مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

صیانت از افکار عمومی و راهبردهای اقناع‌گری علوی؛مواجهه با جنگ روانی

صیانت از افکار عمومی و راهبردهای اقناع‌گری علوی؛مواجهه با جنگ روانی
بازدید 3

به گزارش خبرنگار مهر،در نظام سیاسی نهج‌البلاغه، افکار عمومی و ذهنیت توده مردم ، میدان اصلی نبرد میان حق و باطل است. امیرالمؤمنین علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر و دیگر مکاتبات خود، به خوبی تبیین می‌کنند که دشمن برای فروپاشی یک نظام، پیش از تهاجم نظامی، به ترور شخصیت کارگزاران و ایجاد بدبینی در میان مردم متوسل می‌شود. شایعات در این میان، سلاح‌های نامرئی دشمن هستند که هدفشان تخریب اعتماد متقابل میان حاکم و امت است. این گزارش به واکاوی راهبردهای امام علی (ع) در مواجهه با جنگ روانی، روش‌های رفع سوءظن مردم و هنر اقناع‌گری در حکمرانی اسلامی می‌پردازد.

یکی از محوری‌ترین دستورات امام علی (ع) در نامه ۵۳، لزوم پاسخگویی صریح و مستقیم حاکم به ابهامات مردم است. ایشان خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند: «وَ إنْ ظَنَّت الرَّعیَّةُ بکَ حَیْفاً فَأَصْحرْ لَهُمْ بعُذْرکَ وَ اعْدلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بإصْحَارکَ». عبارت «فاصحر» از ریشه «صحراء» به معنای آشکار کردن و بردن مسئله به فضای باز و شفاف است. امام معتقدند اگر مردم نسبت به تصمیمی از سوی حاکمیت دچار بدبینی شدند یا گمان ستم بردند، حاکم نباید با تکبر از کنار آن بگذرد، بلکه باید با صراحت عذر و دلیل خود را برای مردم تبیین کند. این شفافیت، راه را بر شایعه‌سازانی که در پی صید از آب گل‌آلود هستند، می‌بندد. از منظر نهج‌البلاغه، حاکمی که با مردم خود صادق است، زرهی پولادین در برابر جنگ روانی دشمن بر تن دارد.

مدیریت سوءظن و بازسازی اعتماد عمومی

دشمن در جنگ روانی، بر روی «نقاط کور» اطلاعاتی مردم سرمایه‌گذاری می‌کند. امام علی (ع) به مالک می‌آموزند که رفع سوءظن از ذهن مردم، نه یک ضعف، بلکه یک ضرورت برای «ریاضت نفس» و «رفق با رعیت» است (فَإنَّ فی ذَلکَ ریَاضَةً منْکَ لنَفْسکَ وَ رفْقاً برَعیَّتکَ). این اقدام دو دستاورد بزرگ دارد: نخست آنکه حاکم خود را از خودخواهی پاک می‌کند و دوم آنکه با اقناع مردم، آنان را در مسیر حق نگاه می‌دارد (وَ إعْذَاراً تَبْلُغُ به حَاجَتَکَ منْ تَقْویمهمْ عَلَی الْحَقّ). در واقع، اقناع‌گری در سیره علوی به معنای تحمیل اراده نیست، بلکه به معنای همراه کردن دل‌ها و عقل‌های مردم با اهداف والای حکومت است تا دشمن نتواند با ایجاد دوقطبی‌های کاذب، جامعه را به آشوب بکشاند.

جنگ روانی دشمن اغلب توسط کارگزاران نفوذی یا سخن‌چینان داخلی تغذیه می‌شود. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر، به شدت نسبت به پذیرش کلام سخن‌چینان هشدار می‌دهند: «وَ لَا تَعْجَلَنَّ إلَی تَصْدیق سَاعٍ، فَإنَّ السَّاعیَ غَاشٌّ وَ إنْ تَشَبَّهَ بالنَّاصحینَ». سخن‌چین در لباس مصلح جلوه می‌کند اما در واقع به دنبال ویرانی آرامش روانی جامعه است. حاکم باید با طرد این افراد، کانون‌های تولید شایعه را در بدنه حکومت خشک کند. صیانت از افکار عمومی ایجاب می‌کند که حاکمیت اجازه ندهد اخبار دروغین و نفاق‌آلود، ذهنیت مردم را نسبت به خادمانشان مکدر کند. قرآن کریم نیز در سوره حجرات تأکید می‌کند که اگر فاسقی خبری آورد، درباره آن تحقیق کنید؛ این دستور، زیربنای مدیریت خبر در بحران‌هاست.

پیوند میان عدل عملی و شکست جنگ روانی

امام علی (ع) می‌فرمایند که هیچ‌چیز مانند «استقامت در عدل» و «ظهور مودت مردم» مایه روشنی چشم حاکمان نیست (وَ إنَّ أَفْضَلَ قُرَّة عَیْن الْوُلَاة اسْتقَامةُ الْعَدْل فی الْبلَاد وَ ظُهُورُ مَوَدَّة الرَّعیَّة). وقتی عدل در جامعه جاری باشد، شایعات دشمن مانند بذری است که در شوره‌زار پاشیده می‌شود و هرگز رشد نخواهد کرد. مودت مردم نسبت به حاکم عادل، سدی است که امواج جنگ روانی را باز می‌گرداند. دشمن وقتی می‌بیند توده مردم (العامه) از عملکرد حاکمیت راضی هستند، متوجه می‌شود که ابزارهای تبلیغاتی‌اش کارگر نخواهد بود. لذا، صیانت از افکار عمومی در نهج‌البلاغه، بیش از آنکه یک کار رسانه‌ای باشد، یک کار عملی در حوزه عدالت‌گستری است.

در ایام فتنه که حق و باطل در هم آمیخته می‌شوند و شایعات به اوج می‌رسند، امام علی (ع) خود به عنوان «مبیّن» وارد میدان می‌شوند. ایشان با ایراد خطبه‌های روشنگر، نه تنها به دفع شبهات می‌پردازند، بلکه به مردم می‌آموزند که چگونه نشانه‌های حق را از میان غبار فتنه‌ها بازشناسند. راهبرد امام در این لحظات، آرام‌سازی فضا، ارتقای بصیرت و دعوت به صبر است. ایشان به مالک می‌فرمایند که در برابر دشمن، حتی پس از صلح، هشیار باش، اما این هشیاری نباید به معنای ایجاد فضای امنیتی و خفقان برای مردم خودی باشد. هنر حکمرانی علوی در این است که میان «هشیاری در برابر دشمن» و «اعتماد به مردم» توازن برقرار کند.

پیروزی در نبرد روایت‌ها

مواجهه با جنگ روانی در نهج‌البلاغه بر پایه «صداقت حکومتی» و «بصیرت مردمی» استوار است. حاکمیت علوی برای صیانت از افکار عمومی، به جای سانسور یا فریب، از ابزار «تبیین» و «عدالت» استفاده می‌کند. اقناع‌گری در این مکتب، یعنی احترام به عقلانیت مردم و شریک کردن آنان در حقایق. وقتی مردم احساس کنند حاکم با آنان صادق است و در برابر سوءظن‌ها متواضعانه پاسخگوست، بزرگترین توطئه‌های رسانی دشمن نیز شکست خواهد خورد. از منظر امیرالمؤمنین (ع)، افکار عمومی زمانی در برابر شایعه بیمه می‌شود که حاکمیت، عدل را سرلوحه کار خود قرار داده و میان خود و مردم، هیچ پرده‌ای از ابهام و دروغ باقی نگذارد.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *