیز در تمام زندگیاش احترام این نام را نگه میداشت؛ پسری باادب، باوقار و دارای شخصیتی بسیار متین.
نخبهای با روحیه خدمت
پدر شهید درباره ویژگیهای تحصیلی و اخلاقی فرزندش میگوید: ابوالفضل ضریب هوشی بسیار بالایی داشت و همیشه جزو نخبهها محسوب میشد. به صداقت پایبند بود، هیچوقت دروغ نمیگفت و حجبوحیای خاصی داشت. به همه احترام میگذاشت. حتی رسم همیشگیاش این بود که وقتی از سر کار برمیگشت، با احترام دست مادرش را میبوسید. علاوه بر تحصیل، در گروههای جهادی هم فعالیت میکرد و همیشه احساس مسئولیت اجتماعی داشت.
انتخاب آگاهانه مسیر هوافضا
با وجود قبولی در مسیرهای مختلف تحصیلی و شغلی، ابوالفضل تصمیم گرفت در حوزه هوافضا فعالیت کند. پدر شهید درباره این انتخاب میگوید: انتخاب او کاملاً بر مبنای علاقه قلبی بود و تصمیمی بود که خودش گرفت. شاید از بیرون مسیرهای دیگر از نظر مالی یا رفاهی بهتر به نظر میرسید، اما او راهی را انتخاب کرد که احساس میکرد مسیر خدمت واقعی و هدفمند است.
او همچنین از دوستی نزدیک فرزندش با شهید محمدمهدی زواری یاد میکند و میگوید: او دوستی بسیار نزدیک به نام محمدمهدی زواری داشت که اهل ورامین بود و این دو نفر با اختلاف یک روز به سرنوشت مشترک رسیدند. رابطه قلبی و معنویشان به حدی بود که گویی راهشان را کنار هم انتخاب کرده بودند.
ایمان، تلاش و عشق به وطن
پدر شهید معتقد است مجموعهای از ویژگیهای اخلاقی و اعتقادی، مسیر زندگی ابوالفضل را شکل داده بود. او میگوید: اخلاق، ویژگیهای شخصیتی و عشق عمیق به وطن در وجودش ریشه داشت. هرچند در مسیرهای مختلف علمی و حرفهای پذیرفته شده بود، اما قلباً انتخاب کرد در حوزه هوافضا خدمت کند و احساس میکرد وظیفهاش این است.
وقتی دستاوردهای هوافضایی را میبینم
پدر شهید درباره احساس خود هنگام مشاهده دستاوردهای دفاعی کشور میگوید: همیشه همراه با اشک، احساس غرور میکنم. انگار انرژی تازهای در وجودم جاری میشود. حس میکنم راه شهیدان ادامه دارد و ما با قدمهایی که برداشته شده به آیندهای روشنتر نزدیک میشویم.
او در ادامه بر اهمیت همبستگی ملی تأکید کرده و میگوید: ملتها با یکدیگر متفاوتاند و هر جامعهای پشتوانهای از فرهنگ و تاریخ دارد. مردم ایران اگر متحد باشند، میتوانند در مسیر پیشرفت و سربلندی حرکت کنند. ما در کنار مردم و ارزشها میایستیم.
پیام پدر شهید
پدر شهید قیاسوند در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت ادامه راه شهدا میگوید: پیام من پایداری، همدلی و حفظ امید است. ما باید راه کسانی را که برای ارزشها و آرمانهایشان زندگی کردند و جان دادند ادامه دهیم. اگر مردم کنار هم باشند، هیچچیز نمیتواند مانع پیشرفت شود.
او همچنین تأکید میکند: ما خون دادیم. برای وجب به وجب خاک ایران شهید دادهایم. امثال ابوالفضلها زیاد رفتند، اما نباید بگذاریم خون این شهیدان پایمال شود.
خاطرهای از مسئولیتپذیری شهید
پدر شهید در بیان یکی از خاطرات فرزندش میگوید: در یکی از شبها اعلام کردند چه کسی حاضر است نگهبانی بدهد. بچهها خسته بودند اما ابوالفضل داوطلب شد. آن شب در سرما حدود ساعت چهار صبح چند خودرو نزدیک شدند. او اجازه ورود نداد و گفت بدون مجوز امکان ورود نیست. بعد مشخص شد که در یکی از خودروها شهید حاجیزاده حضور دارد.
او ادامه میدهد: وقتی بازگشتند، شهید حاجیزاده دستش را روی شانه ابوالفضل گذاشت و گفت: مملکت ما به جوانانی مثل شما نیاز دارد. همانطور که اجازه ندادی کسی بدون مجوز وارد شود، اجازه نده دشمن هم به کشور وارد شود. بعدها نیز تقدیرنامهای از سوی آن شهید عزیز برای ابوالفضل صادر شد.

واکنش پدر به شهادت فرزند
پدر شهید درباره لحظه شنیدن خبر شهادت فرزندش میگوید: از یک طرف میگویم خوش به حالش که در جوانی به شهادت رسید، اما داغ جوان بسیار سنگین است. هر وقت دلم میگیرد، به مصیبتهای حضرت زینب(س) فکر میکنم و خودم را با اهل مصیبت کربلا تطبیق میدهم و همین برایم مرهمی میشود.
او همچنین درباره رابطه عاطفی خود با فرزندش میگوید: به دلیل رفاقتی که با هم داشتیم، او را “ابوالفضل باصفا” صدا میکردم.
روایت مادر از زندگی شهید
در ادامه این گفتوگو، بهار قیاسوند، مادر شهید نیز از زندگی فرزندش میگوید: ابوالفضل در تاریخ 8 خرداد 1382 در نهاوند به دنیا آمد. محل سکونت ما در پارچین، شهرک نظامی بود. او در رشته مهندسی هوافضا تحصیل میکرد و جزو دانشجویان نخبه و درسخوان بود. با وجود اینکه در رشته پرستاری بیمارستان بقیهالله و همچنین وزارت اطلاعات پذیرفته شده بود، به دلیل علاقهای که داشت تصمیم گرفت مسیر هوافضا را انتخاب کند.
او ادامه میدهد: ابوالفضل کمحرف بود اما بسیار اهل عمل. کتابهای زیادی درباره شهدا و دفاع مقدس میخواند و همیشه احساس میکرد مسئولیتی بر دوش دارد.
فعالیتهای جهادی در مناطق محروم
مادر شهید از فعالیتهای جهادی فرزندش نیز یاد میکند و میگوید: او به مناطق مختلفی مثل مریوان، سردشت کردستان و سیستان و بلوچستان میرفت و در کارهای جهادی شرکت میکرد. در ابتدا چیزی از کارهایش نمیگفت، اما بعدها از دوستانش شنیدم که در این مناطق بسیار فعال بوده است.
رابطه عاطفی مادر و پسر
به گفته مادر شهید، رابطه عاطفی میان او و فرزندش بسیار عمیق بوده است: ابوالفضل فرزند دوم من بود و وابستگی خاصی به او داشتم. هرجا میخواست برود او را در آغوش میگرفتم. هنوز هم هر شب به عکسش نگاه میکنم و این کار آرامم میکند.
آخرین دیدار
مادر شهید با یادآوری آخرین دیدار با فرزندش میگوید: آخرین بار که او را دیدم سرما خورده بود. میخواستم او را در آغوش بگیرم اما اجازه نداد تا من بیمار نشوم. اکنون حسرت همان آغوش در دلم مانده است.
خبر شهادت
او درباره لحظه اطلاع از شهادت فرزندش میگوید: به دلیل شدت جراحات، شناسایی پسرم دشوار شده بود و حدود 24 ساعت از شهادتش بیخبر بودیم. زمانی که خبر را شنیدم داغ سنگینی بر دلم نشست، اما به راهی که انتخاب کرده بود افتخار میکنم.
پیام مادر شهید به مردم
مادر شهید در پایان این گفتوگو میگوید: پیام من به مردم این است که قدر این جوانان برومند را بدانند و همیشه پشتیبان ارزشهایی باشند که امنیت کشور بر پایه آنها شکل گرفته است.
شهید ابوالفضل قیاسوند از جمله جوانان نخبهای بود که علم، ایمان و مسئولیتپذیری را در کنار هم معنا کرد و در نهایت جان خود را در مسیر دفاع از امنیت و سربلندی کشور فدا کرد؛ جوانی که نامش در کنار دیگر شهدای این سرزمین، یادآور تعهد نسل تازهای از مدافعان ایران است. یاد و نامش در کنار ایران پاینده باد.
گزارش از حاجی قربان قنبری خرم
انتهای پیام/
نظرات کاربران