خبرگزاری مهر، گروه استان ها، زهرا ژرفی مهر: در شرایطی که تابآوری کشورها در برابر بحرانها بیش از هر زمان دیگری به میزان انسجام اجتماعی و سرمایههای درونی آنها وابسته است، موضوع وحدت ملی و مقاومت مردمی به یکی از محورهای مهم تحلیلهای سیاسی تبدیل شده است. در همین راستا، سید جلال موسوی شربیانی عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه تبریز و هادی دادگر فعال سیاسی در گفتوگوهایی جداگانه به بررسی نقش انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و ایستادگی ملت ایران در تقویت ظرفیت حکمرانی و تغییر برخی محاسبات تحلیلی درباره آینده کشور پرداختند.

وحدت ملی؛ سرمایه استراتژیک در نظریه دولت–ملت
سید جلال موسوی شربیانی عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه تبریز در گفتوگو با خبرنگار مهر، با اشاره به نقش وحدت ملی در چارچوب نظریههای دولت–ملت اظهار کرد: در نظریه «نیشن استیت» وحدت ملی صرفاً یک مفهوم احساسی نیست بلکه به عنوان یک سرمایه استراتژیک برای اداره کشور و عبور از چالشها شناخته میشود.
وی توضیح داد: زمانی که جامعه از انسجام و وحدت برخوردار باشد، هزینههای حکمرانی کاهش مییابد؛ زیرا دولت دیگر ناچار نیست بخش قابل توجهی از منابع خود را صرف مدیریت تنشها یا کنترل اختلافات داخلی کند و در نتیجه منابع انسانی و مالی کشور میتواند مستقیماً در مسیر توسعه و بهبود زیرساختها به کار گرفته شود.
کاهش هزینههای حکمرانی در سایه انسجام اجتماعی
این استاد علوم سیاسی ادامه داد: یکی از پیامدهای مهم وحدت ملی کاهش هزینههای حکمرانی است. در شرایطی که جامعه متحد باشد، دولت میتواند منابع خود را به جای مدیریت بحرانهای داخلی، صرف توسعه اقتصادی، ساخت زیرساختها و ارتقای کیفیت خدمات عمومی کند.
وی برای روشنتر شدن این موضوع مثالی ساده مطرح کرد و گفت: اگر خانوادهای در بحران مالی به جای همکاری و همدلی مدام به دنبال مقصر بگردد، نه تنها مشکل حل نمیشود بلکه زمان و منابع نیز از دست میرود. اما اگر اعضای خانواده متحد شوند، میتوانند با همفکری و تلاش مشترک از بحران عبور کنند. در سطح ملی نیز همین منطق برقرار است.
وحدت ملی و افزایش قدرت مقابله با تهدیدات خارجی
موسوی شربیانی همچنین تأکید کرد: وحدت ملی ظرفیت پاسخگویی کشور در برابر تهدیدات خارجی را افزایش میدهد. جامعهای که از انسجام برخوردار باشد در برابر فشارها و تهدیدات خارجی به شکل یک جبهه واحد عمل میکند و همین مسئله مانع از سوءاستفاده دشمنان از شکافهای داخلی میشود.
وی افزود: علاوه بر این، وحدت ملی امکان اجرای سیاستهای بلندمدت را برای دولتها فراهم میکند؛ زیرا در چنین شرایطی دولتها میتوانند بدون نگرانی از تنشهای هویتی یا اختلافات داخلی، برنامههای توسعهای خود را دنبال کنند.
مشروعیت اجتماعی؛ پایه اعتماد عمومی به نهادهای حکمرانی
این عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز در ادامه با اشاره به دیدگاههای نظری در علوم سیاسی گفت: مطالعات مختلف از جمله آثار ماکس وبر نشان میدهد میان مشروعیت اجتماعی و اعتماد عمومی به نهادهای حکمرانی رابطهای مستقیم وجود دارد.
وی توضیح داد: مشروعیت به معنای پذیرش عمومی حق حاکمیت است. زمانی که مردم نهادهای مدیریتی و سیاسی را مشروع بدانند، حتی اگر با برخی تصمیمها موافق نباشند، همچنان به اصل نظام سیاسی اعتماد دارند و همین مسئله از بروز بحرانهای عمیق اجتماعی جلوگیری میکند.

از اعتماد عمومی تا شکلگیری انسجام اجتماعی
موسوی شربیانی ادامه داد: اعتماد عمومی به نهادها باعث کاهش هزینههای نظارت و کنترل در جامعه میشود. وقتی مردم به قوانین و ساختارهای حکمرانی اعتماد داشته باشند، همکاری داوطلبانه در جامعه افزایش مییابد و همین همکاری به تدریج به انسجام اجتماعی تبدیل میشود.
وی برای توضیح این موضوع به مثال سادهای اشاره کرد و گفت: وقتی رانندگان در خیابان پشت چراغ قرمز میایستند، در واقع به قانون و نهادهای اجرایی اعتماد دارند. همین اعتماد به تدریج نظم و انسجام اجتماعی را شکل میدهد.
روایتهای جمعی؛ چسب هویتهای ملی
این استاد علوم سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش روایتهای جمعی در تقویت هویت ملی اشاره کرد و گفت: روایتهای جمعی مانند چسبی هستند که هویتهای گوناگون را در قالب یک هویت ملی به هم پیوند میدهند.
وی افزود: این روایتها به جامعه معنا میدهند و مسیر حرکت آن را مشخص میکنند. روایتهای موفق معمولاً بر تاریخ مشترک، تجربههای مشترک و حتی رنجهای مشترک تأکید دارند و همین امر موجب تقویت همبستگی ملی میشود.
مدیریت بحران؛ تفاوت رفتارهای انسجامساز و گسستزا
موسوی شربیانی با اشاره به نحوه مدیریت بحرانها گفت: در شرایط بحران، رفتار ساختارهای حکمرانی میتواند یا به افزایش انسجام اجتماعی منجر شود یا شکافهای اجتماعی را تشدید کند.
وی توضیح داد: پنهانکاری، نبود شفافیت و متهم کردن منتقدان از جمله رفتارهایی است که میتواند اعتماد عمومی را تضعیف کند. در مقابل، شفافیت در اطلاعرسانی، عدالت در توزیع منابع و حضور فعال مسئولان در کنار مردم از مهمترین عوامل تقویت همبستگی اجتماعی در شرایط بحران است.
سرمایه اجتماعی؛ پشتوانه قدرت ملی
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به مفهوم سرمایه اجتماعی گفت: سرمایه اجتماعی مجموعهای از شبکهها، هنجارها و اعتماد میان مردم و نهادهای حکومتی است و هرچه این سرمایه بیشتر باشد، جامعه در برابر بحرانها تابآوری بیشتری خواهد داشت.
وی افزود: جامعهای که از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار باشد در برابر فشارهای اقتصادی، امنیتی یا سیاسی سریع دچار فروپاشی نمیشود و همین تابآوری در عرصه بینالمللی به عنوان قدرت نرم و ثبات سیاسی شناخته میشود.
شفافیت و گفتوگو؛ راهی برای جلوگیری از قطببندی اجتماعی
موسوی شربیانی در ادامه با اشاره به نظریههای ارتباطات سیاسی اظهار کرد: در عصر اطلاعات، نبود شفافیت میتواند زمینهساز گسترش شایعات و نظریههای توطئه شود.
وی گفت: شفافیت، پاسخگویی و گفتوگو میان گروههای مختلف اجتماعی میتواند فضای سیاسی را از رقابتهای تنشزا به سمت حل مسئله سوق دهد و مانع از شکلگیری دو قطبیهای اجتماعی شود.
عدالت و حاکمیت قانون؛ پایههای وحدت پایدار
این استاد علوم سیاسی در پایان با جمعبندی عوامل تقویت وحدت ملی گفت: عدالت توزیعی، حاکمیت قانون، ساختارهای سیاسی فراگیر، آموزش مدنی و شفافیت نهادهای حکمرانی از مهمترین مؤلفههایی هستند که میتوانند انسجام پایدار در یک جامعه ایجاد کنند.
وی تأکید کرد: همانطور که یک ساختمان برای مقاومت در برابر زلزله به فونداسیون و ستونهای محکم نیاز دارد، یک جامعه نیز برای حفظ ثبات و وحدت به عدالت، قانون و اعتماد عمومی نیازمند است.

مقاومت ایران معادلات تحلیلگران را تغییر داد
در ادامه این گزارش، هادی دادگر فعال سیاسی نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به تحولات اخیر اظهار کرد: ایران پس از چهل روز جنگ نابرابر وارد مرحلهای شده است که بسیاری از تحلیلگران و استراتژیستهای داخلی و خارجی در حال بازنگری در پیشبینیهای خود هستند.
وی افزود: این جنگ تحمیلی با وجود خسارتهای مادی و معنوی فراوان، دستاوردهای راهبردی مهمی نیز برای ملت ایران به همراه داشت که مهمترین آن شکستن تصور «فروپاشی سریع» ایران بود.
فروپاشی فرضیه «پیروزی سریع»
دادگر با اشاره به تحلیلهای پیشین برخی محافل سیاسی و رسانهای گفت: پیش از آغاز این جنگ، برخی تصور میکردند که ایران در صورت مواجهه با حمله گسترده خارجی در مدت کوتاهی تسلیم خواهد شد، اما مقاومت جامعه و ساختارهای کشور این پیشبینی را با چالش جدی روبهرو کرد.
وی تأکید کرد: امروز بسیاری از تحلیلگران بینالمللی در حال بازنگری در این فرضیات هستند و به اشتباه بودن برخی محاسبات پیشین اذعان میکنند.
ایستادگی در شرایط نابرابر
این فعال سیاسی با اشاره به شرایط جنگی اخیر اظهار کرد: ایران در حالی وارد این نبرد شد که با فشارهای گسترده سیاسی، اقتصادی و امنیتی مواجه بود و همزمان با تحریمهای شدید اقتصادی نیز روبهرو بود.
وی افزود: با وجود این شرایط، مقاومت و ایستادگی جامعه ایرانی موجب شد بسیاری از محاسبات نظامی و سیاسی درباره توان تابآوری کشور مورد بازنگری قرار گیرد.
مقاومت ملی و بازتعریف معادلات قدرت
دادگر ادامه داد: ایستادگی مردم ایران در این شرایط نشان داد که صرف برتری نظامی یا اقتصادی نمیتواند سرنوشت یک ملت را تعیین کند و اراده اجتماعی و انسجام ملی نیز نقش تعیینکنندهای در معادلات قدرت دارد.
وی خاطرنشان کرد: تجربه این دوره نشان داد که نظامهای سیاسی ریشهدار که از پشتوانه اجتماعی برخوردارند، در برابر فشارهای بیرونی از ظرفیت بالایی برای مقاومت برخوردار هستند.
پیام یک تجربه تاریخی
دادگر در پایان تأکید کرد: تجربه این جنگ نشان داد که ملتها میتوانند حتی در شرایط دشوار نیز از استقلال و سرزمین خود دفاع کنند.
وی گفت: پیام این تجربه تاریخی روشن است؛ اراده و مقاومت یک ملت میتواند بسیاری از معادلات پیشبینیشده در عرصه سیاست و امنیت بینالملل را تغییر دهد.
نظرات کاربران