مجله کشاورزی و دامداری ایران اگری
0

مفاهیم کلیدی فلسفه‌ سیاسی در بیانات امام شهید

مفاهیم کلیدی فلسفه‌ سیاسی در بیانات امام شهید
بازدید 3
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، امام شهید در خصوص امتداد فلسفه‌ سیاسی در تاریخ 29 بهمن 1382 فرمودند: «نقص فلسفه‌ ما این است که این ذهنیت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفه‌های غربی برای همه‌ی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن می‌کند: سیستم اجتماعی را معیّن می‌کند، سیستم سیاسی را معیّن می‌کند، وضع حکومت را معیّن می‌کند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن می‌کند؛ اما فلسفه‌ی ما به‌طور کلّی در زمینه‌ی ذهنیّاتِ مجرّد باقی می‌ماند و امتداد پیدا نمی‌کند». ایشان به این توصیه اکتفا نکردند و خود به این امر اهتمام داشتند.آثار امام شهید چارچوبی فکری برای فهم نظام سیاسی جمهوری اسلامی و همچنین رویکردی به مسائل جهانی ارائه می‌دهد.

فلسفه‌ سیاسی امام خامنه‌ای ریشه در آموزه‌های اسلامی به‌ویژه قرآن و نهج البلاغه دارد و با در نظر گرفتن شرابط معاصر شکل گرفته است. در آثار ایشان، بسیاری از مفاهیم فلسفه‌ی سیاسی به تفصیل آمده است. در این متن به برخی از مفاهیم کلیدی فلسفه‌ی سیاسی از دیدگاه ایشان اشاره‌ی مختصری می شود:

1. ولایت فقیه: مهم‌ترین رکن فلسفه‌ سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای، مفهوم ولایت فقیه است. ایشان معتقدند که در شرایط غیبت امام زمان (عج)، فقه‌پروانگان باید زمام امور را به دست گیرند و با اتکا به فقه اسلامی، جامعه را اداره کنند. ایشان تصریح دارند که  نقش ولایت فقیه این است که در این مجموعه‌ی پیچیده و درهم‌تنیده‌ی تلاش‌های گوناگون نباید حرکت نظام، انحراف از هدف‌ها و ارزش‌ها باشد؛ نباید به چپ و راست انحراف پیدا شود. پاسداری و دیده‌بانی حرکت کلی نظام به سمت هدف‌های آرمانی و عالی‌اش، مهم‌ترین و اساسی‌ترین نقش ولایت فقیه است. امام بزرگوار این نقش را از متن فقه سیاسی اسلام و از متن دین فهمید و استنباط کرد؛ همچنان که در طول تاریخ شیعه و تاریخ فقه شیعی در تمام ادوار، فقهای ما این را از دین فهمیدند و شناختند و به آن اذعان کردند، البته فقها برای تحقق آن فرصت پیدا نکردند، اما این را جزء مسلّمات فقه اسلام شناختند و دانستند و همین‌طور هم هست. این مسئولیتِ بسیار حساس و مهم، به نوبه‌ خود، هم از معیارها و ضابطه‌های دینی و هم از رأی و خواست مردم بهره می‌برد؛ یعنی ضابطه‌های رهبری و ولایت فقیه، طبق مکتب سیاسی امام بزرگوار ما، ضابطه‌های دینی است؛ مثل ضابطه‌ی کشورهای سرمایه‌داری، وابستگی به فلان جناح قدرتمند و ثروتمند نیست(خامنه‌ای، بیانات، 14/3/1383). در بیان دیگری می‌فرمایند: «رهبری و ولایت فقیه از نقطه‌های اساسی‌ای است که حرکت و جهت‌گیری اسلامىِ نظام را تأمین می‌کند» (خامنه‌ای، بیانات، 22/3/1383).

2. عدالت: عدالت، یکی از مهم‌ترین اهداف نظام سیاسی در بیانات رهبری است. ایشان بر لزوم تحقق عدالت اجتماعی، اقتصادی و قضایی تأکید دارند و معتقدند که مبارزه با فقر و تبعیض، وظیفه‌ی اصلی نظام است. ایشان تأکید دارند که «بهترین راهِ عدالت‌بنیان کردنِ اقتصاد همین است. اینکه ما روی مسئله‌ی عدالت که اساس کار اقتصاد در اسلام عدالت است ــ «لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط» ــ [تأکید می‌کنیم،] عدالت‌بنیان کردن از این راه به وجود خواهد آمد؛ بتوانیم امکان کار کردن و درآمد کسب کردن را برای همه‌ی مردم فراهم کنیم» (خامنه‌ای، بیانات،01/01/1402)؛ و نیز در فراز دیگری فرمودند «نظام اسلامی در مکتب امام خمینی، نظام عدل و ایمان و عقل و آزادگی و مردم‌گرایی است و استقلال ملی و رد نظام سلطه‌ی ‌بین‌المللی در مکتب امام بزرگوار ما دارای چنین ریشه‌های عمیقی است. ملتی که نظام اسلامی را انتخاب می‌کند، از آنجا که مؤمن ‌به اسلام و عاشق عدالت و پایبند به منطق و عقل و دین و آزاد از تحمیل و زورگویی است، به طور طبیعی همه‌ی قدرت‌های ‌سلطه‌گر سیاسی و اقتصادی و فرهنگی عالم را نفی می‌کند و از همه‌ی زورگویان و چپاول‌گران و متجاوزان بین‌المللی روی بر می‌تابد ‌و اگر از آنان تعرضی ببیند، با همه‌ی توان در مقابل آنان می‌ایستد و از استقلال و شرف و آزادگی خود دفاع می‌کند و از آنجا که ‌معتقد به برادری همه‌ مسلمانان و شرف همه‌ انسان‌هاست، در هر نقطه‌ جهان که ملتی را مقهور دست ظلم و استکبار ببیند با ‌آنان احساس همدردی می‌کند و اگر بر آزادی‌طلبی همت گمارند، دست کمک به آنان می‌دهد»‌‌(خامنه‌ای، بیانات،21/03/1377).

3. استقلال: استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، از دیگر مفاهیم کلیدی در فلسفه‌ سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای است. ایشان بر لزوم پرهیز از وابستگی به قدرت‌های خارجی و اتکا به توان داخلی تأکید دارند. وی درباره‌ استقلال ملت می‌فرماید: «استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرت‌های سلطه‌گر جهان است؛ و آزادی اجتماعی به‌ معنای حقّ ‌تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است؛ و این هر دو از جمله‌ ارزش‌های اسلامی‌اند و این هر دو ‌عطیّه‌ الهی به انسان‌ها‌یند و هیچ‌کدام تفضّل حکومت‌ها به مردم نیستند. حکومت‌ها موظّف به تأمین این دواَند. منزلت آزادی و ‌استقلال را کسانی بیشتر می‌دانند که برای آن جنگیده‌اند. ملّت ایران با جهاد … خود از جمله‌ آنها است. استقلال و آزادی کنونی ‌ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خون‌آوردِ صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبه‌های رفیع ‌انسانیّت. این ثمر شجره‌ طیّبه‌ انقلاب را با تأویل و توجیه‌های ساده‌لوحانه و بعضاً مغرضانه، نمی‌توان در خطر قرار داد. همه -‌مخصوصاً دولت جمهوری اسلامی‌- موظّف به حراست از آن با همه‌ وجودند. بدیهی است که «استقلال» نباید به معنی زندانی ‌کردن سیاست و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود، و «آزادی» نباید در تقابل با اخلاق و قانون و ارزش‌های الهی و حقوق عمومی ‌تعریف شود» ‌(خامنه‌ای، بیانات22/11/1397)؛ ایشان همچنین در بیانیه‌ گام دوم می فرماید: «استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرت‌های سلطه‌گر جهان است»‌(خامنه‌ای، بیانات22/11/1397)؛ و در فراز دیگر تأکید دارند: «من می‌توانم عرض بکنم که امروز هیچ کشوری در دنیا، ملّتی به استقلال ملّت ایران ندارد؛ همه‌ ملّت‌های دنیا به‌نحوی از انحاء، نوعی ملاحظه‌کاری در مقابل قدرت‌ها دارند. آن ملّتی که آرائش تحت تأثیر هیچ‌کدام از قدرت‌ها قرار نمی‌گیرد، ملّت ایران است. بنابراین استقلال محفوظ ماند»‌‌(خامنه‌ای، بیانات01/01/1397).

4. آزادی: «آزادی» در انقلاب اسلامی ایران، به معنای رهایی از سلطه و دخالت زورگویان و بیگانگان (خامنه‌ای، بیانات، 21/3/1377)، استقلال فکر و بیان و عدم تقلید (خامنه‌ای، بیانات،  12/6/1377) و به مثابه‌ حق فطری در کلیه‌ شئون  زندگی فردی و اجتماعی بشر، تلقی می‌گردد( خامنه‌ای، بیانات،  24/7/1390). آزادی از مقولات مهم و مؤکدی در قرآن کریم و روایات ائمه‌ی معصومین به شمار می‌رود (خامنه‌ای، بیانات،  12/6/1377)که زاییده‌ی تفکر و معارف والای پیغمبران است (خامنه‌ای، بیانات، 10/3/1384).  با نگاهی به تاریخ اسلام، بارقه‌های آزادی و آزادی‌خواهی، به عنوان یک ارزش والای انسانی، در قاب قیام عاشورا متجلی است(خامنه‌ای، بیانات،  26/1/1379). در اندیشه‌ انقلاب اسلامی، اسلام، متضمن آزادی و مردم‌سالاری است(خامنه‌ای، بیانات،  12/8/1380؛ 25/10/1385؛ همو، مکتوبات، 18/11/1381)و در پرتو اسلام است که آزادی انسان در محیط اجتماعی، از فشارهای سیاسی و اقتصادی و تعصبات جاهلانه پدیدار می‌گردد(خامنه ای، بیانات،  12/3/1380)؛ بدین‌جهت، اسلام، هرگونه استبداد و دیکتاتوری فردی و اجتماعی را نفی می‌کند و فقدان آزادی را فاجعه‌ای برای جوامع بشری قلمداد می‌کند (خامنه‌ای، بیانات،  9/12/1379).

5. مشارکت: رهبر شهید بر اهمیت مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌ها تأکید دارند. ایشان معتقدند که نظام سیاسی باید زمینه را برای مشارکت فعالانه مردم در عرصه‌های مختلف فراهم کند. امام شهید در این مورد فرمودند: «این را مکرّر عرض کرده‌ایم که مشارکت مردم برای نظام جمهوری اسلامی پشتوانه است، مایه‌ آبرو است، مایه‌ سربلندی است. اگر چنانچه مردم مشارکت واضح‌تر و بهتر و روشن‌تری داشته باشند، نظام جمهوری اسلامی این توانایی را پیدا خواهد کرد که حرف خودش و نیّات خودش و مقاصد خودش را ــ چه در داخل کشور، چه در مجموعه‌ی امتداد راهبردی کشور- تحقّق ببخشد و این فرصتِ خیلی بزرگی است برای کشور» (خامنه‌ای، بیانات،  8/04/1403)؛ و نیز فرمودند: «جمهوری اسلامی دشمن دارد. یکی از چیزهایی که جمهوری اسلامی را بر دشمنانش فائق می‌کند، انتخابات است. اگر مشارکت خوب مردم در این انتخابات مشاهده بشود، این مایه‌ی سرافرازی جمهوری اسلامی است»(خامنه ای، بیانات،  05/04/1403). امام شهید تصریح دارند که قوی‌ترین دولت ها هم قادر نیست بدون مشارکت مردم موتور اقتصاد جامعه را به راه بیندازد (خامنه‌ای، بیانات،  021/01/1399). ایشان در ابعاد مختلف، مشارکت مردم در مقابله با کرونا و در مقابله با فتنه‌ها و مشارکت در انتخابات، مطالب مفصلی بیان کردند که نیازمند تحلیل محتوی از زوایای مختلف است.

6. جهاد: در بیانات آیت‌الله خامنه‌ای، جهاد به معنای مبارزه با ظلم و ستم، در هر شکل و مقیاسی است. ایشان معتقدند که جهاد، یک وظیفه‌ی همگانی است و همه‌ی افراد جامعه باید در این راه تلاش کنند. جهاد در نگاه ایشان صرفاً در میدان نبرد نیست و همه‌ی میدان‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در بر می‌گیرد. کار جهادی در ابعاد مختلف مورد تأکید امام شهید می باشد: «امروز وظیفه‌ ما مراقبت دائمی از انقلاب است؛ وظیفه‌مان امروز وحدت ملّی است؛ وحدت ملّی مهم است؛ وظیفه‌مان امروز مشارکت دادن مردم است؛ کمک کردن به آحاد مردم به‌خصوص به طبقات ضعیف است؛ وظیفه‌مان امروز کار جهادی مسئولان است؛ این دیگر مربوط به خصوصِ سپاه نیست، همه‌ی مسئولان کشور امروز موظّفند کار جهادی کنند، شبانه‌روزی کار کنند، خستگی نشناسند. ما فصل مُشبعی را حرکت کرده‌ایم؛ این سربالایی، این شیب تند را عبور کرده‌ایم، به قلّه‌ها نزدیک شده‌ایم. نباید خسته بشویم. امروز روز خسته شدن نیست، روز ناامید شدن نیست؛ امروز روز شوق است، روز امید است، روز حرکت است؛ مسئولین کشور در بخش‌های مختلف باید با این روحیه حرکت کنند» (خامنه‌ای، بیانات،  15/01/1402).

7. نظام‌سازی: امام شهید بر لزوم نظام‌سازی در کشور تأکید دارند. به این معنا که باید ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور بر اساس ارزش‌های اسلامی و با هدف تحقق اهداف انقلاب طراحی و پیاده‌سازی شود. از نگاه ایشان «نظام‌سازی… یک امر دفعی و یکباره نیست؛ معنایش این نیست که ما یک نظامی را بر اساس فقه کشف کردیم و استدلال کردیم و این را گذاشتیم وسط، و این تمام شد؛ نه، اینجوری نیست. نظام‌سازی یک امر جاری است؛ روزبه‌روز بایستی تکمیل شود، تتمیم شود. ممکن است یک جائی اشتباه کرده باشیم اما مهم این است که ما بر اساس این اشتباه، خودمان را تصحیح کنیم، خودمان را اصلاح کنیم؛ این جزو متمم نظام‌سازی است. نه اینکه گذشته را خراب کنیم. اینکه ما می‌گوئیم نظام‌سازی جریان دارد، معنایش این نیست که هرچه را ساختیم و بنا کردیم، خراب کنیم؛ قانون اساسی‌مان را خراب کنیم، نظام حکومتی و دولتی‌مان را ضایع کنیم؛ نه، آنچه را که ساختیم، حفظ کنیم، نواقصش را برطرف کنیم، آن را تکمیل کنیم. این کار، یک کار لازمی است» (خامنه‌ای، بیانات،17/06/1390).

8. قدرت: قدرت در اندیشه‌ انقلاب اسلامی، به معنای آمادگی‌ها و صلاحیت‌های فرهنگی، فنی، مالی، اخلاقی، نظامی یک ملت برای تبدیل شدن به دولت مقتدر است (خامنه‌ای، 4/7/1363).از سوی دیگر، قدرت، توان به فعلیت رساندن جمیع منابع مادی و معنوی در دسترس انسان‌ها برای دستیابی به عدالت و رستگاری است (امام خمینی، صحیفه، ج9، ص369؛ ج4، ص360) و به تعبیری، خدمت به انسانیت و انسان‌ها و ارزش‌های بشری از موضع قوت و به عنوان موهبت و زینت زندگی  و کمال می‌باشد (خامنه‌ای،  4/10/1382؛ 15/5/1382؛ امام خمینی، صحیفه، ج13، ص155).

قدرت در اسلام، فراتر از مفهوم آن است و به دلیل فرهنگ اصیل اسلام، همواره با ارزش‌ها و فرهنگ‌های اصیلی چون: عدالت، معنویت، عزت، رفاه، ثروت و سعادت همراه بوده است (خامنه‌ای، 1381، ص90) ؛ به همین دلیل است که بر خلاف مستکبران، که تمکن اجتماعی آنها با ثروت و مقام و پول بیشتر به دست می‌آید؛ در اسلام، قدرت و تمکن اجتماعی،  با تکیه به مردم و حضور و مشارکت آنها به دست می‌آید که اقتدار را نیز با خود به همراه خواهد داشت (خامنه‌ای، حدیث ولایت، 1380، ص179؛ 1377، ص158).

قدرت، برخورداری از امکان اعمال نظر و دستیابی به اهداف-چه مثبت و چه منفی- را با خود به دنبال دارد و با توجه به فسادآوری قدرت، افرادی با داشتن اهداف منفی می‌توانند به عنوان آفت و زنگ خطری برای جامعه محسوب شوند و بدان دلیل که روح استکبار و خودپسندی در آنها دمیده شده است، فساد در ابعاد مختلف را ایجاد کنند(خامنه‌ای، حدیث ولایت، 1380، ص179) و این در حالی است که تمکن فردی و اجتماعی بشر در جامعه،  با اهداف مثبت می‌تواند شکاف میان فقرا و اغنیا را کاهش داده و به رفع فقر و محرومیت بینجامد(همان، 1369، ص47).  در عرصه‌ی بین‌الملل نیزچنانچه ملتی قدرتمند باشد، راه تجاوز و حمله‌ی دشمن را مسدود و مصونیت خود را حفظ خواهد کرد(همان، ج24، ص341؛ امام خمینی، صحیفه، ج4، ص301-302).

هر یک از مفاهیم ذکر شده قابلیت بحث گسترده و تدوین مقالات فراوان دارد. برخی از این مفاهیم به‌طور خاص مورد توجه نویسندگان قرار گرفته و مقالات و کتاب‌هایی درباره‌ی آن نگاشته شده است، اما همچنان این موضوعات، ظرفیت کارهای علمی عمیق را دارد. حضور شبانه‌ی مردم به صورت خودجوش در دفاع مقدس سوم، نتیجه‌ی آموزش دوره‌ی حکمرانی امام شهید است و از مصادیق بارز قیام برای خداست.

یادداشت از: رجبعلی اسفندیار، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *