به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در هفتههای اخیر، اخبار زیادی از جنگ رمضان، آتشبس، و مذاکرات شنیدهاید. اما شاید از خود پرسیده باشید «چه کسی پشت پرده این جنگ ایستاده است؟» پاسخ ساده نیست، اما در این نوشتار، میخواهم شما را با یکی از عجیبترین چهرههای این ماجرا آشنا کنم.
زنی که هیچ سمت رسمی ندارد، اما برخی از فرماندهان ارشد اسرائیلی او را «نخستوزیر سایه» مینامند. نام او سارا نتانیاهو است.
«ملکه سایه» کیست؟
این یادداشت، تلاشی برای پاسخ به این پرسش که «چه کسی و چه مکانیسمی پشت تداوم جنگ علیه ایران بوده است؟»
آنچه در این مجموعه میخوانید، نه شایعه، که گزارشی مستند از شهادتهای تحت سوگند در دادگاههای اسرائیل است. هدف، نه تخریب شخصیت، که افشای «ساختار فساد» و «معماری سایه جنگ» در رژیم صهیونیستی است.
یک. سارا نتانیاهو کیست؟
سارا نتانیاهو، همسر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر فعلی اسرائیل است. او یک روانشناس تربیتی است و پیش از ازدواج با نتانیاهو، به عنوان مهماندار هواپیما نیز کار میکرده است، اما او فقط «همسر نخستوزیر» نیست.
در سالهای اخیر، رسانههای اسرائیل و حتی فرماندهان ارشد نظامی این کشور، بارها به «نفوذ بیسابقه» او در تصمیمات امنیتی و سیاسی اشاره کردهاند.
بر اساس گزارشهای متعدد در رسانههای عبری (مانند معاریو و یدیعوت آحارونوت)، سارا نتانیاهو در حساسترین انتصابات امنیتی اسرائیل از جمله انتخاب رئیس ستاد ارتش، رئیس موساد، و رئیس شاباک نقش داشته است.
یک روزنامهنگار اسرائیلی در وبسایت معاریو صراحتاً نوشت «ما خود را با این واقعیت وفق دادهایم که رهبری کشور عملاً به یک مدیریت خانوادگی واگذار شده است».
دو. چرا او «ملکه سایه» نامیده میشود؟
برای درک این لقب، نیازی نیست به منابع ایرانی مراجعه کنیم. کافی است به شهادتهای فرماندهان ارشد خود اسرائیل در دادگاههای این کشور نگاه کنیم.
موشه یعلون، وزیر جنگ اسبق اسرائیل و رئیس ستاد پیشین ارتش، در دادگاه شهادت داده است که رئیس ستاد ارتش به او گفته است «این مصاحبه با نخستوزیر نبود. مصاحبه با همسرش بود».
منظور یعلون این بود که برای تصدی پستهای حساس امنیتی، عملاً باید نظر سارا نتانیاهو را جلب میکردی، نه فقط نظر نخستوزیر.
ژنرال گای تزور، یکی از بلندپایهترین فرماندهان نظامی اسرائیل، در دادگاه تحت سوگند شهادت داده است که برای سمت «دبیر نظامی نخستوزیر» (یکی از حساسترین پستهای امنیتی اسرائیل)، مصاحبهاش «توسط خود سارا نتانیاهو انجام شد».
نتانیاهو تنها یک سوال پرسید. سپس سارا وارد شد، 5 دقیقه تمام مصاحبه را خودش انجام داد و پس از آن نتانیاهو جلسه را ترک کرد.
دو روز بعد، ژنرال تزور رد شد و او تا سالها مطمئن بود که سارا رأی «نه» را صادر کرده است.
دفتر نتانیاهو این شهادتها را تکذیب کرده، اما تاکنون نتوانسته هیچ مدرکی علیه آنها ارائه دهد.
وقتی یک ژنرال اسرائیلی در دادگاه کشور خودش قسم میخورد و شهادت میدهد، حرف او را جدی بگیریم یا دفتر نخستوزیری که تنها به «تکذیب» بدون مدرک بسنده کرده است؟
سه. «قرارداد 15 صفحهای»؛ سندی که هرگز دیده نشد (و نیازی هم نیست)
بر اساس شهادت دیوید شمرون، وکیل اسبق خانواده نتانیاهو، در سال 1999 – زمانی که نتانیاهو پس از شکست در انتخابات، در آستانه طلاق از سارا بود – یک «قرارداد ازدواج محرمانه» امضا شد. به گفته شمرون، این قرارداد به سارا اختیار میدهد.
ـ در جلسات امنیتی شرکت کند (حتی بدون داشتن مجوز امنیتی)
ـ بر انتصابات رئیس موساد، رئیس شاباک، و فرماندهان ارشد ارتش وتو کند
ـ در سفرهای خارجی نتانیاهو همراه باشد و در جلسات محرمانه حاضر شود
دفتر نتانیاهو این قرارداد را «جعلی» خوانده است، اما شاید نیازی به دیدن خود قرارداد نباشد. کافی است به «نتیجه» آن نگاه کنیم: وتوی سارا بر انتصابات امنیتی، حضور او در جلسات حساس، و نفوذش در تصمیمات کلان همه اینها واقعیت دارند. وجود یا عدم وجود یک کاغذ 15 صفحهای، چیزی از این واقعیتها کم یا زیاد نمیکند.
جمعبندی؛ از کاخ تا زندان، فاصلهای به نام جنگ
سارا نتانیاهو فقط یک «همسر نخستوزیر» نیست. او بر اساس شهادت فرماندهان ارشد اسرائیلی، نقشی تعیینکننده در انتصابات امنیتی و تصمیمات سیاسی دارد، اما چرا این موضوع برای ما ایرانیان مهم است؟
چون «بقای سیاسی» نتانیاهو و همسرش، مستقیماً به «ادامه جنگ» گره خورده است. تا جنگ ادامه دارد، پروندههای فساد آنها در دادگاههای اسرائیل به تعویق میافتد و ائتلاف راستافراطی فرو نمیپاشد. به عبارت دیگر، «صلح» برای سارا نتانیاهو یعنی «زندان» و «جنگ» یعنی «بقا».
یادداشت از: سارا صمدی، پژوهشگر جنگ شناختی
انتهای پیام/
نظرات کاربران